بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم صبح بخیر،
آغازبازگشت آزادگان عزیز به میهن اسلامی(۱۳۶۹)گرامی باد.
لحظاتی کوتاه در محضر امیر بیان امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام که [درمورد امام و دنیای دنیا پرستان] فرمود:
آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمومنین"ع"خوانند و درتلخی های روزگار با مردم شریک نباشم و در سختیهای زندگی الگوی آنان نگردم؟ آفریده نشده ام، که غذاهای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پرواری که تمام همت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده خود بیخبر است.
آیا مرا بیهوده آفریدند ؟
آیا مرا به بازی گرفتهاند ؟
آیا ریسمان گمراهی در دست گیرم و یا در راه سرگردانی قدم بگذارم ؟
گویا میشنوم که شخصی از شما میگوید:
"اگرغذای فرزند ابیطالب همین است، پس سُستی او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان بازمانده است"
آگاه باشید !
درختان بیابانی،چوبشان سختتر، و درختان کناره جویبارپوستشان نازکتر است،درختان بیابانی که با باران سیراب میشوند آتش چوبشان شعله ورتر و پردوام تر است.
من و رسول خدا"ص"چونان روشنایی یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوستهایم.
به خدا سوگند ! اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روی برنتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه میشتابم، و تلاش میکنم که زمین را از این شخص مسخ شده "معاویه" و این جسم کج اندیش پاک سازم تا گِل و کلوخ از میان دانهها جدا گردد.
"نامه به فرماندار بصره عثمان بن حنیف انصاری که دعوت مهمانی سرمایه داری ازمردم بصره راپذیرفت ".
#نهجالبلاغه
#بخشسومفرازدومنامهشماره۴۵
Eitaa.com/fordooeha