یه جا تو کتاب چهار اثر فلورانس اسکاول شین نوشته بود:
«وقتی قاطعانه تصمیم میگیری که زندگی رویاهایت را داشته باشی، جهان هستی همه چیز را به نفع تو تغییر میدهد تا تو بتوانی آن را به دست بیاوری. افرادی که به آنها نیاز داری ظاهر میشوند، شفایی که به آن نیاز داری اتفاق میافتد، درهای بسته باز میشوند.
هنگامی که برآورده شدن آرزوهایت را باور داشته باشی، معجزات یکی پس از دیگری رخ میدهند.»
در واقع همه چیز وقتی شروع میشه که ما قلباً تصمیم میگیریم که برای چیزی که میخوایم، عمیقا تلاش کنیم! ♥️
همهی ما زخمهایی را با خودمان حمل میکنیم که اگر موفق نشویم حلشان کنیم و از آنها التیام یابیم، به مرور تبدیل میشوند به تیغههایی تیز و بُرّنده که ناخواسته با آنها، دیگران را زخمی میکنیم.
و جهان، پر شده از آدمهایی که هربار به هم نزدیک شدند، به هم زخم زدند؛ بیآنکه بدانند این زخمها یادگار همان زخمها و آسیبهاییست که در گذشته بخشی از روانشان را درگیر کرده و برای التیام آن، هیچ کاری نکردهاند!
و زخمهای التیام نیافته، محو نمیشوند!
و زخمهای التیام نیافته، میمانند و سرسخت میشوند و آسیب میزنند...
شاید بی اهمیت ترین حرف ممکنه ولی خوش بحال کسایی که تو این شرایط پارتنر خوب و همراه دارن.