eitaa logo
شرقی‌ِ غمگین
123 دنبال‌کننده
5 عکس
39 ویدیو
0 فایل
به من بگو رادیکال،دیگه هیچ توانی ندارم.
مشاهده در ایتا
دانلود
بهم گفت درکم میکنه و این عجیب بود.چون تنها کسایی که منو درک میکردن شخصیت های خیالی بودن که نویسنده های رنج کشیده‌ی موردعلاقم اونارو خلق کرده بودن.
ذوق دارم چون امروز باشگاه دارم ولی چشام درد میکنه اما دلم میخواد لازانیا بخورم زندگی خسته کننده اس اما عاشق نارنگیم ولی امروز چیپس خوردم.
قوی ترین دراگ دنیا کتابه،فکر کن به یه تیکه نازک چوب زل میزنی وارد دنیاهای دیگه میشی.
می‌دانی خورشید چگونه می‌سوزد؟ هر صبح طلوع می‌کند تا دیگری بیدار شود، تا نوری برای کسی باشد، حتی وقتی خودش دارد از درون خاموش می‌شود. و همه می‌گویند همیشه هست، پس همیشه است. هیچ‌کس نمی‌پرسد این همه‌روزی که نور داده چیزی از او کم نکرده؟ این همه‌شب که غروب کرده‌اند و حتی نفهمیدند تنهایش نگذاشتند؟ با غروبش خداحافظی هم نمی‌کنند؛ مطمئن‌اند فردا هست. و فردا هم هست. ولی هست، به چه قیمتی؟ نور خسته، هنوز هم نور است. فقط خودش می‌داند که یک‌روز، ممکن است دیگر توان طلوع نداشته باشد. و آن روز، کسی نمی‌پرسد چرا؟ فقط می‌پرسد کی دوباره؟
عشق به تو اسیب می‌رساند،مانند سوزنی زیر پوست یا چاقویی در دنده هایت،نفرت یک انتخاب است اما عشق اینطور نیست،هیچ چیز به اندازه عشق از کنترل ما ادم ها خارج نیست.
فکر میکنم مشکل من اینه که هیچوقت نمیدونم چطور درباره احساساتم حرف بزنم.توی ذهنم با خودم درباره حسم حرف میزنم و خیلی خوب میتونم توضیحش بدم ولی اینکه واقعت بتونم اون حرفارو به زبون بیارم خیلی سخته.
همه چیز از یه دفتر و خودکارِ ساده شروع شد...
وقتی خبر مرگ تو رسید،من انجا نبودم اما این را میدانم که در ان ثانیه،تمام قله های دنیا ترک برداشتن و تمام رنگ ها از جایشان کنده شدند،چون درجهانی که تو در ان نیستی،هیچ پاک مطلق حاکم شده و خورشید بدون حضور سایه‌ی معشوق،فقط یک توپ اتشین بی‌مزه است که در فضای سفتِ سرد می‌سوزد و هیچکس نیست که به خاک سیاه خفته بر لب دریای بیکران بگوید که همه‌ی این ها فقط یک بازی کوچک کودکانه‌ی آب بود.
جرم من؟ جرم من این است که خودم را به انسانِ دیگر و تمام بشرِ دیگر فروختم و کشتم.
شاید سخت ترین قسمت ۱۴/۱۵/۱۶/۱۷ سالگی این نیست که نمیدونی اینده ات چی‌میشه،اینه که دیگه مطمئن نیستی گذشته ات چه کسی بودی،چیزایی که یه زمانی دوست داشتی دیگه خوشحالت نمیکنن،ادمایی که یه زمانی همه دنیات بودن شاید دیگه جایی تو اینده ات نداشته باشن، و حتی تو آینه به خودت نگاه میکنی و حس میکنی داری با یه غریبه اشنا میشی و شاید کلش همینه،گم شدنِ ارومِ کسی که بودی برای پیدا کردن کسی که هنوز نمیدونی قراره بشی.