eitaa logo
فلسفه تابع وحی
295 دنبال‌کننده
42 عکس
41 ویدیو
71 فایل
معرفی اندیشه فلسفه تابع وحی (فتوح) ارتباط با مدیر کانال: @yahyaab
مشاهده در ایتا
دانلود
🔶تأملی بر فلسفه اخلاق از منظر علامه طباطبایی (ره) (به مناسبت سالروز رحلت مرحوم علامه طباطبایی ره) اینگونه رایج و متداول است که دیدگاه علامه طباطبایی ره را نسبت به حسن و قبح و مبانی اخلاق، از مقاله ششم از کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم به دست می آورند که به تحلیل ادراکات اعتباری پرداخته است و لذا چنین نتیجه می گیرند که ایشان حسن و قبح را اعتباری می داند و درنتیجه برخی توالی فاسد اعتباری دانستن حسن و قبح نیز بر این دیدگاه بار می شود. علامه طباطبایی علاوه بر اینکه در یک عبارت کوتاه بحث خود را از حسن و قبح ارزشی که صفت فعل است فی نفسه، تفکیک کرده اند (اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج2، ص201.)، در تفسیر المیزان به صورت مبسوط ناظر به ابعاد مختلف اخلاق و حسن و قبح سخن گفته اند که متأسفانه از دید محققین دور مانده است. در ادامه به تناسب مقام، صرفاً به برخی سرفصل های مباحث ایشان اشاره می کنم. ایشان به صراحت نسبیت اخلاق را مردود می شمارند و به نقد آن می پردازند، ایشان حتی اخلاق اجتماعی را که اعتباری است ناظر به طبیعت ثابت انسانی و مبتنی بر اغراض و مصالح اجتماعی می داند که از ثبات برخوردار است. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 380) همچنین ایشان با تبیینی بدیع، همه افعال حضرت حق را حسن و عین عدل تحلیل می کنند به گونه ای که صدور ظلم از خدای متعال محال است. طبق این دیدگاه هیچگاه افعال حضرت حق در معرض پرسش از حسن و قبح قرار نمی گیرد. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏3، ص: 214 و ج‏14، ص: 272 و ج‏15، ص: 325 : کلام فی معنى نفی الظلم عنه تعالى‏) بنابراین می توان گفت حضرت علامه به حسن و قبح ذاتی که حقایقی نفس الامری و غیر مخلوق باشند معتقد نیست بلکه ایشان حسن را مخلوق خدای متعال می دانند و قبح را نیز از آنجا که امری عدمی تلقی می کنند نیازی به خلقت ندارد. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص: 12 و ج‏7، ص: 297 و ج‏11، ص: 339) ایشان در اصلی ترین بحث خود پیرامون اخلاق، سطوح مختلفی برای اخلاق قائل اند: سطح اول: اخلاق اجتماعی ؛ اخلاقی که در بستر اجتماع پدید آمده که وضعی و اعتباری است. سطح دوم: اخلاق دینی ؛ که توسط انبیاء و کتب آسمانی بیان شده است. سطح سوم؛ اخلاق توحیدی ؛ اخلاقی است که قرآن به آن پرداخته است. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 371) البته در موضعی دیگر حسن و قبح انتزاعی را قبل از حسن و قبح اجتماعی تحلیل می کنند که در مجموع می توان به چهار سطح رسید. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص: 9) در موارد متعددی ایشان پایگاه اخلاق را توحید می دانند به گونه ای که می بایست اخلاق را توحیدی تحلیل نمود چرا که اخلاق نمی تواند ضمانتی غیر از توحید داشته باشد. بلکه تمام شئون جامعه می بایست بر محور توحید شکل گیرد.(المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏11، ص: 155 و ج‏4، ص: 109) https://eitaa.com/fotoooh
هدایت شده از احمدحسین شریفی
🔴ديدگاه امام خميني(ره) دربارة ابوحامد غزالي 🖊احمدحسين شريفي 🔸 در سه جا از آثار خود قضاوت‌هاي صريحي درباره و پاره‌اي از آثار اخلاقي او دارد. يک. در مقدمه شرح جنود عقل و جهل در نقد مهم‌ترين کتاب اخلاقي غزالي يعني مي‌فرمايد: «كتاب «احياء العلوم» كه تمام فضلاء او را به مدح و ثنا ياد مى‏كنند و او را بدء و ختم علم اخلاق مى‏پندارند، به نظر نويسنده در اصلاح اخلاق و قلع ماده‏ فساد و تهذيب باطن كمكى نمى‏كند، بلكه كثرت ابحاث اختراعيّه و زيادى شعب علميّه و غير علميّه آن و نقلهاى بى‏فايده راست و دروغ آن انسان را از مقصد اصلى بازمى‏دارد و از تهذيب و تطهير اخلاق عقب مى‏اندازد.» دو. در شرح چهل حديث ضمن نقد ديدگاه غزالي دربارة علم ، به نقد شخصيت خود او هم اشاره‌اي مي‌کند. توضيح آنکه يکي از سخنان مشهور غزالي در احياء علوم الدين اين است که علم فقه را علمي دنيوي و فقيهان را هم از عالمان دنيا مي‌داند. امام خميني در نقد اين سخنان مي‌فرمايد: اولاً علم فقه نه تنها از علوم دنيوي، آنگونه که غزالي مي‌گويد، نيست؛ بلکه از عزيزترين علوم آخرت است و ثانياً، اين سخن غزالي معلول حب نفس و حب به آن چيزي است که به خيال خودش او اهل آن است، يعني علم به معناي متعارف و رسمي. دو. در تقريرات فلسفه نيز در نقد کتاب احياء علوم الدين مي‌گويد: هر چند کتاب احياء علوم الدين کتابي علمي است که شقوق مختلفي براي مسائل اخلاقي ذکر کرده است، و نحوه ارتباط ميان صفات را به خوبي تشريح کرده است اما اين کتاب «کتابي اخلاقي نيست؛ چون خودش مرد اخلاقى نيست لذا نتوانسته عمل را به خواننده تزريق كند. مرد اخلاقى آن است كه حقايق را بيان كند و بگويد كه كدام شخص چه حرف متين اخلاقى حكيمانه‏اى زده است، ولى اين مرد پر كينه و عداوت با اينكه در كتابش كه اسمش را كتاب اخلاقى گذاشته‏اند، از هر درويش بى‏پدر و مادرى نقل مى‏كند كه چه گفت، ولى از صادقين عليهما السلام با آن بيانات حكيمانه‏اى كه دارند سخنى نقل ننموده است، پس اين كتاب چه تأثيرى خواهد بخشيد؟» 🆔 کانال استاد احمدحسین شریفی 🆔https://eitaa.com/ahmadhoseinsharifi 🔷 ارتباط با ادمین:👇 @mjbayat
هدایت شده از از حوزه چه خبر؟
19.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خاطره جالب توجه آیت الله علوی گرگانی از ملاقات با علامه طباطبایی (ره) در تبیین علت نگارش تفسیر شریف المیزان می‌فرماید؛ مادرم به من گفت: "پسرم تو که همش دور و ور هستی فردای قیامت چه جوابی خواهی داد که عمر شریفت را در این راه مصرف کردی؟! برو دنبال قرآن..." از همان زمان تصمیم گرفتم و این را نوشتم و این "المیزان" را با توجه به عنایت مادر می‌دانم... 🌐کانال از حوزه چه خبر؟ 🆔 http://eitaa.com/joinchat/3299409922C5010cbd9e1
هدایت شده از علی محمدی
استاد شهیدی در درس فقه ۲۶ آبان۹۹: کی می‌‌گوید ملک مجرد است؟ شاید جسم لطیف باشد. قرآن‌ که می‌‌گوید أولی اجنحة مثنی و ثلاث و رباع شما چه جور معنا می‌‌کنید؟ قدرت معنوی، حالا دو تا بال دارد، سه تا بال دارد، ‌چهار تا بال دارد، این‌ها کنایه از این است که این‌ها قدرت معنوی‌شان فرق می‌‌کند و الا این‌ها مجردند که فلاسفه می‌‌گویند، این‌ها دلیل ندارد. کی می‌‌گوید جسم لطیف نیستند ملائکه؟ از روایات استفاده می‌‌شود که این‌ها جسم لطیف است. [آیا] اشکال دارد جبرئیل که نازل می‌‌شد بر پیغمبر و بعضی‌ها می‌‌دیدنش [جسم لطیف باشد؟]. ... مجرد از تمثل پیدا می‌‌کند یا جسم لطیف است تمثل پیدا می‌‌کند در جسم غیر لطیف؟ از روایات استفاده می‌‌شود که ارواح و ملائکه اجسام لطیف هستند. علامه مجلسی هم نظرش همین است. حالا فلاسفه گفتند این‌ها عقول محضه هستند و فعلیت محضه هستند و این‌ها اجسام نیستند، خالیة عن المواد، این‌ها چندان دلیل متقنی بر حرف هایشان ندارند. بزرگ‌ترین اشکال به این‌ها، ‌این‌ها ربط حادث به قدیم را نمی‌توانند حل کنند با این حرف‌هایی که می‌‌زنند. این اجمالش را گفتم تفصیلش را خودتان فکر کنید. فلاسفه تا به امروز مشکل ربط حادث به قدیم را با این مبانی‌شان نتوانستند حل کنند.
استاد میرباقریفلسفه زیر چتر وحی.mp3
زمان: حجم: 848.2K
🎧 استاد میرباقری | فلسفۀ وحیانی (حکمت) ⚡️ به گمان ما آن منطقي که بايد حاکم بر همه منطق‌ها باشد، منطق تبعيت از اديان الهي است. ⚡️ به يک معنا فلسفه بايد زيرمجموعه وحي قرار بگيرد. نبايد يک دستگاه موازي با دستگاه انبيا به نام فلسفه در عالم داشته باشيم. لذا جايگاه فلسفه نسبت به دين يک جايگاه موازي نيست که بگوييد يک حوزه، کار عقلي است و يک حوزه، کار نقلي است و اين دو موازي هم هستند. اين طور نيست. به گمان ما بايد فلسفه زيرمجموعه دين قرار بگيرد. 🔗 https://eitaa.com/mirbaqeri_ir/3398 ☑️ @mirbaqeri_ir
فصل اخلاق.pdf
حجم: 1.3M
این متن به تبیین «فلسفه اخلاق» از منظر کتاب و سنت می پردازد. سرفصل های بحث در ده محور عبارتند از: اول؛ پایگاه حسن و قبح اخلاقی نزد اندیشمندان امامیّه دوم؛ الوهیت و عبودیت، پایگاه اصلی اخلاق و حسن و قبح سوم؛ ولایت حق، کانون همه خیرات و محاسن و ولایت باطل کانون همه شرور و قبایح در عالم چهارم؛ مبادی فطری و تکوینی معرفتشناسی اخلاق پنجم؛ بسط اخلاق بر محور تولی به ولایت حق و ولایت باطل ششم؛ تشخیص حسن و قبح برمحور ولایت هفتم؛ نظام ولایت تاریخی اخلاق هشتم؛ نظام ولایت اجتماعی اخلاق نهم؛ عدل و نظام حقوقی اسلام دهم؛ جمع بندی https://eitaa.com/fotoooh
هدایت شده از حَنان | یحیی
ostad mirbaqeri.mp3
زمان: حجم: 16.1M
سخنان استاد میرباقری در جلسه پیش دفاع
فلسفه تابع وحی
سخنان استاد میرباقری در جلسه پیش دفاع
🔸سخنان استاد میرباقری در جلسه دفاع رساله «جایگاه ولایت در دین» با تطبیق بر حوزه «اخلاق»- تابستان 1397 با حضور حجت الاسلام رضا برنجکار (استاد راهنمای دوم) و دکتر امداد توران (استاد مشاور) و حجت الاسلام محمدتقی سبحانی (استاد داور) و حجت الاسلام شریعتمداری (استاد داور) و حجت الاسلام نادم (استادداور) و حجت الاسلام سید ابوالحسن نواب
هدایت شده از معارف
آیت الله العظمی مظاهری: 💠مرحوم صدرالمتألهین«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»‌  در اول أسفار می‌گوید: من مدتی مشّاء خواندم و متخصّص در فلسفۀ مشّاء شدم، دیدم تاریک است. مدتی اشراق خواندم و متخصّص در فلسفۀ اشراق شدم و دیدم خطرناک است. دست زدم به قرآن و اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» و دیدم آرام شدم. لذا خیلی جاها وقتی صدرالمتألهین بحث‌های خیلی بالای فلسفی نظیر حرکت جوهری را بیان می‌کند، بعد از بحث‌های دقیق فلسفی یک جمله دارد و می‌فرماید: «و هذا المطلب الشریف الغامض اللطیف مما وجدوه و حصلوه بالکشف و الشهود عقیب ریاضاتهم و خلواتهم، و هو مما اقمنا علیه البرهان مطابقاً لکشف والوجدان»؛ عمل به قرآن مرا به اینجا رسانده است. من روی عقیده‌ای که دارم، استدلال می‌کنم، یعنی استدلال‌هایم برای توست و برای خودم نیست؛ بلکه خودم به مرتبۀ یقین رسیده‌ام. خودم از نظر علمی، علم‌الیقین و عین الیقین و حق‌الیقین، به واسطۀ عمل به قرآن و متابعت از اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» به این مقام رسیده‌ام، اما متخصص در مشّاء و اشراق هستم. لذا برایت  استدلال هم می‌کنم. لذا قرآن از نظر توحید خیلی بالا و رساست و هر بی‌سوادی می‌فهمد. مثلاً صدرالمتألهین«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» چهل دلیل برای اثبات وجود خدا می‌آورد، اما خود مرحوم صدرالمتألهین اقرار دارد که ادلّۀ در قرآن رساتر از چهل دلیل اثباتی فلسفی من است. قرآن راجع به نبوت خیلی رسا و عالی دلیل دارد و در باب نبوت کتاب‌های ارزنده‌ای نوشته شده است، اما آن کتاب‌ها اگر متکی باشد به قرآن و متکی باشد به اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم»، آنگاه خیلی رسا و عالی می‌شود و اما اگر از خود درآوری باشد، خوب است و نبوت را اثبات می‌کند، اما آنچه قرآن اثبات می‌کند، نیست.
🔰 رابطۀ فقاهت و حکمت 💥 باید دامنۀ گسترش پیدا کند تا بتواند را هم پوشش دهد. 💠 استاد سید محمدمهدی میرباقری: «چه در ، چه در عرفان و چه در فقه، باید دامنه تفقه دینی گسترش پیدا کند و این گسترش، منوط به است و این روش، نباید جدای از روش تحقیق در سایر حوزه‌های عقلانیت باشد. باید یک منظومه روش تحقیقی پیدا شود که مقیاس مطالعه آن، «فرد، جامعه و تاریخ» و روشش هم روش تعبد باشد و هماهنگی بین حوزه‌های مطالعاتی را هم ببیند. کمااینکه الان در ایجاد وحدت رویه در دانش‌های مدرن، طبقه‌بندی‌ها و روش تحقیق‌ها و بلکه شبکه تحقیقاتی ایجاد کرده‌اند تا منظومه کهکشانی تحقیقات را به وحدت برساند؛ یعنی مثلاً حرفی که در حوزه شیمی کاربردی زده می‌شود، با فیزیک نظری هماهنگ باشد. معنای ، همین است. ما می‌خواهیم در شبکه تحقیقات، یک امر جدید دیگری را هم داخل کنیم و آن، تفقه عام دینی است. باید تفقه دینی را درون این منظومه تعریف کرد و در روش تحقق و سپس در شبکه تحقیقات برد و در همه این مراحل باید تفقه دینی را قرار داد. اگر نتوان تفقه دینی را متغیر اصلی قرار داد و تعبد به وحی را در همه عرصه‌ها جاری کرد، معرفت‌های دینی به‌نفع عقلانیت‌های دیگری منحل خواهند شد. بنابراین، هم مجموعه عقلانیت، باید عقلانیت متعبد شود و به‌صورت یک منظومه در بیاید و هم اینکه باید محور این منظومه کیهانی، معرفت‌های دینی باشد. معرفت‌های دینی باید از احکام موضوعی، گسترش پیدا کنند و هم وارد عرصه احکام نسبت‌ها و احکام جهت شده و هم وارد احکام کلان و توسعه شوند.» 🔗 https://eitaa.com/mirbaqeri_ir/3398 ☑️ @mirbaqeri_ir