eitaa logo
فلسفه تابع وحی
292 دنبال‌کننده
45 عکس
41 ویدیو
71 فایل
معرفی اندیشه فلسفه تابع وحی (فتوح) ارتباط با مدیر کانال: @yahyaab
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مکتب اسلامی
گفتگوی مکتب اسلامی با آقای حامد فخری زاده.mp3
زمان: حجم: 20.4M
🎙 گفتگوی تلفنی مکتب اسلامی با فرزند شهید فخری زاده (جناب آقای حامد فخری زاده) در باب نگاه شهید به علم 🔸 شهید معتقد بود علومی که امروز در اختیار ما هستند علوم واقعی نیستند، علم واقعی با انقلاب در علم با منابع معرفتی ایرانی اسلامی رخ می‌دهد. 🔸 ایشان معتقد بود ما صدسال است که مسیر علمی را برعکس رفته‌ایم، علم باید از قرآن شروع شود، نه اینکه فرضیات علمی موجود را بر قرآن تحمیل کنیم. 🔸 ما یک علم واحد داریم، و علوم نباید اینقدر متکثر باشند، آن علم واحد حکمت است. مکتب اسلامی، شبکه خانواده‌محور برای تحقق تزکیه و تعلیم توحیدی | عضو شوید🔻 https://eitaa.com/joinchat/2275540994C6f057befd5
عقل یا وحی؟ امسال در برنامه قرآنی محفل موارد متعددی را شاهد بودیم که از طریق قرآن مسلمان شده اند. بنده مدت هاست بر روی افرادی که کافر بودند و مسلمان شدند و از ادیان و مذاهب دیگر، مسلمان و یا شیعه می شوند دقت می کرده ام که چه عاملی باعث تحول آنها شده است؟ تاکنون هرآنچه دیده ام و پیگیری کردم به واسطه قرآن و معارف اهل بیت (ع) بوده است. اما در علوم کلاسیک فلسفه و کلام به ما آموخته اند که راه اثبات دین، عقل است لذا برای یک غیرمسلمان نمی توانی با زبان درون دینی (نقلی) یعنی قرآن و روایات سخن بگویی، چون او (کافر) خدا را قبول ندارد چه رسد به قرآن و روایات. غیر مسلمان هم قرآن و روایات شما را قبول ندارد لذا نمی توان از این طریق برای او استدلال بیاوری. در نتیجه می بایست از طریق استدلال عقلی با او سخن بگویی یعنی طریق فلسفه و کلام عقلی. در نتیجه فلسفه خود را مقدم بر دین جای می دهد (در سیر اثباتی و معرفتی) و وحی را بر پایه های اثباتی عقل فلسفی مبتنی می سازد. و از اینجا نتیجه می گیرد که حجیت عقل، ذاتی است و حجیت وحی نیز توسط عقل اثبات می شود. اما چنانچه گذشت، در عمل می بینیم کسانی که مسلمان یا مومن و موحد می شوند با براهین فلسفی نبوده بلکه بلکه با نور قرآن و معارف اهل بیت (ع) بوده است. بنده حتی یک مورد نیافتم که یک فیلسوف توانسته باشد یکنفر را مومن کرده باشد از طریق برهان فلسفی! یا غیرمسلمانی را مسلمان کرده باشند. (البته استقرای بنده ناقص است و قصد استناد به آن را ندارم). به نظر شما چرا بین مقام نظر و عینیت قضیه تهافت وجود دارد؟ 🏠@fotoooh
💠 مناقشه در تقدم عقل بر وحی آنچه در کتب کلاسیک فلسفه و کلام عقلی از تقدم عقل و اثبات عقلی بر وحی سخن گفته می شود بر دو مبنای مخدوش استوار است. 1️⃣ استدلال اول آنها چنین است که استفاده از نقل (کتاب و سنت) منوط بر پذیرش و ایمان به آنهاست درحالیکه غیر مسلمان به آنها ایمان ندارد لذا نمی توان در تفاهم و احتجاج با او، از وحی استفاده کرد بلکه می بایست از عنصر مشترکی به نام عقل بهره برد. اشکال سخن فوق در همان پیش فرض نخست است که «استفاده از وحی، منوط به ایمان به آن است» درحالیکه دربسیاری از موارد مخاطب قرآن و روایات عام است و می تواند در فهم و ادراک مخاطب غیر مسلمان اثر گذارد. به طور مشخص دسته ای از آیات قرآن کریم، عقل انسان را خطاب قرار می دهد و فهم این آیات در مقام احتجاج نیازی به ایمان پیشینی به صاحب وحی ندارد. چنانچه وقتی نبی اکرم (ص) مبعوث شدند و با کفار و مشرکین جزیره العرب مواجه می شدند، آنها به حضرت (ص) ایمان نداشتند. بله بخشی از آیات و فرامین قرآن که دعوت به یک امر «تعبدی» می کند، نیازمند ایمان است ولی نمی بایست همه وجوه قرآن را از سنخ تعبدی دانست. 2️⃣ مبنای دومی که در رویکرد رایج وجود دارد و محل مناقشه است این است که در این تحلیل، فرایند تفاهم و احتجاج «ذهن محور» است و نه «قلب محور» و این مبنای انسان شناختی و معرفت شناختی صحیح نیست. قلب انسان، موطن گرایش ها، احساسات و تعلقات انسان در کنار معلومات و محاسبات است و ایندو مقوله از یکدیگر مستقل و منفک نیستند بلکه در تقوم با یکدیگر شکل می گیرند. قلب و روح انسان همچون کتابخانه ای نیست که مجلدات کتاب در کنار یکدیگر قرار گیرند و در محتوای همدیگر تاثیرگذار نباشند، همچنین بخشی از آن معلومات باشد و بخش دیگری به امیال و احساسات اختصاص پیدا کرده باشد و میان آنها دیوار کشیده شده باشد. با پذیرش ترابط و تاثیر متقابل امیال و معلومات در قلب انسان می توان به نقش و کارکرد ویژه گرایشات و امیال در تفاهم، پذیرش و ایمان آوردن انسان ها پی برد. از این رو شاهد هستیم بسیاری از آیات قرآن قلب و روح و جان انسان ها را مخاطب قرار می دهد و نه صرفاً ذهن و سنجش آنها را. برهمین اساس می توان به علت تفاوت ساختار و محتوای قرآن با کتب فلسفه و منطق و کلام و استدلال های آنها پی برد. توجه به دو نکته ای که به اجمال اشاره شد می تواند زیربنای معرفت شناسی نوینی را مبتنی بر انسان شناسی وحیای پایه ریزی کند که با واقعیت دنیای امروز نیز سازگاری بیشتری دارد. 🏠@fotoooh
🗓۲۷ رمضان سال ۱۱۱۱ق 🏳️رحلت علامه مجلسی/۱۰ 💠رهبرانقلاب ‼️حدیث، مثل تاریخ است. گاهی اوقات مطالعه یک حدیث، تأثیری را از لحاظ معارف اسلامی و معرفت اسلامی در دل می‌گذارد که یک استدلال عقلی، آن تأثیر را نمی‌گذارد؛ یعنی خود کلام معصوم، نورانیت دارد. البته ما تعبیر می‌کنیم به «نورانیت» و شک هم نیست که این کلمات، مظهر نورند؛ امّا کیفیت بیان و نحوه‌ی ارائه و ادای مطلب هم به گونه‌ای است که اثرگذار است. بعد از ۱۴۰۰ سال از زمان صدور این حدیث گذشته، باز هم که حدیث را نگاه می‌کنید، می‌بینید در دل انسان، اثر می‌گذارد. حدیث اخلاقیش همین‌جور است. حدیث عقیدتی همین‌جور است. بیان مستحبّاتش همین‌جور است. انسان می‌بیند آن مستحب را در کلمات فقها مثلاً نوشته‌اند و تعبّداً هم انجام می‌دهد؛ ولی وقتی که حدیثش را می‌خواند، می‌بیند که اعتقاد انسان شد. اثر حدیث، این‌جوری است؛ خیلی اثرگذار است. گذشتگان ما، علمای بزرگی که در منبرها و در موعظه‌ها حدیث می‌خواندند، کلامشان بسیار مؤثر بود. این، بسیار کار خوبی بود که موعظه را با زبان حدیث برای مردم بیان کنند. ما یک عالَم حرف می‌زنیم، بعد می‌بینیم که یک حدیثی، با بهترین دلیل و وافی‌تر از آنچه که ما گفتیم، در دل مردم، اثر می‌گذارد و البته تاریخ هم همین‌طور است. تاریخ هم در بالا بردن سطح معرفت و استحکام معرفت، خیلی مؤثر است که البته آن هم بحث جداگانه‌ای است که با تاریخیون باید در میان گذاشت. حدیث را قدر بدانید! کار حدیث را دنبال کنید! تدوین حدیث را حتما جدی بگیرید و فهم حدیث و کلید فهم حدیث را یک نقطه‌ای بدانید که باید روی آن، کار کرد. ۷۹/۷/۱۹ @Jahade_tabeini
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نسبت معرفت ایمانی با معرفت استدلالی 🏠@fotoooh
عقل و وحی چقدر ساده انگارانه است اگر تصور شود که «عقل» ذاتی است که در وجود همه انسان ها یکسان عمل می کند و از دیگر خصوصیات آنها تأثیر و تأثر نمی پذیرد، در همه شرایط تربیتی و اجتماعی کارکرد یکسانی دارد، در هر جامعه ای که باشد، در هر عصر و زمانه ای که باشد، در هر برهه تاریخی که باشد، عقل عقل است و راه به واقع دارد!! این تحلیل ذات انگارانه ارسطویی از عقل در مقابل می ترسد اگر مولفه های دیگری را در فهم و ادراک عقل تأثیر دهد، سر از نسبیت درآورد، لذا خیال خود را راحت کرده و بالکل بی خیال ماجرای تأثیرپذیری می شود! چقدر ساده و خوب ؛ همه انسان ها عقل دارند و حسن و قبح را تشخیص می دهند و از بدیهیات شروع کنند و با برهان به درک مطابق با واقع برسند! این تحلیل بسیط و ساده، چشم خود را از کثرت و تنوع ادراکات بشری می بندد و تمایلی ندارد که کثرت فلسفه های عقلی و تناقض های ادراکات اخلاقی را تحلیل کند و همه آنها را خطاهای بشری معرفی می کند که از مسیر عقلی خارج شده اند. اما اگر به واقعیت مقوله معرفت عقلی در عالم خوب نگریستیم، خواهیم دید که فهم عقلی تا چه میزان از محیط تربیتی و اجتماعی پیرامون خود متأثر است. ازمعارف وحی نیز چنین استفاده می شود که عقل، انگاه شکوفا می شود که در پرتو نور خورشید ولایت و هدایت الهی قرار گیرد. جالب اینکه بنا بر قول شیخ مفید ره دیدگاه رایج و متفق علیه متکلمین امامیه نیز همین بوده است که عقل نیازمند وحی است: و اتفقت الإمامية على أن العقل محتاج في علمه و نتائجه إلى السمع و أنه غير منفك عن سمع ينبه العاقل على كيفية الاستدلال و أنه لا بد في أول التكليف و ابتدائه في العالم من رسول و وافقهم في ذلك أصحاب الحديث و أجمعت المعتزلة و الخوارج و الزيدية على خلاف ذلك و زعموا أن العقول تعمل بمجردها من السمع و التوقيف إلا أن البغداديين من المعتزلة خاصة يوجبون‏ الرسالة في أول التكليف و يخالفون الإمامية في علتهم لذلك و يثبتون عللا يصححها الإمامية و يضيفونها إلى علتهم فيما وصفناه‏ 📚 أوائل المقالات في المذاهب و المختارات، ص: 45 اما هم اکنون اگر از نسبت عقل و وحی در حوزه سخن بگویی، فریاد وا عقلاه ! بلند شده و گویی خدا را انکار کرده ای و تو را متهم به انکار عقل می کنند...! 🏠@fotoooh
هدایت شده از حَنان | یحیی
💢💠💢 کانال حنان و کانال های زیرمجموعه آن: 🏠 حنان @yahyayahya کانال یحیی عبدالهی 🖥 استاد مددی @ostadmadadi انتشار موضوعی مباحث آیت الله سید احمد مددی 🖥 درایه @deraiat مباحث معارفی و حدیث شناسی 🖥 فقه ولایی و سرپرستی @feghhevelaee مباحثی پیرامون فقه حکومتی 🖥 فلسفه تابع وحی (فتوح) @fotoooh مباحثی پیرامون فلسفه و دانش های عقلی و نسبت آنها با وحی
20.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جهت داری علوم و تاثیر ایمان و کفر بر معرفت ۱ استاد میرباقری 🏠@fotoooh
22.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جهت داری علوم و تاثیر ایمان و کفر بر معرفت ۲ استاد میرباقری 🏠@fotoooh
🌐 فلسفه تابع وحی استاد فیاضی از اساتید برجسته عصر حاضر هستند که برخی دیدگاه های ایشان متأثر از وحی شکل گرفته و از این نظر با دیدگاه مشهور فلاسفه مخالفت کرده اند، از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد: 1. پذیرش عالم ذر و نفی ادله نافی آن 2. نفی ضرورت علیتی حاکم بر اراده 3. پذیرش حرکت در مجردات 4. نظریه تداخل وجودات در تحلیل نسبت وجود خالق و مخلوق و... مناسب است کیفیت تأثیرپذیری ایشان از وحی را بررسی کنیم، آیا ایشان صرفاً از روی ادله فلسفه و با براهین عقلی به این نتایج رسیده اند؟ و برخلاف دیگر فلاسفه ، به صورت اتفاقی با نتایج وحی نیز هماهنگ شده است؟ گزینه دیگر این است که ابتدا نتایج وحی را پذیرفته اند سپس برگشته اند و در ادله فلسفی تأمل کرده و سعی کردند مطابق وحی، ادله فلسفی را اقامه کنند. معمولاً خود فلاسفه در بحث اسلامی بودن فلسفه، گزینه دوم را اینگونه بیان می کنند که ممکن است فیلسوف در یک مساله دیدگاه وحی را برخلاف ادله عقلی بیابد، این باعث می شود که برود و در ادله عقلی بازنگری کند و اینگونه به اشتباه خود پی ببرد. حال سوال این است که اکنون که شما می پذیرید که در این مسائل فلسفی، وحی هم نظر دارد و می توان فلسفه را متأخر از نظر وحی ترتیب داد، «چرا قبل از ساخت فلسفه، ابتدا نظرات وحی را به تفصیل استنباط نمی کنید؟» به جای اینکه سالیان سال روی یک بحث به صورت انتزاعی و عقلی صرف، کار کنید سپس نتایج آن را در تعارض با وحی بیابید و در صدد رفع تعارض برآیید، بهتر بود از ابتدا نظر وحی را می یافتید، سپس سعی می کردید ادله عقلی را هماهنگ با آن شکل دهید (فرض این است که عقل و وحی هماهنگ هستند). نکته دوم این است که آیا دیدگاه وحی در هستی شناسی و انسان شناسی و معرفت شناسی و.. در همین موارد متفرقه و پراکنده خلاصه می شود ؟ یا اینکه وحی دارای یک نظام هستی شناسی است؟ و دستیابی به این نظام نیازمند تفقه جامع است. نظریه فلسفه تابع وحی معتقد است پیش از ساخت فلسفه ، می بایست در نظام های وحیانی (هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و...) تفقه کرد سپس دستگاه فلسفه را مبتنی بر آن طراحی نمود و با ادله عقلی به همان نقطه ای رسید که با هدایت وحی رسیده ایم.
بررسی رویکردهای مطرح شده در ارتقای فهم معارف.mp3
زمان: حجم: 26.5M
🟩 سلسله نشست های علمی مدرسه تابستانه «کلام و فلسفه» دارالعلم ⏺ موضوع: بررسی رویکردهای مطرح شده در ارتقای فهم معارف 🎙 استاد حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی میرباقری «زیدعزه» 📆 زمان برگزاری: سه‌شنبه «۱۴۰۲/۰۵/۱۷»، ساعت ۱۶
🌐 بررسی شرح مرحوم ملاصدرا در روایت «أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ» 🔸استاد میرباقری ‏«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ صَغِيرٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ ‏اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ: أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَباً وَ جَعَلَ لِكُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ ‏لِكُلِّ شَرْحٍ عِلْماً وَ جَعَلَ لِكُلِّ عِلْمٍ بَاباً نَاطِقاً عَرَفَهُ مَنْ عَرَفَهُ وَ جَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ ذَاكَ رَسُولُ اللَّهِ وَ نَحْنُ‏»‏ ‏ ‏(‏ الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 183) مرحوم صدرا در ابتدای بحث برای اثبات اینکه خداوند عالم اشیاء را با ‏اسبابی خلق کرده است، فرموده دو قاعده فلسفی اینجا باید بیان شود؛ قاعده علیت و قاعده سنخیت که سنخیت هم به آن ‏ضمیمه می شود؛ و بر اساس این دو قاعده می فرمایند: یک نظام خاص علت و معلولی برای پیدایش آفرینش لازم است و ‏خدای متعال عالم را با اسباب می آفریند. لذا «ابی الله» را فرمودند ممتنع است. یعنی امکان وجودی و امکان وقوعی ندارد ‏که عالم بدون اسباب خلق شود.‏ نکته: این دو قاعده بین متکلمین و فلاسفه مورد نزاع های جدی در طول تاریخ بوده و هست. و هم در دستگاه های ‏مختلف فلسفی مثل اصالت وجود و اصالت ماهیت متفاوت معنی می شود. ‏ در واقع ایشان این سببیت را به نظام علت و معلولی برمیگردانند. یعنی آن اصطلاحاتی که خودشان در باب علیت مطرح ‏می کنند این جا می آورند و می گویند سببیت یعنی علیت. همان نظام علت و معلولی که در فلسفه از آن بحث می شود؛ ‏بعد هم می گویند: «الشیء ما لم یجب لم یوجد» شیء در رتبه قبل از وجود ضرورت پیدا می کند. علت تامه به شیء ‏ضرورت می دهد. لذا فرمودند تعبیر «ابی الله یجری الاشیاء الا باسبابها» یعنی خدای متعال عالم را به نظام علت و معلولی ‏خلق میکند. و در این خلقت هم نمی شود که کثرات از خداوند بی واسطه خلق شوند، بلکه اسباب و علل واسطه باید ‏باشند. هرچند معنای نظام علت و معلولی در دستگاه اصالت ماهیت و اصالت وجود متفاوت معنا می شود. ‏ ایشان در توضیح این بحث فرمودند: قاعده علت و معلول قابل انکار نیست و سنخیت و نسبت خاصی بین علت و معلول ‏هست و الا لازم می آید از هر چیزی هرچیز دیگری صادر شود و هرج و مرج باشد؛ درحالیکه این قطعا باطل است. و ‏روشن است که از خدای احدی بسیط من جمیع الجهات نمی تواند این کثرات صادر شود زیرا بین او همه مخلوقات نسبت ‏واحدی است و لذا دلیلی وجود ندارد که این شیء باشد و دیگری نباشد. پس بین خداوند و مخلوقات باید علل واسطه و ‏اسباب باشد. لذا همه مخلوقات سبب دارند و این سبب کثرت هم دارد و نمی شود سبب همه خداوند باشد. لذا ایشان ‏وجود اسباب برای اشیاء را اقتضاء قانون علیت و سنخیت دیده اند.‏ و اگر کسی این قانون علیت و سنخیت در آن را منکر شود، قائل به هرج و مرج شده است و می گوید در واقع هیچ نظام ‏ثبوتی در عالم نیست که ما آن را با حکمت بفهمیم. یک نظامی است که شامل مشیت بدون قاعده است و فقط از راه نقل ‏می توانیم آن را بفهمیم. ایشان تعبیر کرده اند که این جزاف گرفتن عالم است که از بزرگترین شیطنت های شیطان است که ‏نظام سببیت را حذف کرده تا به این نتیجه برسید که راهی برای شناخت عالم ندارید چون سببیتی ندارید و درنتیجه باید به ‏علوم ظاهری و نقلی تکیه کنید.‏ تعبیر ایشان این است: «و اعلم ان هذه مسألة مهمة لا اهم منها، لان القول بالعلة و المعلول مبنى جميع المقاصد العلمية و ‏مبنى علم التوحيد و الربوبية و المعاد و علم الرسالة و الامامة و علم النفس و ما بعدها و ما قبلها و علم تهذيب الاخلاق و ‏السياسات و غير ذلك، و بانكاره و تمكين الإرادة الجزافية كما هو مذهب اكثر العامة و علمائهم، تنهدم قواعد العلم و اليقين ‏و اصول الحكمة و الكتاب و الدين. ففى ما ذكره عليه السلام رد على مذهب العامة و من يجرى مجراهم، و انه‏ اعظم فتنة ‏ابدعها الشيطان و انتشرت بين الناس يتشبث بها المنافقون المعرضون عن طريق الحق من انكار الحكمة و اليقينيات و ‏الاقتصار على الظنون و النقليات‏»‏ ‏ ‏ البته این نکته ایشان درست است که برخی از متکلمین عامه این حرف های بی ربط را زده اند. و شاید در شیعه هم نادری ‏باشند که این ادبیات عامه را دنبال کرده اند. لکن اینکه بگوییم هرکسی نظام علیت با همان بافت فلسفی اش را قبول ندارد ‏فتنه زده شیطان است و باب فهم عالم و باب یقینیات یعنی برهان را بسته است. ما این را قبول نداریم. اینکه ما به گونه ای ‏حرف بزنیم که آیات و روایات اینها ظواهر هستند و نقلیات و ظنون؛ و در مقابل حکمت و فلسفه، یقینیات هستند، این ‏حرف تمامی نیست.‏