💌 #یه_حرف_خوندنی
تازه نوروز تموم شده، فردا 🙄
این هفته که نه... از شنبه بعدی 😬
بهار که حسش نیست، از تابستون 😶
چندتا برنامه در دست اقدام داری :)
که مدام عقب میندازیشون...
کارهایی که
یه جورایی همهش
🍁 تنبلی میکنی برا انجامشون
اگه تو هم، از این برنامههای در انتظار داری
این راهها رو امتحان کن👇🌸
💜 #ریشهی_تنبلی رو پیدا کن؛ مثلا
شاید لازمه اعتماد بنفست رو تقویت کنی...
💜 منتظر #انگیزه نباش؛
خودت به خودت انگیزه بده یا حتی
به خودت، برای کار خوبت، جایزه بده...
❤ #همین_الان شروع کن؛
«از شنبه هفته بعد» یه تلهی بزرگه 😊
❤ با آدمهای تنبل #همصحبت و همراه نشو
💚 #هدف داشته باش؛
هدفهای خوب،
همراه #توکل
ما رو تا موفقیت همراهی میکنن . . . 🌸🍃
دخترونه فطـــرس
❣ @fotros_dokhtarane
🌼[فطـࢪس دختࢪانـه]🌼
#رویای_نیمه_شب 🌾🌱 #قسمت_صد🌺 امینه این بار با امیدواری به رشید و قنواء نگاه کرد. رشید طوری حرف میزد
#رویای_نیمه_شب ❄️❤️
#قسمت_صد_یک🌾🌙
🌸🌸🌸رویای نیمه شب🌸🌸🌸
❄️امینه با افسوس به من گفت:(( مزرعه زیبا و بزرگ است من آنجا به دنیا آمده ام .))😊
رشید ادامه داد:(( پدرم قبل از وزارت ،چنین آرزویی داشت اما قدرت و مقام شیرین است.☺️ وقتی انسان مزه اش را چشید و به آن عادت کرد نمی تواند رهایش کند .))😕
به او گفتم :((زندگی در مزرعه زیبا با زنی که دوستت دارد و دوستش داری هزار بار بهتر است مقامی که برای حفظ آن باید آخرت خود را به پایش قربانی کنی و آخرش هم آن مقام را با ذلت و سرافکندگی از دست بدهی!))😁
رشید برخاست .😉
بازویم را فشار داد و گفت:(( تو انسان شریفی هستی برایم عجیب است که میبینم به خاطر ریحانه حاضر نیستی با قنواء با ازدواج کنید بعد در دارالحکومه به مقام موقعیتی برسی!))😆
تعجب کردیم که نام ریحانه را میداند.🙃
_ حق داری تعجب کنید نه تنها میدانم ریحانه کیست بلکه پدرش ابوراجح را میشناسم .🤨
این بار قنوا بهت زده به من نگاه کرد😳 و گفت :((پس ریحانه دختر ابوراجح است باید حدس می زدم حالا میفهمم چرا آنچه به ابوراجح مربوط می شود برایت مهم است به همین دلیل آمدن مسرور به دارالحکومه باعث کنجکاوی و نگرانی ات شده.))👌
نوبت رشید بود که تعجب کند .😳
_پس شما هم خبر دارید که مسرور به آن جا آمده؟🙃
گفتم:(( بله خبر داریم و میدانیم که ساعتی پیش با وزیر صحبت کرده و برای همین خواستیم تو را ببینیم .))😁
رشید سری به تاسف تکان داد و به من گفت:(( همین قدر بگویم که ابوراجح و ریحانه و تو در خطری جدی قرار گرفتهاید و نمی دانستم چطور این را بگویم .))😢
پایان قسمت صد و یک🌱🌾❄️
این داستان ادامه دارد....🌼
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
@fotros_dokhtarane
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
❖
🤔 زن کیست....؟؟!!!!
😌اولین کسی که با دیکتاتوری عظیم فرعون دلیرانه به پا خواست...😏 یک زن بود....(بانو آسیه)
😌اولین کسی که مکه و کعبه را آباد کرد مرد نبود بلکه یک زن بود....(بانو هاجر)
😌اولین کسی که از مبارکترین آب روی زمین زمزم نوشید یک زن بود...(هاجر خاتون)
😌اولین کسی که به محمد المصطفیﷺ ایمان آورد یک زن بود... (بانو خدیجه)
😌اولین کسی که خونش برای اسلام ریخته شد و شهید شد یک زن بود....(بانو سمیه)
😌اولین کسی که تمام دارائیش را در راه اسلام داد یک زن بود....(بانو خدیجه)
😌اولین کسی در قرآن که خداوند از بالای هفت آسمان به حرفش گوش داد یک زن بود ...(سوره مجادله آیه 1)
😌اولین کسی که سعی صفا و مروه را انجام داد یک زن بود....(بانو هاجر)
☺️ اولین زنی که با همه مخالفتها وارد معبد اورشلیم شد مریم بود
☺️ تنها کسی که به حمایت از شوهر و امامش میخ در به تنش فرو رفت و دم نزد و شفیع گنهکاران شیعه در روز قیامت است زهرا بود
☺در مناسک حج میلیونها حاجی باید طواف نسا را انجام دهند وگرنه حج آنها قبول نمی شود.....
😊واما کسی که کاخ یزید را به لرزه دراورد مرد نبود زینب بود زینب
می نویسیم تا همه بدانند....
♥️ زن افتخار است ♥️
🌺@fotros_dokhtarane
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#نماهنگ
🌺🌺🌺
یاد ها فراموش نخواهد شد حتی به اجبار..
🌺🌺🌺
و دوستی ها ماندنی اند حتی با سکوت..
#رفیق
#فطرس_دخترانه
🌺@fotros_dokhtarane
دختر و دردونه ارباب.mp3
10.69M
#میلاد_حضرت_رقیه سلام الله علیها
[ دلها شاد، دختر دردونه ی ارباب رسیده - سرود فوق العاده زیبا ]🌼
💐💐🌺💐💐
📂 میلاد حضرت رقیه سلام الله علیها 🎉
🎈 @fotros_dokhtarane
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#استوری
دختر عشق ❤️ اومده دلبر عشق ❤️
سوره کوثر🌟 عشق #رقیه🧡
☀️ درباره اینکه ولادت حضرت رقیه چندم شعبان است، اختلاف نظر وجود دارد.
در برخی روایات تاریخ ولادت حضرت رقیه را ۲۳ ماه شعبان 🎉
و برخی دیگر تاریخ تولد حضرت رقیه را ۱۷ شعبان 🎉 ذکر کرده اند .
@fotros_dokhtarane
#شهید_طالب_طاهری
#اسلام_انقلاب_ولایت_فقیه
🌺🌺🌺
شهید طالب طاهری ۱۷ سال بیشتر نداشت 🥺
درس📖 را رها کرد و به سوی حفظ انقلاب در کشورش شتافت ✊
که در عملیات به اصطلاح مهندسی منافقین، که خود را مجاهدین خلق میدانستند 😔، شهید شد.. 🥺🌷😔
شهیدی که در سن ١٧ سالگی جانباز جبهه های جنگ با صدام بود.. 🥺
#شهید_طاهری
🌷@fotros_dokhtarane
7.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#شهید_طالب_طاهری
#تعجب_منافقین_ازاستقامت_این_جوان_١٧ساله
چشم های از دست رفته.. 😔
گوش های بریده شده.. 😔
وبدن های سوزانده شده.. 🥺
#مجاهدین_خلق
#شهید_طالب_طاهری
🌷@fotros_dokhtarane
#وصیت_نامه
#شهید_طالب_طاهری
🌺🌺🌺
نگذارید در منجلات گناه قرار بگیرید ✋
و غرق گناه شوید 🙃،
بلکه همیشه به نَفستان غلبه داشته باشید🙂
ونگذارید او بر شما غلبه یابد، و سعی داشته باشید که عمل خلاف انجام ندهید✋
و اما توبه کردن هم مشکل نیست 🙂🙃
#شهید_طاهری
#فطرس_دخترونه
🌷@fotros_dokhtarane
🌼[فطـࢪس دختࢪانـه]🌼
#رویای_نیمه_شب ❄️❤️ #قسمت_صد_یک🌾🌙 🌸🌸🌸رویای نیمه شب🌸🌸🌸 ❄️امینه با افسوس به من گفت:(( مزرعه زیبا و
#رویای_نیمه_شب
🌷🌹🌷🌹🌷🌹
#قسمت_صد_دو
🌙🌾🌱رویای نیمه شب🌱🌾🌙
همه مبهوت خود ماندیم و من سراپا داغ شدم .قنواء پرسید:(( منظورت چیست چه خطری ؟))😢
رشید باز بازویم را فشرد تا از بهت و ناباوری بیرون بیایم.😄
پس از چند لحظه که در سکوت گذشت گفت:(( داستانش مفصل است. پدربزرگ مسرور ناصبی است 😳.او آرزو داشت که مسرور پس از ازدواج با ریحانه صاحب حمام ابوراجح شود .نقشه آنها این بود که با توطئه ابوراجح را به سیاهچال بیندازه و دارایی اش را در اختیار بگیرند. قرار بود این کار چنان انجام شود که ریحانه متوجه ماجرا نشود .))😐
باور کردنی نبود .😊
پرسیدم :((ابوراجح هنوز نمی داند که پدربزرگ مسرور ناصبی است. تو چطور اینها را فهمیدی ؟))😳
_چند دقیقه ای تنها با مسرور حرف زدم آنقدر احمق است که زود سفره دلش را برایم باز کرد.😁
_ می دانستم می خواهد به خاطر حمام با ریحانه ازدواج کند .اما فکر نمیکردم انقدر پلید باشد که بخواهد کلک ابوراجح را بکند. ابوراجح که به جای پدرش است حیف از آن همه محبت و کمکی که به او و پدر بزرگش کرده!😕
_مسرور به پدرم خبر داد که ابوراجح در حمام از صحابه پیامبر بدگویی می کند و دشمن سرسخت او و حاکم است .😁
به این هم اشاره کرد که ریحانه دختر با سوادی است و در خانه شان زن ها را علیه حکومت تحریک میکند.😕
_ لعنت بر این دروغگوی خیانتکار .😡
_و اما آنچه درباره تو گفت .😕
_درباره من ؟😳
بله از رفت و آمدت به دارالحکومه باخبر بود گفت که به خواست ابوراجح به اینجا می آیی تا برایش جاسوسی کنید البته پدرم به او القا کرد تا این حرف را بزند وقتی که فهمید که تو با قنواء دو نفر از شیعیان را از سیاهچال به زندان عادی انتقال داده اید،
وقتی این را به مسرور گفت مسرور هم ادعا کرد که ابوراجح چنان چیزی از تو خواسته، یعنی تو با گول زدن قنواء کاری کردهای تا ابوراجح حاضر شود دخترش را به تو بدهد .🧐
به قنواء گفتم:( اینها همه دروغ است.عجب توطئه خطرناکی!ابوراجح اصلا خبر ندارد که من به ریحانه علاقه دارم.فقط به او گفتهام دختری شیعه را دوست دارم.او هم گفت که از فکر چنین ازدواجی بیرون بیایم.)🙂♥️
_ولی مسرور گفت که قرار است این جمعه،تو و پدربزرگت،به خانهء ابوراجح بروید و ریحانه را خواستگاری کنید.
_این هم یک دروغ دیگر!حقیقت این است که ابوراجح از من خواست سری به سیاهچال بزنم و از صفوان و پسرش حماد خبری بگیرم.هیچکس نمیدانست که آن ها زندهاند یا مرده.من هم چنین کردم و با قنواء به آنجا رفتیم😄.با دیدن زندانی ها متاثر شدم و از صفوان و پسرش تعریف کردم.
قنواء هم دستور داد آن دو را به زندان عادی منتقل کنند.وقتی ابوراجح از نجات یافتن آنها از سیاهچال باخبر شد،برای قدردانی،از من و پدربزرگم دعوت کرد که جمعه،مهمان آنها باشیم،همین.🙃🔥
پایان قسمت صد و دو ❄️
این داستان ادامه دارد ........🌼🌻🌱🌾🌺
🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
@fotros_dokhtarane
🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼