هدایت شده از فروپاشی روانی
قبلاً آروم میگرفتم، قبلاً غروب میدویدم بین درختها
حالا دراز کشیدم، در این گرمای بیرحم یخ کردم و چیزی جز سرما حس نمیکنم
از انفعال متنفرم، از خودم متنفرم
از ظلم و رنج و درد و داد متنفرم
من ستارههارو هرگز از دستان خاکستری شما نگرفتم
سردمه، بازهم سردمه و نمیخوام فردا برسه، نمیخوام فردا برسه و فقط میخوام چشمانم رو باز کنم و ببینم مرداد رسیده
ببینم تموم شده این خونه
ببینم دیگه اینجا نیستم
نمیخوام فردا برسه، میخوام فردا بگذره
ایدهای ندارم.
درست میشه
" د_ر_س_ت_ م_ی_ش_ه"
این جمله را چندین بار تا کنون به ما گفته اند یا از لب های خشکمان جاری شده؟ آیا چیزی درست شد؟ هنگامی که این جملات همچون نجوا، همچون دعا بر زبانت جاری میشود نگاهت میکنم. هرگز چیزی درست نخواهد شد، اما تو جایی در اعماق قلبت باور داری که بالاخره یک روز... میخواهی ایمان داشته باشی که بالاخره سختی ها پایان خواهد یافت، که نور خورشید دوباره جسم به غم نشسته و سردمان را نوازش خواهد کرد.
میخواهی باور داشته باشی و باور داری، اما من از این جملات متنفرم. من از ارامشی که این حرف بر اعماق وجودم میراند متنفرم و میترسم چون هیچ چیز هرگز درست نخواهد شد. مگر تا به حال شده؟
قول میدهی.
قول ها شکسته میشوند.
خاطراتی که زمانی نجات دهنده ات بودند اکنون دستانشان را بر روی گلویت نگاه داشته اند تا اخرین نفس هایت را بکشی.
عکس ها پاره میشوند، چسبی پیدا کن تا دوباره...
همه چیز درست میشود؟
اما هردو جایی در قلبمان ایمان داریم.... همه چیز، بگذار فکر کنم دیگر بدتر نمیشود. بگذار فکر کنم زمانی که کمی با قله فاصله داریم زیر انبوه برف و بهمن دفن نمیشویم، سقوط نمیکنیم.
در نهایت هر دو میدانیم که اوضاع درست خواهد شد. همه چیز بهتر خواهد شد، گرمای خانه ما را در اغوش خواهد گرفت. فقط نمیدانیم چرا، کی و چگونه روح های از هم متلاشی شدمان دوباره رام میشوند و بال های زخمی مان را باز میکنیم.
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_60uzl2&btn=for.you
بخدا اگه حرف نزنید میرم دیگه پشت سرمم نگاه نمیکنم.
سلام
------
سلام میدونستی شمار نوزادان متولد شده در شهری که جمعیت لک لک بیشتری داره، بیشتر از شهراییه که لک لک تو اونا کمتره؟
این چه چیزی رو ثابت میکنه؟ اینکه نوزادان رو لک لک ها میارن!