«ناکتای عزیزم!
میخواهی بدانی چه میکنم؟ سدی که در مقابل اشكها کشیده شده بود دوباره شکست. نمیدانم این سیل مرا به کجا بغلتاند، عالیه از این غلتیدن منعم میکند. ولی در این گونه مواقع کسی می تواند برطبیعت استیلا داشته باشد؟ من ابرم، کارِ ابر، باریدن است.»
-دهم مرداد/1300.
#نیما_یوشیج
فروغِ او