میبینی آشیخ...همین عصر بود گفتم دیگه از دل چیزی نمیاد... به شب نکشیده امام حسین اومد سراغ نوکرش.. من نمیدونم از کی بود که امام حسین دار شدم؟ گاهی میگم از اون وقتی که رفتم مشهد و امام رضا شد بابای من... به قولی از همون وقتی که شاعر میگه: هرکس به مشهد امد و حاجت گرفت و رفت او را به درد کرب و بلا مبتلا کنند دردی عظیم و سخت که این درد را فقط با یک نگاه گوشه ی چشمی دوا کنند... یا میگم شاید از اون وقتی بود که تو ۹ سالگی کربلایی شدم... یا شاید قبل تر از اون وقتی هنوز به دنیا نیومده بودم ... شایدم اون وقتی که پای مامانم و بوسیدم... نمیدونم نمیدونم از دل شکسته یا دعای کدوم آدم خوبی بود که امام حسین دار شدم... امام حسین خیلی خوبه هااا... امام حسین همیشه هست ... نگا آ شیخ... کسی که امام حسین نداشته باشه ۱ هیچ به کل دنیا و آخرت باخته.....
هدایت شده از مهدی پورعسکری|خوشنویسی🇮🇷
هنگامی که به یاد امام حسین علیه السلام افتادید
تردید نداشته باشید که حضرت هم به یاد شماست...
حاج اسماعیل دولابی
#کلام_علما
@mahdipouraskari
برآمده از دل...
#یارضا @imamreza
خب
دل که حساب و کتاب و روز های هفته حالیش نیست، گاهی هم چهارشنبه نشده یهو دلش هوای خونه ی پدری و پدر و میکنه...
مگه نه بآوانم؟...
دل تنگی که شاخ و دم نداره تصدقت بشم:)
ماه رجب تموم نشده، ببر من و خونت کوله بار پر بده دستم بابام جان..
من، داستان گفتن و نوشتن را خیلی دوست دارم
مخصوصا اگر داستان عشاق را بگویم یا به روی کاغذ بیاورم ، اصلا همین که یک طرف قصه عاشق است و طرف دیگر معشوق ذوق و شوق تمام وجودم را فرا میگرد...
با هر کلمه که از زبانم جاری میشود قلبم به تپش می افتد ...
و امان از وقتی که بخواهم داستان عشق خودم و تو را برای دیگران بگویم ...
آنوقت هزاران بار مردن از شوق هم برایم کم است...