برآمده از دل...
#یارضا @imamreza
خب
دل که حساب و کتاب و روز های هفته حالیش نیست، گاهی هم چهارشنبه نشده یهو دلش هوای خونه ی پدری و پدر و میکنه...
مگه نه بآوانم؟...
دل تنگی که شاخ و دم نداره تصدقت بشم:)
ماه رجب تموم نشده، ببر من و خونت کوله بار پر بده دستم بابام جان..
من، داستان گفتن و نوشتن را خیلی دوست دارم
مخصوصا اگر داستان عشاق را بگویم یا به روی کاغذ بیاورم ، اصلا همین که یک طرف قصه عاشق است و طرف دیگر معشوق ذوق و شوق تمام وجودم را فرا میگرد...
با هر کلمه که از زبانم جاری میشود قلبم به تپش می افتد ...
و امان از وقتی که بخواهم داستان عشق خودم و تو را برای دیگران بگویم ...
آنوقت هزاران بار مردن از شوق هم برایم کم است...