نکته ی بعدی:
الشیطانُ یعدکم الفقر،
شیطان به شما وعده ی فقر میدهد.
فقر؛
میگفتن فکر میکنید فقر فقط بی پولیه؟
نداشتن ماله؟
نه!
شیطان به شما وعده ی فقر میده و فقر میتونه هرچیزی باشه، دیدی یک وقتایی که میخوای کار مهمی انجام بدی، مدام فکر میکنی وقت نداری؟ وقتش نیست که فلان کار و بکنم، وقت ندارم قرآن بخونم و...
اینجا فقر=وقت
گاهی فقر میشه بی حوصلگی میشه شک و دروغ و هرچیزی که تو رو از مسیر بیرون کنه...
منم که کلا عادت به جاده خاکی دارم:)
در مسیر بودن رو خیلی تاکید میکردن.
میگفتن شما در مسیر باشید، وظیفه در مسیر بودنه، اگر رسیدید، که فبها اما اگر نرسیدید، چون در مسیر بوده اید، پیروزید.🏳
صبر داشته باشید،
از عقب گرد ها نترسید.
چیزی وجود داره به عنوان: استراتژی صبر!
دیدی آدمی رو که میخواد از رودخونه بپره؟🌊
از همون کناره ی رود یا جوب، نمیپره،
دو، سه قدم میاد عقب،
خیز برمیداره
🏃و بعد می پره، و موفق میشه.
پس هرموقع به عقب رفتی
دو سه قدم عقب کشیده شدی،
بدون جلوت همون رودخونه ایی قرار داره که لازمه ی رد شدن از اون، عقب رفتن و خیز گرفتنه....
#مسیر
🌋تا حالا ذغال دیدین؟🪨
یک تیکه کربن.
کی باور میکنه تو همین یک تکه کربن، نور و گرما وجود داشته باشه؟
چی میشه که نوری که تو ذاتشه، از بالقوه بودن، به فعلیت میرسه؟!
ذغال و اگه نزدیک به 🔥 کنیم، قرمز میشه، و هرچقدر دور کنیم، قرمزی و از دست میده.
اگه در مسیر آتش و منبع و مرکز نور قرار بگیره، سرخ میشه و آهش به هوا میره🌪...
و هرچقدر از نقطه ی مرکزی نور دور بشه، دوره دوره دور، دیگه حتی نوری نمیبینه و ذات خودش و فراموش میکنه...
ما اون ذغاله ایم...💥
اگه ذغال خودش و بندازه تو🔥 دیگه نور و گرمای درونش آزاد میشه، رنگ آتش میگیره، سرخِ سرخ میشه و در آخر...
تو آتش عشقی که افتاده، با استعدادی که به فعلیت رسیده؛ خاکستر میشه....
و جز نور آتش هیچی نمیمونه...
کلُّ مَنْ عَلیها فَان وَ یبقَی وَجْهُ رَبِّک ذوالجلالِ والاکرامِ
هرکه روی زمین است دستخوش مرگ و فناست و خدای باجلال و عظمت باقی می ماند.
#...
محققان متوجه شده اند که بغل کردن باعث کاهش استرس و قویتر شدن بدن در برابر بیماریها میشه.
مثلا کسایی که بیشتر بغل میکردن؛ وقتی در معرض سرماخوردگی بودن کمتر مریض شدن یا علائمشون سبکتر بوده.
در واقع آغوش مثل یه «مسکن طبیعی» برای بدن و روحه؛ سیستم ایمنی رو تقویت میکنه و استرس رو پایین میاره.
حالا هی بغل ندید😒🫂
آدم ها رو باید تو سختی ها، مشکلات، گرفتاری ها، کم آوردن ها، بی پولی ها و گریه ها شناخت، وگرنه که تو باقی حالات همه هستن...🚶🏻♀🕳
شده تاحالا حس کنید جایی برای موندن ندارید؟
آدم هایی که خوابگاهی اند بیشتر این حس بهشون دست میده🤝
نه تو خوابگاه دووم میارن و نه تو خونه..
معلق بین زمین و آسمون.
عذاب دنیوی؟:
نشستن سر کلاسی که معلمش، معلمی بلد نیست و تو مجبوری لبخندت و حفظ کنی....😫
هدایت شده از دِلــنوشتـ🪐
درشگفتام از کسی كه گرفتار مشكلی شده. چرا به آیهٔ «لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ اَلظّٰالِمِينَ» پناه نمیبرد؟!
چرا که خداوند در قرآن، سرانجام کار یونس -ع- که [به هنگام گرفتاری] این ذکر را گفته بود را اینگونه بیان میکند:
«فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ وَنَجَّيْنٰاهُ مِنَ اَلْغَمِّ وَكَذٰلِكَ نُنْجِي اَلْمُؤْمِنِينَ؛ سپس ما درخواست او را اجابت کردیم و از غم رهاییاش بخشیدیم، و اینچنین مؤمنان را نجات میدهیم». (انبياء: ۸۸)
•امام صادق علیهالسلام
📚 منلایحضرهالفقیه (با اندکی تصرّف در ترجمه).
برآمده از دل...
عذاب دنیوی؟: نشستن سر کلاسی که معلمش، معلمی بلد نیست و تو مجبوری لبخندت و حفظ کنی....😫
استاد میرهادی همیشه میگفت: معلم خوب معلمی هست که وقتی از در کلاس بیرون میاد از خودش میپرسه: آیا بودن یا نبودن من سر این کلاس فرقی به حال دانش آموزا داشت؟! آیا من برنامه برای کلاسم داشتم؟ و...
این روز ها خیلی بیشتر ضعف و قوت معلم ها به چشمم میاد، وقتایی که به عنوان کارورز میرم مدرسه و سر کلاس معلم ها میشینم، تدریس ها رو میبینم و خودم پا به پای بچه ها خسته میشم، معلم هایی که کلاسشون خشکه، خالی از نکته های تربیتیه و صرفا آموزش نکات کنکوری و حفظی رو در بر میگیره. روش تدریس فقط بر پایه ی سخنرانی و دانش آموز مجبوره ساعت ها روی صندلی بنشینه نکته بنویسه و مثلا گوش کنه.
این فقط به مدرسه ختم نمیشه!
متاسفانه توی دانشگاه ها هم اینطور کلاس ها رو داریم. اساتیدی که صرفا درس میدن و من برام یک علامت سوال بزرگه، که چطور این وضع کلاس، دانشجو های خواب رو میبینه و باز ادامه میده تدریس رو! چطور فکری نمیکنه؟ به روی خودش نمیاره؟ یا حتی تن صداش و تغییر نمیده؟؟!
دیگه حرمت و حیا نیست، دانشجو راحت خوابه، سرش توی گوشیه و گاهی یکهو صدای اکسپلور اینستاگرامش پخش میشه اما، کسی به روی خودش نمیاره...
و این فاجعه ی قرن حساب میشه.
چون این دانشجو ها قراره خودشون معلم بشن و...
این رو هم بگم، گاهی سر بعضی کلاس ها فرقی نداره دانشجو باشی، یا دانش آموز، استاد و معلم اگه با برنامه باشه اگه پویا باشه، کلاس طور دیگه ایی ارائه میشه که دانش آموز برای اون ساعت له له بزنه...
نمونه اش، کلاس های اخلاق حرفه ایی معلم دانشگاه و کلاس های خانم مرادی تو مدرسه ایی که کارورزی میرم..