انقدر حالوم بد که حوصله گریه کردن هم ندارم،و در پایان بغض های فرو خورده ام خفم میکنن .
موهامو گوجه میکنم،اسپیکرو وصل میکنم و آهنگ ترکی پخش میکنم و آذری میرقصم،هیچ چیز مثل رقص آذری روحمو تازه نمیکنه.درود به ترکی و رقص و آهنگ ترکی و کلا همه چی ترکی✨✨.
بچه هاجون غم واقعا منو بلعیده و من دارم توی غم و بغض غرق میشم،دلم میخواد تا یک هفته با هیییچ گونه انسانی ارتباط نداشته باشم.
حقیقتا نمیتونم درمورد این غم وسیع و کثیر که کل وجودمو گرفته و تبدیل شده به یه بغض دائمی با کسی صحبت کنم،ولی جدا حالم بد. دلم میخواد ساعت ها صحبت کنم تا خالی بشم و حداقل گرمی از این غم کم بشه ولی حس میکنم این موجودات عجیب به نام انسان زیاد برای گفتن این حرفا جالب نیستن پس بیخیالش .
جالبه فک کن راه میری،غذا میخوری و با آدما معاشرت میکنی ولی یه غم ته قلبت هست که تو رو تبدیل به یه آدم فرسوده میکنه .