eitaa logo
جاحرفی
53 دنبال‌کننده
67 عکس
22 ویدیو
0 فایل
... تنها در جهت تزریق ارام بخشِ نوشتن به اعماق وجودم واسه حرفای دوست داشتنی یا دوست ناداشتنی تا جایی که به اصل وجود و فلسفه اصالت اسلام "توهین"نشه: https://daigo.ir/secret/61934238878
مشاهده در ایتا
دانلود
۵۷ نازم دوباره به زندگی برگشته😃
هربار که میرم کتاب فروشی یه تروما جدید میگیرم ..
هدایت شده از بی‌نهایت
من، برخلاف گروهی از مُلایانِ امروز که ناوابستگی به وطن را اوجِ اسلام‌خواهی می‌دانند، این وطن را دوست دارم و بر این اعتقادم که «ایران آرزوی اسلام است» و اسلام، اگر برای کِشت‌‌وکار نیاز به زمین خوبی دارد، آن زمینِ خوب این‌جاست. ایران سرزمینِ اسلام است و ملت ایران، مسئول اسلام است. 📕 : سه‌دیدار؛ نادر ابراهیمی ♾ @binahayat_ir
«ما همیشه یا جای درست بودیم در زمان غلط یا جای غلط بودیم در زمان درست و همیشه همین‌گونه همدیگر را از دست داده‌ایم
از آپشنای تک دختر بودن تو کل خاندان اینه که: همیشه من جلو میشینم، همیشه خامه شکلاتیا مال منه. بابا بزرگ میدونه معتاد ترشی جاتم و محاله واسم خوراکی کنار نزاشته باشه، نشان دار همه مسیرا منم، دارنده بهترین سوغاتی ها همیشه منم، تنها کسی که میتونه در زمان خرید کل مغازه رو جارو کنه، باعث و بانی همه تفریحات و مسافرت های خانواده، ودرنهایت چیزی که بقیه ندارن فقط مختص منه خودمم، خودمم که باعث لبخند بابا بزرگ و ادامه داستان گویی های مامان بزرگ میشم، داستانایی که توش شور جوانی و عشق و یکتایی به واقعیت تبدیل، و به خوبی جلا داده شدن :)
رفتیم ببینیم این جماعت روی یخ چطور تبدیل می‌شن به پنگوئن‌های فول‌اسپید و ما فقط تماشاگرِ قهرمان‌بازی‌شونیم و الان اینطوریم که توروح همه تون که انقد خوب میرین. این یه باگ بزرگ برای منه اشرف مخلوقاته که قادر نیستم بیست دور تو هوا بچرخم و بعد با یه حرکت ناگهانی رو زمین یخ فرود بیام و بعد از اون کل پیستو در عرض بیست ثانیه طی کنم .. و من مطمئنم اگه اینبارم مث چندسال پیش نفسمو زیر پا بزارم و با شعار ما میتوانیم وارد زمین بشم، ثانیه اول به دوم نکشیده با مخ رفتم تو حلق زمین پس بیخیال میشم و به غبطه خوردن ادامه میدم ..
با خودم اینجوری بستم که هیچ پرتی تو زمانم نداشته باشم. مسیر خونه تا حرمو آل یاسین سوار کردم رو سخنرانی، عاشورا ریختم، پادکست و.. گوش دادم ولی بازم جا داشت بعد به این نتیجه رسیدم انقد که میگم وقت ندارم وقت ندارم فیلم تکراری مغزمه. ۲۴ ساعت اگه حال بدی نکنه، خیلی بیشتر از ظرفیتم میتونه بازدهی داشته باشه و الان میفهمم واقعا از تو پرتی های زندگی من میشه ۲،۳ تا زندگی دیگ کش رفت ..
این خیلی بده که تو خونه هیشکی نیس که من بتونم تربیتش کنم. دیگ از خیر داداشام که گذشتم ماشالا ناشاخولی شدن واسه خودشون. منظورم یه بچه کوچیکه از اینا که دستشو بگیرم باهم پاشیم بریم هیئت، ببرم براش گل بخرم، رسپی انواع غذاهارو درست کنم اون تست کنه، نصفه شب بشینه کنارم براش کتاب بخونم، معتادش کنم به چای خوردن، هربار که میرم کتابخونه اونم ببرم، دیوونه حرم رفتنامون باشه، از بچگی یادش میدم زیاد بنویسه و زیاد کتاب بخونه همه چیم بخونه، عادتش بدم به قوز نکردن، روزی دوبار مسواک زدن، حتما شونه کردن موهاش اگرم دختر بود واسش لاک میزنم، بشینه باهم قرآن بخونیم، شبا کنار خودم بخوابونمش. کلا میدونی من دیوونه این جنگولک بازیام؛ منتها کسی نیس که روش اینارو عملی کنم. خوش به حال بچه آینده م که قراره مامانی مث من داشته باشه. بوس بهم (:
و من عمیقاً عاشق اون آدمی‌ام که کتاب‌ها رو با بند بند وجودش نفس می‌کشه. از تیکه‌های مورد علاقه‌اش برام عکس می‌فرسته و می‌شینیم راجع به کتاب‌ها با هم حرف می‌زنیم. اینجوریه که از لابه لای حرف‌هاش، پنجره‌های جدیدی از علاقه‌مندی‌هاش به روم باز می‌شه؛ می‌فهمم از چی خوشش میاد و از چی نه، و هی بیش از پیش درگیرش می‌شم :)
اصن منکه فک میکنم خدا حاج حسینو شهید نکرده تا به واسطه اون مارو به خودش نزدیک کنه تا آدم شیم تا بفهمیم زندگی یعنی چی یه بغل محکم از من به خدا به خاطر خلق حاج حسین و همه شهیدا :))))))))