مثلا حضور حضرت عباس در سپاه امام حسین حدودا دو ساعت تونست از شهادت ایشون جلوگیری کنه. یعنی اگه حضرت عباس نبود امام حسین دو ساعت زودتر شهید میشد. خیلیا تو سپاه امام با همین استدلال رفتن مث ضحاک بن عبدالله مشرقی میگف اقا اگ من باشم چقد تاثیر داره؟
اخه تو چمیدونی امام حسین ۲ ساعت بیشتر زنده باشه چه تاثیری میزاره. <محبوب حیاتیه اساسی ام حتی نیس>
پس گاهی اوقات تو میگی کمه ولی در ادراک او وحشتناک زیادههههه.
جاحرفی
مثلا حضور حضرت عباس در سپاه امام حسین حدودا دو ساعت تونست از شهادت ایشون جلوگیری کنه. یعنی اگه حضر
شما بیا به عاشق بگو که امام زمان علیه السلام هزار ساله نیومده. این میمیره، داغون میشه. برای این فرج اتفاق میوفته. اگر کسی قبل از فرج اجتماعی امام زمان به فراق کشنده مبتلا بشه برای او فرج اتفاق میوفته. میگن اقا این اصن نمیتونه تحمل بکنه اجلشم که نرسیده پس امام علیه السلام میفرمایند بیارینش ببینم دیگ.
پس چرا ما نمیبینیم؟ میگن اقا واسه اینا که امام نه محبوب اساسیه نه فراقش طولانیه هزار سال چیه مگه؟..
همش هزار ساله نیس حالا. شاید این جمعه بیاید، شاید.. میگیم ببخشید شما مثل اینکه خیلی پیشنهاد ظهور میدی؟
این مثلا شعر عاشقانمونه ها..
چرا مارو نمیبرن خدمت امام زمان؟ خوب تورو ببرنت که چی؟ تورو تو راه که دارن میبرن میگی مرخصی فردا مو چیکار کنم؟ به فراق کارت دچار میشی. میگی جواب رئیسمونو چی بدم؟ بگم رفته بودم امام زمانو ببینم؟!
-اقا برای اینکه تو زندگیمون محزون نشیم غمگین نشیم چیکار کنیم؟
_چیزی رو دوس نداشته باش.
چیزی رو دوس نداشته باشی دیگه به حزن دچار نمیشی. مثلا موفقیت دوس نداشته باش
-اصن مگه میشه؟
-قرآن غریب میگه "انما"الدنیا لعب و لهو. داره میگه دنیارو هرجور ببینی غلطه توروخدا جدیش نکن بازیه دیگ.
اصن تو قرآن میگه چیزیو دوس داری بده بره
-چرا؟
-چون به حزن دچار میشی.
جاحرفی
تو روایت میگه اگه بنات همین باشه که بدونی عمل کنی و تا عمل نکردی جدید یاد نگیری اصن اون چیزایی رو که
[دریافتی از سخنرانی حاج اقا رمضانی]
شخصیت کتابا منو یاد دوستام میندازن
مثلا نقش اول کتابی که امشب موفق شدم ۸۵ درصدشو بخونم و از این واقعه بسیار خرسندم یکیه که حقیقتا کپی برابر اصل یکی از بچه های اکیپه و من اینجوریم که برگاااام
_"حضار" کارشون دست زدنه ... این تویی که باید بدونی زندگی ت رو داری صرف اثبات چی میکنی ...
میفهمی دخترم؟ .. این مهم ترین درس زندگی من بود.
کتاب عزیزم به اتمام رسید و من هنوز دارم توی رویای جهان داخل کتاب زندگی میکنم با این تفاوت که دیگه ادامه ای برای داستانش ندارم و ازاینجا به بعدش به عهده خودمه ..
مدیریت به عنوان تقدیر و تشکر یه بسته نبات ادایی بهم تقدیم کرده و من اینجوریم که نکنه به میل درونی و اعتیاد بی حد وحصرم به چایی پی برده باشه؟
پیشرفته ترین نوع مدیریت فقط مدیریت هیئتی.
هیچ قانونی وجود نداره که شرافت انسانی رو مثل ادارات ببره زیر سوال ولی با این حال منظم ترین و روال ترین سیستم کاریه با اختلاف.