شخصیت کتابا منو یاد دوستام میندازن
مثلا نقش اول کتابی که امشب موفق شدم ۸۵ درصدشو بخونم و از این واقعه بسیار خرسندم یکیه که حقیقتا کپی برابر اصل یکی از بچه های اکیپه و من اینجوریم که برگاااام
_"حضار" کارشون دست زدنه ... این تویی که باید بدونی زندگی ت رو داری صرف اثبات چی میکنی ...
میفهمی دخترم؟ .. این مهم ترین درس زندگی من بود.
کتاب عزیزم به اتمام رسید و من هنوز دارم توی رویای جهان داخل کتاب زندگی میکنم با این تفاوت که دیگه ادامه ای برای داستانش ندارم و ازاینجا به بعدش به عهده خودمه ..
مدیریت به عنوان تقدیر و تشکر یه بسته نبات ادایی بهم تقدیم کرده و من اینجوریم که نکنه به میل درونی و اعتیاد بی حد وحصرم به چایی پی برده باشه؟
پیشرفته ترین نوع مدیریت فقط مدیریت هیئتی.
هیچ قانونی وجود نداره که شرافت انسانی رو مثل ادارات ببره زیر سوال ولی با این حال منظم ترین و روال ترین سیستم کاریه با اختلاف.
جاحرفی
پیشرفته ترین نوع مدیریت فقط مدیریت هیئتی. هیچ قانونی وجود نداره که شرافت انسانی رو مثل ادارات ببره
انسانی ترین، کم قانون ترین، کم نظارت ترین و کم فسادترین مدیریت🤌
ماها امام حسینو تو هیئت حبس کردیم
میگیم وایستا بریم درسمونو بخونیم کارمونو بکنیم وقت گیر بیارم میام هیئت واست گریه میکنم
هنوز عادت نکردیم امام حسینو بیاریم تو زندگیامون، "باهاش زندگی کنیم".