جاحرفی
کسی که پیشش لازم نیست نقش بازی کنی، لازم نیست جملههات رو سانسور کنی یا از قضاوت بترسی… همونجوری که
نداشتنش معمولاً «تنهاییِ شلوغ» میسازه. آدم دور و برش پر از آدمه، حرف میزنه، میخنده، حتی وقت میگذرونه… ولی از درون حس میکنه هیچکس واقعاً نمیفهمدش.
جاحرفی
نداشتنش معمولاً «تنهاییِ شلوغ» میسازه. آدم دور و برش پر از آدمه، حرف میزنه، میخنده، حتی وقت میگذ
خوشحالم که دارمت و این حس گندو تجربه نمیکنم :)))))))))))))))))))
جاحرفی
نداشتنش معمولاً «تنهاییِ شلوغ» میسازه. آدم دور و برش پر از آدمه، حرف میزنه، میخنده، حتی وقت میگذ
ولی نکته مهم اینه:
بزرگترین درد نداشتن آدم امن این نیست که کسی نیست… اینه که جایی برای «خود واقعیت» نیست.
و وقتی بعد از مدتها کسی رو پیدا میکنی که کنار اون لازم نیست ادای قوی بودن، بالغ بودن یا بیاحساس بودن رو دربیاری… تازه میفهمی چقدر دلت تکیهگاه میخواست.
جاحرفی
خوشحالم که دارمت و این حس گندو تجربه نمیکنم :)))))))))))))))))))
با یک حس کشدارِ آروم که زمزمه میکرد:
«همین آدمه… همین یکی خوبه، همین یکی بسه.»
هدایت شده از قَمَرِحَیٰاةمَن
و در پایان
آنچه دربارهی خودم
میتوانم بگویم این است :
در دلم
فریاد بود ،
در نگاهم اشک ،
در گلویم بغض ،
اما بلندتر از همه میخندیدم : ) !
تو چایخونه ی حرم یه خانمه نشست لبه ی اینور حوض دخترشم اونور حوض بعد بهش گفت: خواستی بری به منم بگی یهو ولم نکنی من بمونم.
تو دلم گفتم میشه منو موقع رفتن خبر نکنن و ولم کنن برن؟ لطفا🥲
رو به همه ی ادمای پررو زندگیم عرض میکنم: من رفاقتم با هرکسی رو خودم انتخاب میکنم، قرار نیست درباره ی رابطه م ،با هیچ احدالناسی رقابت کنم، کیفیت دوستی هامو خودم انتخاب میکنم؛ پس لطفا واردش نشو.🙂
حرم رفتن خداییش انرژی چند شبانه روزمو تامین میکنه
از کتاب خوندن تو اتوبوس بگیر تا درس خوندن تو صحن حضرت معصومه و درد و دل کردن با امام رضا تو تک به تک صحنا :)