همین نکته است.
این حدیث معروفی که هم از امیرالمؤمنین نقل شده، هم ظاهراً از امام سجاد نقل شده، من در ذهنم هست که از امام هادی (علیهالسّلام) هم نقل شده، میفرماید:
«أ و لا حرّ یدع هذه اللّماظة لأهلها» - این آزادی است - آیا آزادهای نیست که این متاع پست را - لماظه را، آب بینی یا دهان حیوان پستی را - جلوی اهلش بیندازد؟
خب، تا اینجا چیزی فهمیده نمیشود.
معلوم میشود که حُر کسی است که این را جلوی اهلش بیندازد، خودش دنبال این نرود.
بعد میگوید: «فلیس لأنفسکم ثمن الّا الجنّة فلا تبیعوها بغیرها»؛
(۳) قیمت شما فقط بهشت است. معلوم میشود که برای آن لماظه میخواستند قیمت بپردازند؛ یعنی آن لماظه را میدادند که نفْسِ این را ببَرند، هستی این را ببَرند، هویت و شخصیت این را ببَرند؛ بحث معامله در کار بوده، از آن معامله نهی میکند.
اگر بناست معامله کنید، چرا نفستان را در مقابل این لماظه میدهید؟ فقط در مقابل بهشت و عبودیت خدا بدهید.
بنابراین نقطهی کانونی، این است.
البته یک نقطهی کانونی دیگر هم وجود دارد که عبارت است از همان #کرامت_انسانی،
که همین «فلیس لأنفسکم ثمن الّا الجنّة» آن را نشان میدهد؛ که دیگر حالا وارد این قضیه نشویم.۱۳۹۱/۰۸/۲۳
بیانات در چهارمین نشست اندیشههای راهبردی
آزادی در اسلام, توحید, اراده الهی, شرک
با دقت مطالعه شود.👆
ایشان در سال ۹۱ وقتی آزادی را تبیین میکنند میفرمایند که ده الی پانزده جلسه در مورد آزادی در نمازجمعه سلسله مباحث داشتند، آنهم سالها پیش...
کدام نظریه پرداز یا متفکر انقلابی و ولایی آنها را گوش کرده، و برای جامعه بازتولید محتوایی کرده است؟!
متاسفانه جز بازتکرار، کاری نمیکنیم و متاسفانه همین را هم، در چندسال اخیر یاد گرفتهایم.
✅ آتش زده شدن مسجد منافقین توسط پیامبر برای مصالح عمومی
بیان عقیده و اظهار عقیده در محیط سالم آزاد است.
آنجائی که مصالح مملکت، مصالح کشور به این دلایلی که اشاره شد - شایعه پراکنی، تشنج، به هم زدن سلامت عمومی جامعه، و مصالح عمومی - با این بیان تهدید میشود، این ممنوع است و مصالح عمومی آنقدر مهم است که اسلام برای خاطر مصالح عمومی یک جاهائی مسجدی را آتش میزند.
پیغمبر اکرم یک مسجد را آتش زد، چون این مسجد محلی شده بود که منافقین در آن جمع میشدند، گرد میآمدند، و بنا بر این بود که دور هم در این مسجد بنشینند، جمع بشوند و علیه پیغمبر مطالبی را با همدیگر تفاهم کنند و خوراک برای تشنجآفرینی در جامعه به وجود بیاورند.
پیغمبر از جنگ تبوک که برگشت، سر راه هنوز به مدینه نرفته، این مسجد را خراب کرد و آتش زد و صاف کرد و آمد وارد شهر شد؛ یک چنین برخورد قوی و قاطعی را اسلام با مصالح عمومی جامعه دارد.۱۳۶۶/۰۲/۱۸
خطبههای نماز جمعه تهران
مسجد ضرار, آزادی عقیده, آزادی در اسلام, تاریخ عصر بعثت و دوران حیات و حکومت پیامبر(صلی الله علیه و آله)
مصداقی از آزادی👆👆👆
محلی که برای انحراف افکار، تاسیس میشود باید ویران شود و این ویرانی و محدود کردن منحرفان یا به انحراف برندگان، عین آزادی هست.
و معیار تشخیص "توحید" و "مردان توحیدی" هست.
خداوند به همه کسانی که در این مسیر تلاش و همت دارند بصیرت و ثبات قدم عطا فرماید.
انشاءالله هر کس یا جمعی به وسع توان و علمخود موظف و مکلف است در این عاشورای فرهنگی، امام زمان خود را یاری کند.
با هر چه که در توان و اختیار دارد.
✅انسان نمیتواند به بهانه آزادی منافع خود را به خطر بیندازد.
....تفاوت سوم [بین آزادی در فرهنگ اسلامی و آزادی در فرهنگهای بشری] این است که در اسلام قانون که محدود کنندهی آزادی انسان است، فقط در زمینهی مسائل اجتماعی نیست، بلکه شامل مسائل فردی و شخصی و خصوصی انسان هم میشود.
توضیح این مطلب را در چند جملهی کوتاه عرض کنم.
در فرهنگ غربی که قانون مرز آزادی را معین میکند، این قانون ناظر به مسائل اجتماعی است.
بدین معنی که قانون میگوید آزادیِ هیچ انسانی نباید آزادی دیگران را تهدید کند و منافع آنها را به خطر بیندازد.
در ا
سلام مرز فقط این نیست، یعنی قانونی که آزادی انسان را محدود میکند، به انسان میگوید که استفادهی از آزادی علاوهی بر اینکه باید آزادی دیگران را به خطر نیندازد و منافع جامعه را و دیگران را تهدید نکند، باید منافع خود او را هم، #خود_انسان و خود آن شخص را به خطر نیندازد.
قوانین بشری برای انسان تا آنجائی که هیچ گونه کار او رابطهای با جامعه نداشته باشد، تکلیفی معین نمیکند؛ توصیه چرا، اما تکلیف و الزام نه.
اسلام و ادیان الهی علاوه بر اینکه به فکر حفظ حقوق و آزادیهای #دیگران هستند و میگویند یک انسان نباید به بهانهی آزاد بودن، حقوق دیگران را تهدید کند و به خطر بیندازد، همچنین میگویند که یک انسان به بهانهی آزاد بودن و اختیار داشتن، حق ندارد و نمیتواند #منافع_شخص_خودش را هم به خطر بیندازد.
خود او هم نباید از ق