🕋ماجرای گذشت #آیت_الله_یزدی از دخترش
🔷محمد یزدی : “خداوند متعال به دنبال قضیه ازدواج، به بنده دختری عنایت کرد؛ منتهی این دختر پس از مدت کوتاهی مبتلا به “غشوه” شد.
🔸به تدریج و با بزرگ شدن این دختر مشکلات دو چندان شد چند بار او را برای معالجه به تهران بردم و تلاشم این بود که وظایف شرعیام را در خصوص معالجه او به خوبی انجام دهم. در این مورد همسرم بسیار صبور و حلیم برخورد میکرد و هر بار که من تحملم را از دست میدادم، به من دلداری میداد .
🔹تا این که برای بنده مسافرت به خانه خدا به وجود آمد. وقتی به حج رفتم، در ذهنم بود که میگویند در اولین سفر زیارتی به بیت الله، سه حاجت از حوائجی که زائر از خدا بخواهد، قطعاً روا میشود
🔸به هر حال وقتی به کنار دیوار خانه خدا رسیدم، در حجر اسماعیل، نخستین حاجتم را از خدا خواستم، عرض کردم:
"خدایا! این دختری که به ما دادهای، از آنجا که بنده به لحاظ طلبگی تعلق به امام زمان (عج) دارم، این هم ناموس امام زمان محسوب میشود. لذا براي من ناگوار است كه اين دختر در كوچه زمين بخورد و بيهوش شود و رهگذران او را به اين وضع ببينند. بنابر اين اگر قابل شفا يافتن است، او را حفظ كن و گرنه، خير. بعد از گفتن اين جملات حوائج ديگرم را هم مطرح كردم.
🔹بعد از سفر متوجه شدم که دخترم از دنیا رفته، با جناق ما که در زمان مسافرت مراقب وضع دخترم بود و حتی میگفت: "وقتی به حال احتضار در آمد، من دعا کردم که خدایا اگر هم میخواهی این دختر را ببری، طوری شود که بعد از مراجعت پدرش از سفر، از دنیا برود". نكتهاي كه حائز اهميت است، اين است كه لحظهاي كه حال دختر به هم ميخورد، دقيقاً مقارن با همان لحظهاي بوده كه بنده حاجت اولم را در كنار حجر اسماعيل از خدا خواستم.
🔴@gamedovomeenqelab