خودسازے و تࢪڪ گناھ
🌹🍃 ✨🌱✨🌱✨🌱✨ #سلام_بر_ابراهیم #قسمت_صدو_چهلوهشتم نزدیک صبح ابراهیم بر اثر اصابت ترکش به پهلویش مج
✨🌱✨🌱✨🌱✨
#سلام_بر_ابراهیم
#قسمت_صدو_چهلونهم
او ادامه داد: در آن بیابان ما بودیم و امام زمان (عج) فقط آقا را صدا
میزدیم و از او کمک میخواستیم اصلاً نمیدانستیم چه کار کنیم تنها چیزی که به ذهن ما می رسید توسل به ایشان بود.
هیچکس نفهمید آن شب چه اتفاقی افتاد!
در آن سجده عجیب چه چیزی بین آنها و خداوند گفته شد؟
اما دقایقی بعد ابراهیم به سمت چپ نیروها که در وسط دشت مشغول استراحت بودند رفت!
پس از طی حدود یک کیلومتر به یک خاک ریز نگاه میکند.
تعداد زیادی از انواع توپ و سلاح های سنگین را مشاهده میکند نیروهای عراقی در آن آرامش کامل استراحت میکردند
فقط تعداد کمی دیده بان و نگهبان در میان محوطه دیده میشد ابراهیم سریع به سمت گردان بازگشت
ماجرا را با علی موحد در میان گذاشت آنها بچهها را به پشت خاکریز آوردند.
در طی مسیر بچهها توصیه کردند تا نگفته ایم شلیک نکنید در حین درگیری هم تا میتوانید اسير بگیرید.
از سوی دیگر نیز گردان حبیب به فرماندهی محسن وزوایی به مقر توپخانه عراق حمله کردند
آن شب بچهها توانستند با کمترین درگیری و با فریاد الله اکبر و ندای یا زهرا س توپخانه عراق را تصرف کنند و تعداد زیادی از عراقیها را اسیر بگیرند.
تصرف توپخانه ارتش عراق را در خوزستان با مشکل جدی روبرو کرد بچهها بلافاصله لوله های توپها را به سمت عراق برگرداندند.
اما به علت نبود نیروهای توپخانه از آنها استفاده کردند توپخانه تصرف شد
ما هم مشغول پاکسازی اطراف آن شدیم. دقایقی بعد ابراهیم را دیدم که یک افسر عراقی را به همراه خود میآورد
✍ادامه دارد...
http://eitaa.com/joinchat/2374696992C9e217bcccd