*ابرازِ وجود ، فطری ِ انسان است.*
#حضرت_آیت_الله_روح_الله_قرهی (مدظله العالی) :
💥جالب این است؛ چون بشر نفخه روح حضرت حق است، به دنبال تجلّی است. اصلاً ابراز وجود، خود نشانه این است که انسان نفخه روح خداست. حیوانات هیچگاه ابراز وجود و اعلان موجودیّت نمی کنند؛ چون آن ها در دو خصلت پیچیده شده اند: بطن و شهوت. اگر این دو برای آن ها تأمین شود، تمام است.
💥حتّی اگر می خواهند حاکمیّت بر گروه حیوانی خود داشته باشند، دلیل این است که می دانند هرکس فرمانده و رئیس گروه آن حیوانات شد، فضیلتش در این است که در موقع خوردن اوّل او باید بخورد؛ مثل شیرها. پس این رقابت برای شکم است. یا وقتی حاکم شد می داند بُعد شهوانی خودش را باید به وسیله همین حاکمیت بر همه غالب کند.
💥امّا بشر چون «نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحی»[2] است، می خواهد تجلّی اسماء خدا باشد و از آن جا که نمی داند چگونه تجلّی اسماء باشد، گاه به بیراهه تجلّی می کند. چون پروردگار عالم خودش در آن حدیث قدسی شریف فرمود: من خلق کردم تا معلوم گردم[3]. یعنی خود پروردگار عالم، تجلّی خود را دوست دارد، کما این که کبریایی متعلّق به ذات احدیّت است «اللّه اکبر، کبیراً کبیراً».
*جلوه گري براي که؟*
#حضرت_آیت_الله_روح_الله_قرهی (مدظله العالی) :
💥 پروردگار عالم می فرماید: بنده من! تو تجلّی اسماء و صفات منی، خوب چرا برای خود من تجلّی نمی کنی؟! ذات تو تجلّی نمودن است، آن هم اسماء و صفات من، پس برای خودم تجلّی کن «أَنَا خَيْرُ شَرِيكٍ» که من بهترین شریک هستم.
💥 اگر به این دید نگاه کنیم غوغایی می شود. آن وقت اگر اصلاً انسان بخواهد رؤیت عمل به معنای ریا مدّنظر بگیرد، اصل ریا به معنای رؤیت عمل همیشگی، موجود است منتها اگر برای خدا شد دیگر ریا نیست، اخلاص می شود، خالص می شود چون فقط یک شریک است؛ خود خدا. خریدار ذوالجلال و الاکرام است. انسان تجلّی اسماء و صفات برای پروردگار عالم می شود.
💥 امّا اگر این تجلّی برای دیگران شد عنوان ریا به این معنای ریایی که تبیین می کنند می شود، ریای معروف؛ یعنی «رؤیةٌ للنّاس» می شود. برای مردم رؤیت عمل می شود و دیگر برای خدا نیست. پس ذات می خواهد و می طلبد که عمل مشهود و معلوم گردد.
*ديگران در هم نشيني با تو، چقدر به ياد خدا مي افتند؟*
#حضرت_آیت_الله_روح_الله_قرهی (مدظله العالی) :
🍃به تعبیر روایات و اولیاء خدا، وقتی به بعضی نگاه میکنی، یاد خدا میافتی. آنهایی که به ما گفتند هر موقع دلتان از دنیا میگیرد، بروید و آنها را جلیستان قرار دهید و همنشین آنها شوید.
🍃 آنهایی که وقتی انسان در محضرشان مینشیند، او را به خدا دعوت میکنند. همانهایی که درباره ایشان بیان شده: « النَّظَرَ إِلَى وَجْهِ الْعَالِمِ عِبَادَةٌ » وقتی به وجه آنها نگاه میکنیم، عبادت است و وجهشان انسان را یاد خدا میاندازد. تا لب به سخن میگشایند، انسان خدایی میشود، حالش حال دیگری می شود، ولو شده حدّاقل در همان مجلس و یا تا ساعاتی بعد.
🍃البته این بسته به وجود خود انسان است. بعضی وقتی نگاه به آن عارف بالله کردند و کنارش نشستند، نفس قدسی آن ولیّ خدا تا مدّت مدیدی حالشان را متغیّر میکند. دیگر حالشان، حال الهی میشود و از گناه بدشان میآید. حتّی گاهی از خودشان بدشان میآید، از نفسشان بدشان میآید، میخواهند خدایی شوند. مدام میگویند: خدا! میشود ما هم اینطور شویم؟ میشود حال ما هم، حال خوب شود؟ میشود ما هم مثل اینها شویم و دائم دنبال خدایی شدن میروند.
🍃لذا این که اولیاء میگویند خدا آنجاست یعنی این که وقتی انسان محضرشان میرود، یاد خدا میافتد.
🍃کما این که گاهی نعوذ بالله، نستجیر بالله، پناه به ذات احدیّت، انسان پهلوی بعضی از افراد که مینشیند، شیطان را میبیند و یاد گناه میافتد. اصلاً ناخودآگاه نعوذ بالله، نستجیر بالله درگناه وارد میشود. چون همنشینش بد است، دیگر کأنّ با شیطان نشسته است. لذا یعنی شیطان جایی است که او هست. بیان شده: « مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ » دیگر، انسان شیطان شده. لذا وقتی با او نشست، شیطانی شد.
*خدا به نماز ما نیاز ندارد، چرا آن را واجب کرد؟!*
#حضرت_آیت_الله_روح_الله_قرهی (مدظله العالی) :
🍃 پروردگار عالم نافلهها را دوست دارد برای این که نماز واجب ما تکلیف است
امّا نافله یعنی خدا! من آمادهام.
🍃در حکم فقهیاش هم تبیین میکنند که نوافل را حتّی میتوانی در حرکت هم بخوانی و دلیل بیان این مطلب این است که من و شما عادت کنیم به این که خدا! من عشقم نماز است، نه این که فقط از باب تکلیف بخوانم.
🍃 یک مطلب دیگر هم به شما بگویم که خیلی قشنگ است، آن را گوشه ذهنتان بسپارید. عرفا میگویند: صلاه واجب دلالت حبّ خدا بر بندگانش است و صلاه نوافل دلالت حبّ انسان به خداست؛ یعنی این عشق دوطرفه است.
🍃خدا گواه است تکلیفی که پروردگار عالم کرده که نماز بخوانیم برای این است که من و شما را دوست دارد ولی ما حالیمان نیست و نمیفهمیم وإلّا « إِلَهِي هَذِهِ صَلَاتِي صَلَّيْتُهَا لَا لِحَاجَةٍ مِنْكَ إِلَيْهَا وَ لَا رَغْبَةٍ مِنْكَ فِيهَا إِلَّا تَعْظِيماً وَ طَاعَةً وَ إِجَابَةً لَكَ إِلَى مَا أَمَرْتَنِي بِهِ ». وقتی خدا نیاز ندارد، این «لَكَ إِلَى مَا أَمَرْتَنِي بِهِ» دلالت بر همین حبّ است. خدا بندهاش را دوست دارد، لذا او را میآورد و میگوید: با من حرف بزن. احمق است کسی که نداند نماز، سخن با خدا و عشق خدا به انسان است. باید بفهمیم خدا عاشق ماست.
🍃آنوقت اولیاء خدا و عرفای عظیمالشّأن میگویند از این طرف هم نوافل نشانه حبّ انسان است. چون نوافل که واجب نیست، مستحب است و انسان با ادای آن میگوید:خدا! حالا ببین من هم تو را دوست دارم، عشق طرفین!
🍃 لذا ببینید چقدر عبادت خوب است. خدا گواه است حیف است انسان بندگی را رها کند، نماز را رها کند. بعضی غافلند.برای همین است امام سجاد(عليه الصّلوة و السّلام)، همه معصومین(عليهم صلوات المصلّين) و اولیاء خدا، وقت نماز که میشد اصلاً یک حال دیگری داشتند و همانطور که اوّل بحث بیان کردم، در آنها تغییر و تحوّل ایجاد میشد. منتظر بودند.