eitaa logo
بینات
1.1هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
974 ویدیو
327 فایل
🌿 وَكَذَٰلِكَ أَنزَلْنَاهُ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَأَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يُرِيدُ🌿(حج،١٦) 👈 این کانال صرفاً یک کانال معارفی است و در آن تبادل و تبلیغات نداریم ارتباط با مدیر کانال @karimi_12
مشاهده در ایتا
دانلود
5.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 لحظه ورود نیروهای فلسطینی به سرزمین‌های اشغالی از نوار غزه و سقوط پادگان‌های مرزی رژیم صهیونیستی. 🆔 @gh_karimi
۱۵ مهر ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۵ مهر ۱۴۰۲
نظر به ساعتِ خود کرد و نقشه درسر داشت تبر به دوشِ کسی از نوادگانِ خلیل چقدر مانده از این بیست و پنج ساله مگر؟! که محو گردد از عالم نشانِ اسرائیل
۱۵ مهر ۱۴۰۲
🤛 مشت محکم ملت فلسطین بر دهان اسرائیل. 💣 خدا کمک کنه زودتر کار اسرائیل را تموم کنند ، دیگه حالشو نداریم زبون روزه بلند شیم بریم راهپیمایی روز قدس. 😀😁😂🤣😃😄😅😆😉 🆔 @gh_karimi
۱۵ مهر ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۵ مهر ۱۴۰۲
هدایت شده از بینات
☄ اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود. 🌼 حضرت امام خمینی 🌹 ﴿رِضوانُ الله تعالی عليه﴾ : 👈 ما می گوئیم اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود و بیت المقدس مال مسلمین و قبله اول مسلمین است. 📚 صحیفه نور ج ۱۷ ص ۱۴ 🗓 ۱۷ شهریور ۱۳۶۱ 🎙 بیانات در جمع رهبران مذهبی بنگلادش 🆔 @gh_karimi
۱۵ مهر ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۵ مهر ۱۴۰۲
هدایت شده از نشر خوبی ها | نطنز
بندگی خدا... . آیت الله شیخ محمدتقی بهلول میفرمودند:ما با کاروان و کجاوه به«گناباد» می‌رفتیم. وقت نماز شد.مادرم کاروان‌دار را صدا کرد و گفت:کاروان را نگه‌دار می‌خواهم اول وقت نماز بخوانم.کاروان دار گفت: بی‌بی! دوساعت دیگر به فلان روستا می‌رسیم.آنجا نگه می‌دارم تا نماز بخوانیم.مادرم گفت:نه! می‌خواهم اول وقت نماز بخوانم. .کاروان‌دار گفت:نه مادر.الان نگه نمی‌دارم.مادرم گفت:نگه‌دار. او گفت:اگر پیاده شوید، شما را می‌گذارم و می‌روم.مادرم گفت:بگذار و برو. .من و مادرم پیاده شدیم.کاروان حرکت کرد.وقتی کاروان دور شد وحشتی به دل من نشست که چه خواهد شد؟ .من هستم ومادرم.دیگر کاروانی نیست. شب دارد فرا می‌رسد وممکن است حیوانات حمله کنند.ولی مادرم با خیال راحت با کوزه‌ی آبی که داشت،وضو گرفت و نگاهی به آسمان کرد،رو به قبله ایستاد و نمازش را خواند.لحظه به لحظه رُعب و وحشت در دل منِ شش هفت ساله زیادتر می‌شد.در همین فکر بودم که صدای سُم اسبی را شنیدم.دیدم یک دُرشکه خیلی مجلل پشت سرمان می‌آید. .کنار جاده ایستاد و گفت:بی‌بی کجا می‌روی؟مادرم گفت:گناباد. او گفت:ما هم به گناباد می‌رویم.بیا سوار شو.یک نفس راحتی کشیدم.گفتم خدایا شکر.مادرم نگاهی کرد و دید یک نفر در قسمت مسافر درشکه نشسته و تکیه داده.به سورچی گفت:من پهلوی مرد نامحرم نمی نشینم. سورچی گفت:خانم! فرماندار گناباد است. بیا بالا. ماندن شما اینجا خطر دارد. کسی نیست شما را ببرد.مادرم گفت: من پهلوی مرد نامحرم نمی‌نشینم! در دلم می‌گفتم مادر بلند شو برویم. خدا برایمان درشکه فرستاده است؛ ولی مادرم راحت رو به قبله نشسته بود و تسبیح می‌گفت!آقای فرماندار رفت کنار سورچی نشست. گفت مادر بیا بالا.اینجا دیگر کسی ننشسته است. مادرم کنار درشکه نشست و من هم کنار او نشستم ورفتیم.دربین راه از کاروان سبقت گرفتیم و زودتر به گناباد رسیدیم. .عزیزان... اگر انسان بنده‌ٔخدا شد،بيمه مى‌شود و خداوند امور اورا كفايت و كفالت مى‌كند. «أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ» زمر/۳۶ •┈••✾🍃🦋🍃✾••┈• 🌸🌸🌸به کانال روایات اهل بیت علیهم السلام بپیوندید و با انتشار آن کلام نور را به دیگران هدیه کنیم 👈 و در ثواب نشر آن سهیم باشیم 👉 https://eitaa.com/nashrkhobihayenatanz/94
۱۵ مهر ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۵ مهر ۱۴۰۲
۱۵ مهر ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۶ مهر ۱۴۰۲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۶ مهر ۱۴۰۲