#امام_باقر_علیه_السلام
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
روضهدارِ منا توئی آقا
شاهدِ کربلا توئی آقا
پیش تو مادرت زمین خورده
نوهی مجتبی توئی آقا
همره عمه آمدی گودال
راویِ ماجرا توئی آقا
آنکه دیده گروهگروه زدند
سنگ و چوب و عصا توئی آقا
آنکه دیده به زیرِ چکمهی شمر
شاه، زد دست و پا توئی آقا
آنکه دیده تمام قرآن شد
با لگد جا به جا توئی آقا
آنکه دیده ضریح مویِ حسین
دستِ یک بیحیا توئی آقا
آنکه دیده سرِ عزیزِ خدا
رفت بر نیزهها توئی آقا
بعد از آن شاهدِ هجومِ سپاه
سویِ آل عبا توئی آقا
آنکه همراه قافله رفته
سویِ شامِ بلا توئی آقا
سخت بر تو گذشت آن ساعات
بد شکستند حرمت سادات
اوج بی غیرتی نشان دادند
سنگ در دست این وآن دادند
اول شهر عنان مرکب را
دست یک مشت بد دهان دادند
جای عرضِ سلام، پیرو جوان
ناسزاها به کاروان دادند
رأسِ جدت به زیرِ پا افتاد
بسکه سر نیزه را تکان دادند
دستِ سادات بر سرِ بازار
صدقه تکههای نان دادند
بوسهگاهِ رسول خاتم را
به دمِ چوبِ خیزران دادند
#قاسم_نعمتی
#صلوات 👉
@ghaemeardakan
#امام_باقر_علیه_السلام
♦️ ملائکه مقرّب خدا، در پی فرصت جهت آستانْ بوسیِ حضرت باقرالعلوم "علیهالسلام"...
راوی گوید: من به خدمت امام صادق "علیهالسلام" رسیدم و آن حضرت مشغول نماز بودند. پس از آنکه از نماز فارغ شدند، فرمودند:
🍀 يك روز نماز صبح را با پدرم خواندم بعد از نماز، پدرم مشغول تسبيح شد، در اين ميان پيرمردى بلند قامت كه موى سر و صورتش سفيد شده بود، آمد و بر پدرم سلام و عرض ارادت نمود.
☘ پشت سر او جوانى آمد و بر پدرم سلام و عرض ادب كرد و دست پيرمرد را گرفته و به او گفت: قیام کن تا بریم؛ به تو دستور ندادهاند تا که الان اينجا بيایی!
👈 وقتى هر دو آنها رفتند، گفتم:پدر جان! آن پير مرد و آن جوان كه بود؟
پدرم فرمودند:
📋 واللَّهِ هَذَا مَلَكُ الْمَوْتِ وَ هَذَا جَبْرَئِيلُ.
🔹 به خدا قسم آن پيرمرد "مَلِك الموت" و آن جوان "جبرئيل" بود.
📚المناقب، ج۴ ص۱۸۸
✍ ای به سينهات پنهان، گنجهای قرآنی
علم را شكافنده با كلام نورانی
مظهر جمال حق در لباس انسانی
هم سپهر را محور هم وجود را بانی
كُنيهات أبا جعفر، خود «محمّد» ثانی
اي مدينهی دلها تا ابد بقيع تو
چرخ پير با عمرش كودك رضيع تو
آسمان مطيعش باد هر كه شد مطيع تو
عرش كبريا ز آغاز خانۀ رفيع تو
بلكه عرشيان را بر خاك تو است پيشانی
https://eitaa.com/ghaemeardakan