🍃🔹تازه ازدواج کرده بودیم، برای اولین بار جعفر مرا به کنار مزار شهدا برد، حاجی با بغضی تلخ به قبور شهیدان مینگریست، در عمق چشمانش اشک حلقه زده بود. نسبت به آنها محبت خاصی داشت. در نگاه او چیزی موج میزد، که نامش را فقط میتوان عشق نامید. برق نگاهش دلم را لرزاند با مهربانی گفت: «من از خدا #آرزوی_شهادت میکنم».
با ناراحتی نگاهم را برگرداندم. محمدجعفر خندید و گفت: «چه سعادتی بالاتر از شهید شدن در راه خداست». من برای تو هم آرزوی شهادت دارم. من راه خود را انتخاب کردهام و ممکن است، در این راه شهید شوم.
هر لحظه باید برای این موضوع آماده باشی.
بالاخره او پیروز شد، بار سنگین امانت را به تنهایی بر دوش گرفت. برای نصر دنیا چون قفسی تنگ و تاریک بود که با شهادت از آن رهایی یافت.
🔻همسر #شهیدمحمدجعفرنصراصفهانی
🍃🌷
#قاف_عشق
@ghafeshgh 👈👈