💚
پدر به علی اکبر گفت
که پیش رویم، مقابل چشمانم راه برو ..!
و او راه رفت.
چه میگویم؟ راه نرفت.
ماه را دیده ای که در آسمان چگونه راه میرود؟ چطور بگویم؟ طاووس خیلی کم دارد.
اصلا گمان نکن که سرو، پای راه رفتن داشته باشد!
نه، پای راه رفتن نه، قصد خرامیدن داشته باشد ...
و حسین سر بر آسمان بلند کرد
و گفت شاهد باشد خدای من ...!
جوانی را به میدان میفرستم
که شبیه ترین خلق به پیامبر توست در صورت،
در سیرت، در کردار، در گفتار و رفتار ..
تو شاهدی خدای من که ما هر بار برای پیامبر دلتنگ میشدیم، هر بار جای خالی پیامبر، جانمان را به لب می رساند
به او نگاه می کردیم ...
💚💚💚
📚 از کتاب [پدر، عشق و پسر .. ]
✍🏻 #سیدمهدی_شجاعی
🖤 @ghalbeziba313 🖤
🍀
ببین عباس من! نسبت تو و فرزندان فاطمه، نسبت برادر با برادر و خواهر نیست همچنانکه نسبت من با علی، نسبت همسر و شوهر نیست. نمی دانم به دست تضرع کدام دخیل بسته ای یا دعای نیمه شب کدام دلشکسته ای یا نَفَس اعجازگر کدام رسول کمر به کرامت بسته ای، خدا لباس کنیزی این خاندان را بر تنم پوشاند، این لباس آنقدر بر تن من گشاد بود که من در آن گم می شدم اگر خدا دست مرا نمی گرفت. مبادا پدر را به لفظ خالی پدر صدا کنی! مبادا حسن و حسین را برادر خطاب کنی! مبادا زینب و ام کلثوم را خواهر بخوانی! آقای من! و بانوی من؛ این صمیمانه ترین خطاب تو باشد با سروران و موالی ات! مبادا از پشت سرشان قدمی فرا پیش بگذاری! مبادا پیش از آنها دست به غذا ببری! مبادا پیش از آنها آب بنوشی ...
☘🍀☘
📚 سقای آب و ادب
✍🏻 #سیدمهدی_شجاعی
✨#حسینیه_قلب_زیبا
🖤 @ghalbeziba313 🖤
💚
پدر به علی اکبر گفت
که پیش رویم، مقابل چشمانم راه برو ..!
و او راه رفت.
چه میگویم؟ راه نرفت.
ماه را دیده ای که در آسمان چگونه راه میرود؟
اصلا گمان نکن که سرو، پای راه رفتن داشته باشد!
نه، پای راه رفتن نه، قصد خرامیدن داشته باشد ...
و حسین سر بر آسمان بلند کرد
و گفت شاهد باشد خدای من ...!
جوانی را به میدان میفرستم
که شبیه ترین خلق به پیامبر توست در صورت،
در سیرت، در کردار، در گفتار و رفتار ..
تو شاهدی خدای من که ما هر بار برای پیامبر دلتنگ میشدیم، هر بار جای خالی پیامبر، جانمان را به لب می رساند
به او نگاه می کردیم ...
💚💚💚
📚 از کتاب [پدر، عشق و پسر .. ]
#سیدمهدی_شجاعی
#علی_اکبر
#قلب_زیبا313
•💌https://eitaa.com/joinchat/580911108C9ac9a60e30