قهرمان ها یکی یکی پرواز میکنند و شیاطین از رودِ خون مینوشند و مستِ مرگ میشوند.
قالیِچایخورده
[ آدم بین ترس و امید تاب میخورد ،
یک روز فکر میکنی هیچ چیز درست نمیشود و روز بعد با یک اتفاق کوچک تمام دنیا روشن میشود.حقیقت این است که هیچ احساسی ماندگار نیست ،
تو جلو میروی و همین جلو رفتن تو را میسازد. ]
تو اگر پناه مایی چه غم از زمانه ما را؟
چه غمی اگر که با ما نکند کسی مدارا..