eitaa logo
مجله قلمــداران
4.8هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
372 ویدیو
10 فایل
این کانال متعلق به چهار یار هم‌قلم است! کپی یا اشتراک‌گذاری آثار، شرعا حرام‌ است. #به‌جان‌او به قلم ف_مقیمی راه ارتباطی @moghimstory ادمین تبادل و‌تبلیغ @Gh_mmm
مشاهده در ایتا
دانلود
خدایا در آخرین سحرگاه غمگین شعبان، که نوید اتصال به ماه شما را می‌دهد قلوب مومنینت را قوی کن قدم‌هایشان را در راه رسیدن به نور و حقانیت استوار گردان؛ نعره‌هایشان را بر سر شیاطین انس و جن سهمگین و کُشنده بساز؛ خدایا ما را در مقابل کسانی که ذلت ما را خواستند، عزت و آزادی ببخش؛ ما را به جز خودت بنده و دربند احدی نکن؛ وابستگی‌هایمان را از آدم‌های اطراف بگیر و قلب ما را تنها اسیر خودت و اولیائت کن؛ پروردگارا؛ دل‌های شکسته را با دست‌های هنرمند خودت بند بزن و بشکن دستی را که به عمد و‌ عناد، چینی روحمان را خرد کرد. خدایا ما سربه‌هواهای بازیگوشی هستیم که گاه یادمان می‌رود دامان تو را محکم بچسبیم. اگر در این لحظه و این ساعت دستمان از دامانت جدا شد دستمان را محکم بگیر.. آنقدر محکم که زر و سیم و هوا و هوس ، باد و بوران و طوفان و نفس نتواند از آغوشت بیرونمان بکشد. خدایا لذت گفتگو با خودت را از ما نگیر. آمین یا رب‌العالمین ⬅️⬅️@ghallamdaran
و سلام بر آقایی که اگر طنین سلام او صبح به صبح در جهان نمی‌پیچید جهان از شدت غربت از هم می‌پاشید. ⬅️⬅️@ghallamdaran
خیمه شب بازی... هوا گرگ و میش بود و آفتاب هنوز سینه نکشیده بود روی زمین. صبحانهٔ بچه‌ها را آماده می‌ کردم که صدای جیغ زن همسایه پیچید توی ساختمان. بچه‌ها لباس مدرسه به دست خیره شدند به من. همگی گوش تیز کردیم شاید بفهمیم سر صبحی دعوا شده یا چه؟ صدا بالاتر رفت. زن جیغ می‌زد و صدای کوبیده شدن دستی روی بدن می‌آمد. چادر کشیدم سرم و لای در را باز کردم. همسایه‌مان توی راهرو خودش را می‌زد. پسرش بی‌رنگ و رخ می‌خواست مادر را بگیرد اما زورش نمی‌رسید. داد زدم:«چی شده؟» پسر نگاهم کرد. پشت لبش به زحمت می‌رفت که سبز شود. بغضِ غرور را قورت داد:«داداشم تشنج کرده» بی‌هوا دمپایی پوشیدم و دویدم. باقی همسایه‌ها هم با من رسیدند. زن را دوره کردند و دل دادند به دلداری... بدون فکر در را هل دادم و رفتم تو. پسر افتاده بود روی زمین و می‌لرزید. نامزدِ جوانش بهت زده نگاهش می‌کرد و پدر کنار پسر حیران مانده بود! گاهی دست به سرش می کشید، قلبش را ماساژ می‌داد و ته ریشش را مرتب می‌کرد. انگار که دور فرزند جوانش طواف می‌کرد. پسر اما صورتش به سیاهی می‌زد. صدایی شبیه خرناس از گلویش بیرون می‌آمد. نشستم کنارش. گفتم:« بچرخونش به پهلو...» پدر انگار منتظر بود یک نفر فرمان بدهد؛ تند چرخاندنش. وقت توضیح دادن نبود. با کف دست کوبیدم بین دو کتفش. پدر گرفت چه می خواهم. محکم‌تر از من می‌کوبید توی کمرش. دویدم توی آشپزخانه. قاشقی برداشتم و گذاشتم لای دندان‌های کلید شده و زبانش را آزاد کردم. صورتش هنوز کبود بود. سرش را گذاشتم روی پا... راه نفسش را صاف کردم. یا زهرایی زمزمه کردم. ناگهان سرفه کرد و هرچه خلط و کف بود از گلویش ریخت بیرون. دهانش را پاک کردم... نفس کشید... بلند شدم و آمدم بیرون. به مادرش گفتم «خوبه پسرت» و آمدم خانه! همین! نه پرستارم، نه پزشک، نه دوره‌ای دیده‌ام! من آنجا اصلا من نبودم! انگار خدا نخ‌های خیمه شب بازی را بسته بود به دست و پاهایم! تکانم می‌داد که نفسی را از گلویی بکشم بیرون... که یاسین چشم به چشمِ خیس نامزدش بدوزد و مادر غروب شکلات به دست بیاید دم خانه‌مان... و امان از او... از خدایی که برای دم و بازدم یک جوان، زنی بی‌سواد را در آنی متخصص می‌کند و ما هنوز باور نداریم دایرهٔ دنیا به نخ‌های او بسته است! دل بده به خیمه شب بازی‌اش... ✍ رمضان خانی @ghallamdaran
ولی بچه ها یه سوال🤔 اگر تا عید فطر جنگ نشه و سربازای آمریکایی تو خلیج فارس بمونن، فطریه شون گردن کیه ؟ نکنه اونم ایران باید بده ؟ https://eitaa.com/ghallamdaran
بیشرفا آنقدر جنگنده آوردن تو منطقه ، امشب زدم اسنپ بگیرم یه f35 قبول کرد 😁 https://eitaa.com/ghallamdaran
✍سحر‌خواهش پروردگارا؛ سپاس تو را بابت لمس اولین سحر ماه رمضان ۱۴۰۴ پروردگارا سپاس که در میان روزهای پر تلاطم و خطرناکی که آتش فتنه شعله‌ور شد، ما را زنده و امیدوار نگه داشتی تا به این روز برسیم پروردگارا از تو سپاسگزاریم بابت توفیق عبادت و تقدیس تو؛ هر چند ناخالص، هرچند ریاکارانه، هر چند بی‌عمق و سرسری؛ از تو ممنونیم که همین ایمان سر خالی و کم‌جان را از ما پذیرفتی و قسمت می‌دهیم به اعتقاد و ایمان ما برکت و وسعت بدهی ؛ خدایا از نسل و ذریه‌ی ما حتی سر سوزن جاهلی را دشمن خودت و عزیزان خودت در این دنیا حاضر نکن؛ خدایا ما را مشمول دعای خیر ملائک و مقربین و معصومین قرار بده؛ در این ماه دست شیاطین انس و جن را از مال و آبرو و زندگی ما قطع کن و ما را در پشت سپرهای بلند و فولادین رحمت خود محافظت بفرما آمین یا رب العالمین🤲 ⬅️⬅️@ghallamdaran
روایتی که برای کلّ ماه رمضان کافیست👇 ✅امام صادق علیه السلام : ⚠️روزه، تنها دست كشيدن از طعام نيست و شرایطی دارد كه تنها با رعايت آنها، روزه کامل می‌ گردد. ❌هنگامى كه روزه گرفتید: 👅زبان خود را از دروغ نگه داريد 👀و ديدگانتان را از ناروا بپوشانید، ⚔با يكديگر نزاع مكنيد 😠و بر هم حسد مبريد 🗣و غيبت يكديگر را نكنيد 👥و با هم بحث ‌و جدل نکنید ✂️و با یکدیگر به اختلاف نپردازید 😡و نسبت به هم خشمگين نشويد 🤐و دشنام و ناسزا مگویيد ⚖و بر يكديگر ستم نورزيد ⛔️و بی ‌خردى مكنيد. 🕋از ياد خدا و نماز غفلت مكنيد ⚡️و چنان باشيد كه انگار روز قيامت را می‌بینید ❌و براى روزی که خداوند را دیدار می‌کنید، توشه برگيريد. ⚠️و باید در روزه ‌ات ، ولایت خداوند را داشته باشی و به وسیله خاموشیِ برخاسته از تفکر درونی، از هر آنچه که خداوند، نهی نموده است در آشکار و نهان پرهیز کنی. ‼️پس اگر اين اعمال را به طور کامل انجام دهی، حقيقت روزه را به جا آورده‌ای. ‼️اما اگر به اين اعمال كه برايت بيان داشتم بی‌تفاوت باشی، به همان مقدار از فضل و ثواب روزه‌‌ات كاسته خواهد شد. به راستى روزه، تنها دست كشيدن از طعام و آشاميدنى نيست بلكه خداوند آن را مانعى در برابر رفتار و گفتارى كه روزه را باطل می ‌كند قرار داده است. چه اندک هستند روزه‌ داران حقیقی و چه بسيارند کسانی که فقط گرسنگی می‌‌کشند. 📚وسائل ‌الشيعة ، جلد ۱۰ ، صفحه ۱۶۶. ⬅️⬅️@ghallamdaran
ماه مبارک رمضان داره میاد، یه ماه که باید حسابی انرژی داشته باشی✨ محصولات هیوا رو امتحان کن و طعم واقعی کیفیت رو بچش! ✅ تخفیف ویژه ماه رمضان ✅ ارسال رایگان برای سفارش‌های بالای ۱۰ کیلو ✅ پرداخت بعد از دریافت محصول – یعنی خرید بدون ریسک! همین الان سفارشت رو ثبت کن که قبل از ماه رمضان به دستت برسه ☺️✅ فروشگاه محصولات ارگانیک هیوا 🌿 https://eitaa.com/joinchat/3836739600C2fd22c690c
مجله قلمــداران
ماه مبارک رمضان داره میاد، یه ماه که باید حسابی انرژی داشته باشی✨ محصولات هیوا رو امتحان کن و طعم و
من تضمین می‌کنم محصولاتشون رو ضمن اینکه تمام این هزینه‌ها خرج خیریه می‌شه. یعنی با یک خرید، چند تا سود می‌بری. هم جنس خوش‌قیمت میاد دستت. هم محصول خوب، هم کار خیر می‌کنی
✍ سحرخواهش پروردگارا؛ یک روز دیگر با شکم خالی و ذهنی انباشته از افکار مسموم به در دوم خانه‌ی تو رسیدم. زبانم هنوز به هرز می‌‌چرخد و روانم به مرض دچار است. چشم‌هایم همچنان عادت به دیدن چیزهایی دارد که در شأن آفرینشش نیست. دست‌هایم مشغول به اموری هستند که برایشان ساخته نشده‌اند؛ پاهایم به سمت مکان‌هایی کشیده می‌شوند که تقدسش را می‌شکنند. خدایا در سحرگاه دومین روز از ماه مبارک، چشم و دل و زبان و اندام‌هایم را جز در راه خودت خرج نکن. خدایا من به این جوارح خو گرفته‌ام و آنها را دوست می‌دارم؛ راضی نباش در روز رستاخیز اینها زبان به شکایت من باز کنند و از من برائت بجویند. پروردگارا من آنگونه که با تو عهد بسته بودم نشدم، تو آنگونه که شایسته است با من عهد‌شکن دوباره دست بیعت دراز کن.. خدایا من جز تو چاره و تکیه‌گاهی ندارم.. من را از خودت نران و چشم ببند بر هر چه که تو را از من دور ساخته.. آمین یا رب‌العالمین 🤲 ⬅️⬅️@ghallamdaran