💙🍃
🍃
.
| #بخندبسیجے |
.
.
رزمندھ ها برگشتھ بودن عقب
بیشترشونـ هم رانندھ ڪامیونـ
بودنـ کھ چند روزے نخوابیدھ
بودن.
.
ظھر بود و همھ گفتند نماز رو
بخونیم و بعد بریم براے
استراحتـ. امام جماعت اونجا
یڪ حاج آقاے پیرے بود. کھ
خیلے نماز رو ڪند مےخوند.
رزمندھ هاےخیلےزیادے پشتش
وایستادنـ و نماز رو شروع ڪردند.
آنقدر ڪند نماز خواند ڪہ
رکعت اول فقط ۱۰ دقیقھ اے
طول ڪشید! وسطاے رکعت
دوم بود ڪہ یکے از رانندھ ها
از وسط جمعیت بلند داد زد:
حاجججججییییے جون مادرت
بزن دنده دوووو😭😂
.
🚗| #طنز_جبہہ |🚛🚚
➣ツ°•| @gharar_shohada_313
💙🍃
🍃
.
| #بخندبسیجے |
#کمپوت🍒
🌿...داشتند تو خط مقدم مصاحبه می گرفتند و دوربین کنار ما آمده بود😄
فریبرز هم کنارم ایستاده بود که یه هو خمپاره امد و بوممم 🌟
نگاه کردم دیدم یه ترکش اندازه عدس😄
خورد به فریبرز و افتاده زمین😵خبرنگار خوشحال از این که سوژه اش جور شده😇
دوربین را برداشت ورفت سراغ فریبرز 😬
به فریبرز گفت 👈شما در این لحظات حساس و غرورآفرین و عرفانی👌 زندگیت چه حرفی و چه پیامی دارید!؟😍
بفرمائید تا در تاریخ ثبت شود😋هر چی می خواهی به امت حزب الله بفرمائید😇
امشب تلویزیون نشان میدهد😍
🌿...فریبرز در حالی که خیلی شلوغش😵کرده بود و داشت اشهد و شهادتینش رو زیر لب زمزمه می کرد😁 گفت: من از امت شهید پرور ایران یک خواهش دارم!؟ 😄
اونم اینه که وقتی کمپوت می فرستید جبهه خواهشا کاغذ رویش را نکنید!😇
به او گفتم :بابا این چه جمله ایه! 😵 قراره از تلویزیون پخش بشه😁یک جمله بهتر بگو برادر ...🙏
با همون لهجه شیرین و موذیانه اش گفت:👈اخوی آخه شما نمی دونی تا حالا به جای کمپوت گیلاس, سه دفعه به من رب گوجه فرنگی افتاده!...😥😜
📚کتاب گلخندهای آسمانی
👤ناصرکاوه
➣ツ°•| @gharar_shohada_313