#حضرت_زهرا_شور
خدا لعنت کنه دومی رو...
که تو کوچه راه مادرم رو بست
بالا برد دستشو بی حیای پست
جوری سیلی زد که گوشواره شکست
خدالعنت کنه دومی رو...
مادرم رو زد منو بیچاره کرد
بی حیا به قنفذ اشاره کرد
چادر مادرمونو پاره کرد
مادرم افتاد...
حس می کردم آسمون ، رو سرم افتاد
مادرم غش کرد و ، پدرم افتاد
مادرم سیلی خورد ، خواهرم افتاد
من و مادر و یه عده نامرد
من و مادر و دلای بی درد
ضجه می زدم که مادرم مُرد
یه نفر مارو کمک نمی کرد
مادرم...یازهرا
......
خدا لعنت کنه دومی رو...
رشتهی زندگی مارو گسست
نامه داد برا معاویهی پست
یه جوری لگد زدم که در شکست
خدا لعنت کنه دومی رو...
که خودش نوشته حرف بد زدم
سورهی کوثر و با لگد زدم
ضربهی کاریِ بی عدد زدم
سوزِ جانش رو...
می شنیدم نفسِ، ناتوانش رو
صدای شکستنِ ، استخوانش رو
نالهی الغوث و الامانش رو
بازوی ابالحسن رو بستیم
بازوی فاطمه شو شکستیم
پیش چشمای علی تو کوچه
پهلوی فاطمه شو شکستیم
مادر...یازهرا
.....
خدا لعنت کنه دومی رو...
که امان خونواده رو برید
مادر مارو تو کوچه ها کشید
ظلم دومی به کربلا رسید
خدا لعنت کنه دومی رو...
با همون صحیفهی شومِ پلید
پردهی عزت زهرا رو درید
خواهرم رو برده تا بزم یزید
بی امان می زد...
طعنه بر سوز دل کاروان می زد
به زنان خسته زخم زبان می زد
به لب خشک حسین خیزران می زد
چقــدَر قـافلــــه در عذابه
چادرای پاره شون حجابه
من بمیرم که حریم زهرا
گذرش به مجلس شرابه
#محمدعلی_قاسمی_خادم
#شور_فاطمیه
#فاطمیه
@ghararenokary
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت
منیکه عرش الهی است تخت اجلالم
اسیــــر دست حرامی چهـــارده سالم
اگرچه سختی زندان برید امانم را
به جان خریده بلایای دوستانم را
کسی سراغی از این خون جگر نمی گیرد
غریبــــم و کسی از من خبــــــر نمی گیرد
از این یهودیِ مستِ غرور خسته شدم
خدا گواست ز حبسِ نَمور خسته شدم
شدم شبیه گلی که اسیر خار و خَسَم
میان حلقــهی زنجیــر تنگ شد نفسم
چرا به بی ادبی زجر می دهند مرا؟
چه کرده ام مگر اینقدر می زنند مرا؟
شبیه مادرم از این زمانه خسته شدم
زبسکه که زد به تنم تازیانه خسته شدم
کَاَن حلقهی زنجیر داده دست به دست
که بین سلسه ها استخوان پام شکست
الهی از قفس تنگ و تار خَلِّصنیٖ
چقدر گریه کنم زار زار ، خَلِّصنیٖ
زدست سندیِ شاهک مرا نجات بده
زِ بَد زبانیِ این بی حیــــا نجات بده
خدا ، چه کار کنم حرف ناروا نزند
خدا ، چه کار کنم بی هوا مرا نزند
چقدر بی ادبی می کند برابرمن
سرِ نمازم و فریاد می زند سرمن
خدا ، چه کار کنم از سرم عبا نبرد
و نام مادر مظلــــــومهی مرا نبرد
اگرچه می کند این نانجیب تحقیرم
اگر چه خون چکد از حلقه های زنجیرم
اگر چه بسته به زنجیرم این حرامی پست
کسی به بازوی ناموس من طنــــاب نبست
اگر چه میدهد این بیحیا مرا آزار
نبــــرده اند عِیـــــال مرا سـر بازار
حریم من به اسیری که طیِّ راه نکرد
به نازدانهی من چشم بد نگاه نکرد
مخدرات مرا بین کوچه ها نزدند
مرا زدند ولی دختــــــر مرا نزدند
یکی به قصد جسارت ، جام مِی میزد
یکی به عمهی سادات کعب نی میزد
گریست دیدهی مطموره خون به احوالم
منیکه عرش الهی است تخت اجلالم
#محمدعلی_قاسمی_خادم
#امام_کاظم_شهادت
@ghararenokary
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شور
#امام_کاظم_شور
کی میدونه چقدَر غریبم...
همه از غربت من بی خبرن
خونواده سال ها منتظـــرن
برا تنهــایی من خون جگرن
کی میدونه چقدَر غریبم...
تـــو دلــــم یه دُنِیــــا دردِ دله
گاهی در بین نمـــاز و نافلـــه
کمی صحبت می کنم باسلسه
آشنای من....
تـــــو مدارا کن با دست و پای من
با تو خیلی سخته سجده های من
به شمـــاره افتــــــاد نفســــای من
سلسله رحمی به حال زارم
من که جز تو آشنــــا ندارم
گردنم رو ساعتی رها کن
بتونم به سجده سر بذارم
واویلا...علی الغریب
کی میدونه چقدَر غریبم....
کشیدن از مدینه منو به زور
موندم از تموم خونواده دور
چی بگم از این سیه چالِ نَمور
کی میدونه چقدَر غریبم...
از کدوم اذیت و آزار بگم؟
غصه ها به کدوم یار بگم؟
درد دل با در و دیوار بگم
ای در و دیوار...
مونس من باشید تو شبـــای تار
شبـایی که هستــم تاسحر بیدار
همراهم باشید تا لحظهی افطار
شمــــاکه همدم این اسیــرید
حاجت غریب و می پذیرید؟
کمکــــم کنید غروب و راهِ.....
سنـدیِ بن شاهک و بگیــــرید
کی میدونه چقدَر غریبم...
حالم از شکنجه ها زار شده
مثل مادرم چشام تار شده
اینجا مثل در و دیوار شده
کی میدونه چقدَر غریبم...
جای سیلی روی چشم تَرَمه
شبـــا تـازیـانه دور و بَـــرَمه
اینا یادگاریِ مادرمه
بی هوا میزد...
من به سجده بودم بی حیا میزد
من و بیـنِ ذکـــرِ رَبَّنـــــــا میزد
مادرم رو حرف ناروا میزد
وای از این سفرهی ظالمانه
این پذیراییِ وحشیانه
مونده روی سر و صورت من
جای سیلی جای تازیانه
#محمدعلی_قاسمی_خادم
#امام_کاظم_شور
@ghararenokary
#امام_صادق_شهادت
تمام عمر به لطف خدای حضرت صادق
نشسته ایم به زیر لوای حضرت صادق
قسم دهیم خدا را به جعفربن محمد
که اشک چشم دهد در عزای حضرت صادق
رواست سر بگذارم به روی خاک بقیع و...
ز دیده اشگ ببارم برای حضرت صادق
فدای غربت و مظلومیَش ، که سجاده
کشیده خصم ، از زیر پای حضرت صادق
خدا زابن ربیع نگذرد که رحم نکرد و...
نرفت چند قدم پا به پای حضرت صادق
خدا ز ابن ربیع نگذرد که بی ادبی کرد
به حال سجده و «یارَبّنا»ی حضرت صادق
خدا زابن ربیع نگذرد ، که بی ادبی کرد
به نام مادر درد آشنای حضرت صادق
زخانه با سر و پای برهنه می بَرد او را
خدا کند که بمیرم برای حضرت صادق
دوان دوان پی مرکب به سمت دارالاماره
فدای غربت آقا ، فدای حضرت صادق
نفس نفس زد و یک لحظه یاد مادرش افتاد
چکید اشگ غم از چشم های حضرت صادق
همینکه شعلهی آتش بلند شد ز حریمش
رسید نالهی واویلتای حضرت صادق
به گریه گفت حسیناً و ما نَسیتُ حسیناٰ
شد آستانهی در نینوای حضرت صادق
ــــــ
شکست حرمتش اما نخورد سنگ به رویش
شکست حرمتش اما نه استخوان گلویش
شکست حرمتش اما نشد شکسته جلالش
نرفت دست حرامی به سمت اهل و عیالش
سر مطهر اورا کسی به نیزه ندیده
فدای خواهر مظلومه ای که ناله کشیده
«سری به نیزه بلند است در برابر زینب»
«خدا کند که نباشد سر برادر زینب»
#محمدعلی_قاسمی_خادم
#امام_صادق_ع_مدح_و_شهادت
#کانال_قرار_نوکری
🆔@ghararenokary