📌 منتقم حسین نمیآیی؟
▪️ دست راست را زدند، سوار از پا نیفتاد.
دست چپ را زدند، سوار از پا نیفتاد.
مشک را که زدند، سوار ناامید شد.
نیازی به عمود آهنی نبود...
▫️ #بفرمایید_روضه ۹ ؛ #محرم
🌹 قرارگاه شهدای مدافع حرم 🌹
https://eitaa.com/joinchat/2839674880C36ec351e59
📌 منتقم حسین نمیآیی؟
▪️ روی سینه نشست. خنجر را محکم گرفت.
در هیاهوی صدای لشکر، سمّ اسبان و جیغ دخترکان، صدای مادری تنش را لرزاند.
- ولدی... ولدی...
▫️ #بفرمایید_روضه ۱۰ ؛ #محرم
🌹 قرارگاه شهدای مدافع حرم 🌹
https://eitaa.com/joinchat/2839674880C36ec351e59
📌 منتقم حسین نمیآیی؟
▪️ مرد با تعجب گفت: «این سکهها چیست که به من میدهی؟» شمر خندید و گفت: «بگیر پاداش خنجریست که ساخته بودی. الحق که خوب صیقل خورده بود.»
▫️ #بفرمایید_روضه ۱۲ ؛ #محرم
🌹 قرارگاه شهدای مدافع حرم 🌹
https://eitaa.com/joinchat/2839674880C36ec351e59
📌 منتقم حسین نمیآیی؟
▪️ چند روزی بود که در کانال کمیل در محاصرهٔ عراقیها بودند. خبری از آب نبود.
آب جیرهبندی شده هم، تمام شده بود.
همهجا را دود گرفته بود. اشک از چشمانش جاری شد. حالا معنی روضه را میفهمید.
عطش باعث شده بود همهجا را پر از دود ببیند.
▫️ #بفرمایید_روضه ۱۶ ؛ #محرم
🌹 قرارگاه شهدای مدافع حرم 🌹
https://eitaa.com/joinchat/2839674880C36ec351e59