❇️یاد شهدای عزیز❇️
بسم رب الشهدا🌷
رفته بود تهران برای اینکه کارهای پرونده اش را تمام کند و به سوریه اعزام بشود.
همه ی کارهایش را جفت وجور کرده بود.وقتی رفت به هردری میزد جفت وجورنمیشد.دائم امروز و فردا میکردن. میگفتن فردا پرواز است.اما درست لحظاتِ نزدیک به پرواز میگفتند هنوز کارهایت جفت وجور نشده.
خیلی بی قرارشده بود.روزی چندبارزنگ میزدم تا ببینم بالاخره میره یانه.دائم دل نگران بودم که هرلحظه ممکنه بگه کارهام تموم شد ومیخوام برم.
باهربارزنگ زدن کلی دلم میریخت که نکنه خبر رفتنش رو بشنوم.به همراه #شهید_محمد_جاودانی که از دوستان نزدیکش بود رفته بودند.حسابی خسته وکلافه شده بود.میگف تکلیفمان را روشن نمیکنند.نه اعزاممان میکنند که دل بکنیم و برویم و از بی بی آرامش بگیریم،نه کاملا ناامیدمان میکنند که برگردیم و از وجودِ شما آرامش بگیریم.
یک هفته هم بدون هیچ جاومکانی برای استراحت آنجا ماندند اما خبری از اعزام نشد.زیارت گلزارشهدای تهران رفته بودند. وقتی آنجا بود این عکسهارا برایم فرستادوباخوشحالی گفت:( دوتا حریری کنارهم، همین الان یهویی😄
دلخوشم به این هم نامی...
ان شاءالله یه روزی هم نام من به عنوان #شهید ثبت بشه!)
کلی ذوق زده شده بود که خیلی اتفاقی شهیدی با فامیلی مشابه خودش پیدا کرده بود.بعداز یک هفته پیگیری بی نتیجه و با حالِ بدِ یک جامانده برگشت.
#شهید_حسین_هریری❤️🕊
🍃✨🍃✨🍃✨🍃✨🍃✨
💠 @ghararghehajghasemkahak
رفیق شفیق
ڪہ مےگویند
همین ها هستند
رفاقت شــــان
از زمین شروع شد
و تا بهشت ادامہ یافت ...
#شهید_محمد_اسدی
#شهید_محمد_جاودانی
#شهید_مصطفی_عارفی
─┅═ঊঈ🌸ঊঈ═┅─
💠 @ghararghehajghasem