eitaa logo
شَهید ابراهيم هاٰدی...C᭄
6.2هزار دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
2.1هزار ویدیو
19 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم♥! این راهرگز فراموش نکنید تاخود را نسازیم وتغییرندهیم ، جامعه ساخته نمی‌شود . ــ شهید ابراهیم هادی
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷⚘🌷: 💓سادگےوخاڪےبودنت بےریابودنت،خودمانےبودنت داش مشتےبودنت بزرگ بودنت ڪوچڪ انگاشتن نفس ات ابراهیم جان؟! این روزهاخیلےخیلے ڪم داریم تو را 💓 🌿 🌿
شَهید ابراهيم هاٰدی...C᭄
داداشم🌿
‍ 💠 شهدای گمنام، میهمانان ویژه حضرت زهرا(سلام الله علیها)💠 قبل از اذان صبح برگشت. پيكر شــهيد هم روي دوشش بود. خستگي در چهره اش موج ميزد. صبح، برگه مرخصي را گرفت. بعد با پيكر شــهيد حركت كرديم. ابراهيم خسته بود و خوشحال. ميگفت: يك ماه قبل روي ارتفاعات بازي دراز عمليات داشتيم. فقط همين شــهيد جامانده بود. حالا بعد از آرامش منطقه، خدا لطف كرد و توانستيم او را بياوريم. خبر خيلي سريع رسيده بود تهران. همه منتظر پيكر شهيد بودند. روز بعد، از ميدان خراسان تشييع با شكوهي برگزار شد. ميخواستيم چند روزي تهران بمانيم، اما خبر رسيد عمليات ديگري در راه است. قرار شد فردا شب از مسجد حركت كنيم. با ابراهيم و چند نفر از رفقا جلوي مســجد ايســتاديم. بعد از اتمام نماز بود. مشغول صحبت و خنده بوديم. پيرمردي جلو آمد. او را ميشناختم. پدر شهيد بود. همان كه ابراهيم، پسرش را از بالاي ارتفاعات آورده بود. سلام كرديم و جواب داد.همه ســاكت بودند. براي جمع جوان ما غريبه مينمود. انگار ميخواســت چيزي بگويد، اما! لحظاتي بعد ســكوتش را شكســت و گفت: آقا ابراهيــم ممنونم. زحمت كشيدي، اما پسرم! پيرمرد مكثي كرد و گفت: پسرم از دست شما ناراحت است!! لبخند از چهره هميشــه خندان ابراهيم رفت. چشــمانش گرد شــده بود از تعجب، آخر چرا!! بغض گلوي پيرمرد را گرفته بود. چشــمانش خيس از اشك شد. صدايش هم لرزان و خسته: ديشــب پســرم را در خواب ديدم. به من گفت: در مدتي كــه ما گمنام و بينشــان بر خاك جبهه افتاده بوديم، هرشب مادر سادات حضرت زهرا (س) به ما سر ميزد. اما حالا، ديگر چنين خبري نيست! 🔆پسرم گفت: «شهداي گمنام مهمانان ويژه حضرت صديقه سلام الله علیها هستند!» پيرمرد ديگر ادامه نداد. سكوت جمع ما را گرفته بود.به ابراهيم نگاه كردم. دانه هاي درشــت اشــك از گوشــه چشمانش غلط ميخورد و پايين مي آمد. ميتوانســتم فكرش را بخوانم. گمشــده اش را پيدا كرده بود. « ! » 📚سلام بر ابراهیم/ص۱۱۹
4.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ـــــ ـ زندگی دقیقا از جایـے شروع می‌شود ڪھ یک نفر می‌خندد و خنده‌ی او با دیگران فرق دارد🤍°. توبهترین‌ریتم‌تپش‌قلب‌منی‌داداش❤️ 🌺🌿 کانال روبیکا🌿 https://rubika.ir/Salambarebrahiiim
پارجه لباس پلنگی خریده بود، به یک خياطها داد و گفت: يک دست لباس كُردي برايم بدوز، روز بعد لباس را تحويل گرفت و پوشيد، بسيار زيبا شده بود، از مقر گروه خارج شد، ساعتي بعد با لباس سربازي برگشت! پرسيدم: لباست كو!؟ گفت: يكي از بچه هاي كُرد از لباس من خوشش اومد من هم هديه دادم به او! ساعتش رو هم به یک شخص ديگر داده بود، آن شخص ساعت را پرسيده بود و ابراهيم ساعت را به او بخشيده بود! اين كارهاي ساده باعث شده بود بسياري از بچه ها مجذوب اخلاق ابراهيم شوند.
روز معلم مبارک🤗 شیوه فعالیت شهید ابراهیم هادی در مدرسه می تواند برای بسیاری از معلمان، الگو باشد.
دِلَم‌بۍهَۅـآ،هَۅـآۍِتۅرـاڪَرد هَۅـآۍِدِلَم‌رـآبۍهَۅـآدآشتہ‌ِبـٰاش(:❤️ /🕊
رفیق شهیــــــــــیدم خاطره‌گرویی‌خواهرشهیدابراهیم‌هادے زمان‌مراسم؛امروزساعت۱۶ مکان؛بهشت‌زهرا‌قطعه۲۶ (سرمزاریادبود‌شهید‌ابراهیم‌هادے) 😍😍😍😍😍😍😍😍
2.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ابراهیم هادے جوانے از جنوب تهران بود، کسے که‌ خواست گمنام زندگے کند اما خدا نام و آوازه اش را جهانے کــــــــــرد. راز این ماجرا چیزے نبود جـــــز لقمه‌ے حلال پدر و اخلاص ابراهیم؛ اوهمه‌ے‌عمرش‌رافقط‌براے‌ رضاےخــــــــــــــــــــدا‌خرج‌‌کرد.
روزی را خدا می‌رساند. برکتِ پول مهم است! کاری هم که برای خدا باشد، برکت دارد.✨
شَهید ابراهيم هاٰدی...C᭄
ء . هادی اگر تویی که کسی گُم نمی‌شود
• . دیدی داری مغرور میشی و هوا بَرت میداره كِ من اِلم و بِلَم و کلی کار می‌کنم برای خدا ؛ به ابراهیم هادی فکر کن ! عینهو هواگیر میشه‌ برات ، میشینی سر جات و شرمنده میشی :) '
3.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
• . ابراهیم می‌گفت : اگه جایی بمونی که دستِ احدی بهت نرسه و کسی تورو نشناسه .. خودت باشی و آقا ، مولاهم بیاد سرتو رویِ دامن بگیره این خوشگل ترین شهادته (: