لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
تویی ملیکة السماء ...😍
#عمهجانمزینب
🎈| @gharinalhosein
رحمت به شیــرمـادر آن شاعری کـه گفت:
زینب خودِ علیست مُلقَب به "زیـنب" است
#عمهجانمزینب
#میلا_حضرت_زیــنب(س)
🎈| @gharinalhosein
قرین الحسین |ع|
#نفس_دهم #همپای_قافله _اصلا تاسوعا که به شب میرسد آدم یک حال عجیبی میشود ... قلبت سنگین میشود آنق
#نفس_یازدهم
#جامانده_از_قافله
_برای حرف زدن امشب هیچ جونی نمونده...
انقد گفتن و تو بازم تو سرت زدی که چرا نمیمیری از این حجم از مصیبت، که اصلا نیازی نیست من روضه بخونم تو تنهایی گریه کنی(:
فقط از این میگم که الانی که تو خونه نشستی و هیئتتو رفتی و شام نذر امام حسینم خوردی، تو سال شصت و یکی، همین امشب تو همین ساعتا یه خانمی انقد بین این خیمه و اون خیمه دویده ...
تو در همین حد خسته ای که زدی به سر و سینت ... سرت درد میکنه ... سینت درد میکنه ... ولی همین امشب همین خانم نه تنها جسم خودش درد میکنه، که حتی باید ببینه دختر کوچولو هایی که دامن و معجر و موهاشون سوخته میان پیشش و عمه باید مرهمشون باشه ...
آره رفیق؛
دیگه الاناست که زینب میره تو گودال گُلش رو پیدا کنه ... اما چه گلی(:
دیگه همین ساعتاست که جلـوی خیمه های نیم سوخته مشک پر آب میندازن که اهل حرم بنوشن ولی بچه ها و زن ها یادشون نمیره عمو و بابا و داداش علی لباشون از خشکی تَرک زده بود که شهید شدن ...
دیگه از امشب #همپای_قافله تموم شد(:
این قافله از این به بعد فقط #جامونده داره !...
به موقعش میگم برات ...
امشبو راحت بخواب و به این فکر کن که اربابت چقدر مهربونه که خودش تشنه و گرسنه کشته شد اما راضی نیست نوکرش بعد از نفس زدن زیر بیرقش، دست خالی برگرده خونه(:
از امشب تنها کاری که میتونی برا زینبِ حسین بکنی اینه که تسبیح بگیری دستت و هی بگی:
السلام علی قلب زینب الصبور ...
#محرم
#شام_غریبان
#عمهجانمزینب
🖤| @gharinalhosein
قرین الحسین |ع|
#نفس_یازدهم #جامانده_از_قافله _برای حرف زدن امشب هیچ جونی نمونده... انقد گفتن و تو بازم تو سرت زدی
#نفس_دوازدهم
#جامانده_از_قافله
_فکر میکنم تا به حال زیاد دیده اید که یک میهمانِ مهم وارد شهرتان شود ...
حتی اگر شهر را آذین نبندند، به استقبالش میروند، تا محل اقامتش همراهیش میکنند، احترامش میکنند ..!
اما میهمان نوازی از قافله زنان و کودکانِ حسین جور دیگری رقم میخورد !
میگفت؛
قرار بود یک قافله اسیر جنگی وارد شهر شوند ..
میگفت؛
آن ها خارجی اند ...
بماند که چه کردند این جماعت برای استقبال از پاره های تن پیامبر ...
بماند که این شهرِ نفرین شده که مقتل پدر و برادرت است، چقدر بوی خیانت و نمک نشناسی میدهد ...
بگذریم از چهره های آشنایی که دست هایشان که برای بیعت دراز بود، اکنون پر از سنگ و کلوخ است ...
و حتی بماند که مقصد سنگ ها کجاست ..(:
اصلا بیا فراموش کن زینبت چقدر از لابهلای نی ها سنگ خورده ...
فراموش کن اهانت ها و تحقیر ها را ...
حتی به رباب بگو آن ها که کودک جلوی تو شیر داده اند نمیدانستند تو اصغری داشتی که پرپر شد ...
همه را فراموش کن !
فراموش کن که من مجبور نباشم بگویم زینب چه ها کشید در دربارِ ابن زیاد ...
از طشت طلا تا خیزران ....
از بالای نِی برای دل زینب دعا کن که تاب آوَرَد تمام این درد ها را و مأمنِ دختران بی پناهت باشد ...
که خطبه هایش ستون های این شهر را بلرزاند و فروبریزد که دید چگونه با اهل بیتت رفتار میکنند ولی زمین دهان باز نکرد که مردمش را ببلعد ...
این شهر پر از خاطرات تلخ است ...
.
.
فقط امیدوارم کاروان را از کوچه بنی هاشم عبور ندهند که هنوز آهِ مادرِ مظلومی از در و دیوار هایش شنیده میشود ...
#محرم
#پس_از_واقعه
#عمهجانمزینب
🖤| @gharinalhosein