eitaa logo
قرارگاه حاج قاسم سلیمانی
11.1هزار دنبال‌کننده
21.7هزار عکس
18.5هزار ویدیو
64 فایل
«بِسْمِ اللَّهِ القٰاصِمِ الجَبّٰاریٖنْ» خط خون نقطه‌ی پایان سلیمانـی نیست... بِھ‌َراسـ💪ـید که این اولِ بسم الله است...🌷 کانون تبلیغاتی پربازده قاصدک ❄️👇 https://eitaa.com/joinchat/3340238882Ca4b5329bfc
مشاهده در ایتا
دانلود
🕊📚🕊📚🕊﷽🕊📚 📚🕊📚🕊 🕊📚🕊 📚🕊 🕊 ✍!! 🌷تا ظرفیت اردوگاه ما کامل بشود، هر از گاهی اسرای جدیدی می‌آوردند. من باید از اولین لحظه ورود آنها تا زمان استقرارشان پا به پای سروان نامفید و عبدالقادر می‌رفتم. چون خیلی از اسیران را مستقیم از منطقه به اردوگاه می‌آوردند. یک‌بار مأموران ویژه­‌ای از استخبارات عراق آمدند و شیوه‌های مختلف شکنجه و حرف کشیدن را به سروان نامفید و نیروهای ویژه­‌اش آموزش دادند. 🌷مثلاً یک برنامه به برنامه‌های قبلی اضافه شده بود، این بود که وقتی اسرا را از کوچه­‌های مرگ عبور می‌دادند آنها را وا می‌داشتند که دور تا دور محوطه بدوند تا مأموران عراقی هم با ضربات کابل و شلاق همراهی­شان کنند. یا برای وارد کردن شوک الکتریکی، علاوه بر این‌که گیره­‌های مخصوص به گوش‌­ها می‌زدند، گاهی آنها را به بیضه­‌ها وصل می‌کردند که کمترین اثرش، ادرار غیر ارادی، به صورت قطره­‌ای بود که اسیر تا مدتی به آن مبتلا می‌شد. 🌷مأموران ویژه سروان نامفید، کار جدید دیگری هم از استادان خود یاد گرفته بودند؛ وقتی که یک اسیر را از اتاق بازجویی بیرون می‌آوردند، از دیدن سر و وضع او، دل سنگ هم برایش می‌سوخت، گاهی دهان و صورت و پا و چند جای تنش مجروح و خونین بود. آن هم با لباس‌هایی پاره پاره در همین حال یکی از مأموران ویژه سیگاری آتش می‌زد و می‌­گذاشت لب دهان او! این کار برای اسرا سئوال می‌­شد. می‌پرسیدند: سیگار برای چی؟! جالب این‌جا بود که اسیر با آن سر و وضعش به فکر ایثار می‌افتاد و سیگار را خاموش می‌کرد، وقتی به آسایشگاه می‌رسید، آن را می‌داد به یکی از بچه­‌های سیگاری.... راوی: آزاده سرافراز محمدجواد سالاریان از اسرای کمپ ۱۰ رمادی منبع: خبرگزاری ایسنا 🇮🇷 @ghasem_solaymani 🕊 📚🕊 🕊📚🕊 📚🕊📚🕊 🕊📚🕊📚🕊📚🕊