eitaa logo
قرارگاه حاج قاسم سلیمانی
11.1هزار دنبال‌کننده
21.7هزار عکس
18.5هزار ویدیو
64 فایل
«بِسْمِ اللَّهِ القٰاصِمِ الجَبّٰاریٖنْ» خط خون نقطه‌ی پایان سلیمانـی نیست... بِھ‌َراسـ💪ـید که این اولِ بسم الله است...🌷 کانون تبلیغاتی پربازده قاصدک ❄️👇 https://eitaa.com/joinchat/3340238882Ca4b5329bfc
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🍃✨🌸🍃✨🌸🍃✨ #معرفی_شهید #عماد_مغنیه معروف به #حاج_رضوان ( ۱۹۶۲ - ۲۰۰۸ م) بنیانگذار یگان نظامی #حزب_الله لبنان و از فرماندهان جنگ ۳۳ روزه بود که در حادثه تروریستی به #شهادت رسید. او در اوایل دهه ۸۰ به شاخه نظامی جنبش آزادی‌بخش فلسطین و از همان زمان به جنبش امل پیوست. با انتقال #سید_حسن_نصرالله از امل، به حزب تازه تأسیس #حزب_الله پیوست. وی به عنوان " #مرد_سایه " و مغز متفکر #حزب_الله لبنان شهرت داشت. دولت ایالات متحده برای دریافت هر اطلاعاتی از او جایزه تعیین کرده بود. #عماد_مغنیه در سال ۲۰۰۸ م در دمشق ترور شد. #آیت‌الله_خامنه‌ای در پیامی به مناسبت شهادتش، او را فردی معرفی کرد که سراپا عشق و شور #جهاد فی سبیل الله بود. #شهید_عماد_مغنیه #شهید_حزب_الله_لبنان #جهاد_ادامه_دارد
اینجادلش تنگ💔 است باور می کنی؟ یک گذر بر او یکبار دیگر می کنی یک نفردارد هوای دردلت یک سفر، شهبازمن بااین کبوتر می کنی؟ 💞 💐 🥀
نمیدانم، قمر حزب الله ات بخوانم یا فرزند حاج قاسمت گویم؟ تو پسر کدامین دیار عشقی؟ ایران؟لبنان؟ یا سوریه؟ وقتی که تولدت در لبنان است، عکس هایت در حرم امام رضا(ع) و شهادتت در سوریه... 💐 💞
نگاهشان بند بند وجودمان را می‌لرزاند💔 از ما چه میخواهند و ما چه میکنیم؟؟ ای پرنده های عرش محتاج دعایتانیم... تا شرمنده نگاهتان نشویم...😔 💞
🔴ساعت_عاشقی 🔵 ساعت ۱:۲۰ دقیقه شب جمعه هر هفته برایمان تا ابد تلخ و فراموش نشدنی خواهد بود 😔 دوریت سخته فرمانده...
یک هفته قبل از شهادتش از سوریه به خانه آمد پنجشنبه شب بود نصف شب دیدم صدای ناله گریه جهاد می آید رفتم در اتاقش از همان لای در نگاه کردم دیدم جهاد سر سجاده مشغول دعا و گریه است و دارد با امام زمان صحبت میکند دلم لرزید ولی نخواستم مزاحمش شوم. وانمود کردم که چیزی ندیده ام صبح موقعی که جهاد میخواست برود موقع خداحافظی نتوانستم طاقت بیاورم از او پرسیدم پسرم دیشب چی میگفتی؟ چرا اینقدر بی قراری میکردی؟چیشده؟ جهاد خواست طفره برود برای همین به روی خودش نیاورد و بحث را عوض کرد من بخاطر دلهره ای که داشتم اینبار با جدیت بیشتری پرسیدم و سوالاتمو با جدیت تکرار کردم گفت چیزی نیست مادر داشتم نماز میخواندم دیگر دیدم اینطوری پاسخ داد نخواستم بیشتر از این‌ پافشاری کنم و ادامه بدهم گفتم باشه پسرم! مرا بوسید و بغل کرد و رفت... یکشنبه شب فهمیدم آن شب به خداوند و امام زمان چه گفته و بینشان چه گذشته! و آن لحن پر التماس برای چه بوده است !. راوی:مادر شهید جهاد مغنیه برای شادی روحش صلوات