eitaa logo
قطره
368 دنبال‌کننده
326 عکس
206 ویدیو
5 فایل
فقط حیدر جل جلاله امیرالمؤمنین است لعن الله قاتلیک یا فاطمه الزهرا جل جلالها لینک کانال https://eitaa.com/joinchat/1477640206Cd71ef3902f
مشاهده در ایتا
دانلود
📌بیکران فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام امیرالمومنین علی ( علیه السلام ) بالای بام خانه خرما تناول می کرد و در آن زمان حضرت در سنین جوانی بود ، سلمان  ( رضوان الله علیه ) در حیاط  آن خانه لباس خود را می دوخت ، حضرت دانه خرمائی به طرف او رها کرد . سلمان گفت : ای علی (علیه السلام ) با من شوخی میکنی در حالی که من پیرمرد و شما جوان و کم سن و سال هستید ؟ علی ( علیه السلام ) فرمودند : ای سلمان ، مرا از نظر سن و سال کوچک و خودت را خیلی بزرگ خیال کرده ای ؟ قصه دشت ارژن را فراموش کرده ای ؟ چه کسی تو را در آن بیابان که گرفتار شیر درنده شده بودی نجاتت داد ؟ سلمان با شنیدن این کلمات از امیرالمومنین ( علیه السلام ) به وحشت افتاد و عرض کرد : از کیفیت آن جریان برایم بگوئید . علی  ( علیه السلام )  فرمودند :  تو وسط آب ایستاده بودی و از شیری که در آنجا بود می ترسیدی ، دست ها را به دعا بلند کردی و از خداوند متعال  نجات خود را طلبیدی ، خداوند هم دعایت را اجابت و مرا به فریاد تو رساند . من هم آن اسب سواری هستم که زره او بر روی شانه اش و شمشیرش به دستش بود و ضربه ای بر آن شیر وارد کردم که او را دو نیم کرد و تو خلاص شدی . سلمان عرض کرد : نشانه دیگری در آنجا بود برایم بیان فرمائید . حضرت دست به آستین برد و یک شاخه گل تازه بیرون آورد و فرمود : این همان هدیه تو است به آن اسب سوار ! سلمان  با دیدن آن گل بیشتر دچار حیرت و سرگردانی شد با عجله خدمت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم)  شرفیاب شد و عرض کرد ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) من اوصاف شما را در انجیل خواندم و محبت شما در دلم جای گرفت ، همه ادیان غیر از دین شما را رها کردم و آن را از پدرم مخفی نمودم تا سرانجام متوجه شد و نقشه کشتن مرا کشید ولی دلسوزی او نسبت به مادرم مانع می شد و دائما چاره ای در قتل من می اندیشید و مرا به کارهای سخت و دشوار وادار می کرد ، تا اینکه فرار کردم ، به محلی به نام دشت ارژن  رسیدم در آنجا ساعاتی استراحت کردم احتیاج به آب پیدا کردم لباس های خود را بیرون آوردم و داخل رود خانه ای که در همان نزدیکی بود رفتم . ناگهان شیری آمد و روی لباس های من ایستاد . وقتی او را دیدم به وحشت افتادم و از خداوند متعال نجات خود را درخواست نمودم که ناگاه اسب سواری پدیدار شد و با یک ضربه شیر را به دو نیم کرد . من از آب بیرون آمدم لباس به تن کردم و خودم را بر رکاب اسبش انداختم و آن را بوسیدم و چون فصل بهار بود صحرا و اطراف رودخانه پر از گل و سنبل بود شاخه گلی گرفتم و به او هدیه کردم و تشکر نمودم .چون گلها را گرفت از چشمان من ناپدید گشت  و اثری از او ندیدم ، از این جریان بیش از صد سال  می گذرد و من این قصه را برای احدی نگفته ام امروز علی ( علیه السلام ) تمام آن قضیه را بیان فرمود و همان شاخه گل را به من نشان داد ؟ رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمودند : ای سلمان ، هنگامی که مرا به آسمان بردند تا جائیکه جبرائیل توقف نمود و من تا کنار عرش الهی بالا رفتم در حالی که پروردگارم بدون واسطه با من سخن گفت ... وقتی سفر معراج تمام شد و من به زمین برگشتم علی ( علیه السلام ) بر من وارد شد و پس از عرض سلام و تبریک به خاطر الطاف و عنایاتی که خداوند متعال در این سیر ملکوتی به من نموده از تمام گفتگوهای من با پروردگارم خبر داد . بدان ای سلمان ، هر کدام از انبیاء و اولیاء از زمان حضرت آدم ( علیه السلام ) تا کنون که گرفتار شده است  علی ( علیه السلام ) او را از گرفتاری نجات داده است . 📚نفس الرحمان صفحه ۲۷ ، محدث نوری القطره جلد ۱ ، علامه سیداحمد مستنبط، صفحه ۲۸۲           
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺🍃 در کنارت می شود احساس بوی کربلا در تو پنهان ست اسرار مگوی کربلا هر کسی پابوسیَت آمد به تهران،باطنن راه خود را کج نموده او به سوی کربلا صحن زیبایَت به لطف روضه های بی ریا آبرویی کسب کرد از آبروی کربلا هر کسی از آب سقا خانه هایَت می خورد ناگزیراً می کند یاد عموی کربلا اهل ری از برکت دست شما نوشیده اند باده ی ناب نجف را از سبوی کربلا زندگیَت یاد داده بر تمام عاشقان راه انسان ساختن با خلق و خوی کربلا
حدیثی جالب وتکان دهنده از مقامات بانوی بهشت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها رسول خدا صلی الله علیه و آله  فرمود: به راستی هنگامی که خداوند در روز قیامت تمام مخلوقاتش از اولین و آخرین را بر می انگیزد منادی پروردگار از زیر عرش ندا می کند که ای جمعیت خلایق چشمان خود را ببندید تا  فاطمه دختر محمدص سَرور زنان عالَم از صراط بگذرد همۀ خلایق چشمانشان را می بندند تا فاطمه از صراط عبور کند و فقط چشمان محمد  و علی و حسن و حسین  و طاهرین از فرزندان او باز می باشد و به درستی که ایشان محارم او هستند، پس هنگامی که او وارد بهشت می گردد چادرش بر روی صراط کشیده می شود و بر صراط پَهن می شود که یک طرف چادر به دست فاطمه است که در بهشت است و یک طرف چادر نیز در عرصات قیامت است،پس منادی پروردگارمان ندا می دهد: ای دوستداران فاطمه،به رشته های چادر فاطمه سرور زنان دو عالم آویزان شوید و باقی نمی ماند از دوستداران فاطمه مگر این که هر کدام به رشته ای از رشته های چادر او آویزان می گردد تا این که بیشتر از هزار فئام و هزار فئام به چادر او آویزان می شوند، به حضرت عرض کردند:یک فئام چند نفر است. حضرت فرمود: هزار هزار و همۀ ایشان به سبب آن از آتش نجات پیدا می کنند. 📚تفسیر امام عسکری  ج ۱ ص ۴۳۳
🟢روي عن مولانا الإمام الصادق (عليه السلام) أنه قال: يسأل الرجل في قبره عن إمام زمانه فإذا أثبته وسع له في قبره سبعة أذرع وفتح منه باب إلى الجنة وقيل له نم نومة العروس قرير العين. روایت است از حجة الله امام صادق عليه السّلام كه مى‌فرمودند: از ميّت در قبر سؤال مى‌شود (درباره امام زمانش)، اگر او (امام خود) را خوب شناخت، قبر او هفت ذراع فراخ مى‌شود و براى او درى به سوى بهشت گشوده مى‌شود و به او گفته مى‌شود: بخواب همچو عروسى كه با چشم روشنى مى‌خوابد. 📚الکافي ج3 ص238 📚شرح الأخبار ج3 ص487
📌پیامبر اکرم صلوات‌الله‌علیه وآله میفرمایند: همانا خداوند متعال قرآن را بر من نازل كرد، و قرآن كتابی است كه اگر كسی با او مخالفت كند گمراه ميشود، و كسی كه علم آن را، از کسی غير از علی بن ابيطالب طلب کند هلاک ميشود. 📚امالی صدوق، ص ١٢٢
📌امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام میفرمایند: 💥کسی که زیاد حرف میزند، اشتباهاتش زیاد می شود، 💥کسی که اشتباهاتش زیاد باشد، حیایش کم می شود، 💥کسی که حیایش کم شد، پرهیزکاری اش کم می شود، 💥کسی که پرهیزکاری اش کم شد، قلبش می میرد، 💥و کسی که قبلش بمیرد، داخل آتش می شود. 📚نهج‌البلاغه، حکمت ۳۴۹
از کریمان سنگ میخواهیم ما , زر میرسد در حرم از آنچه میخواهیم بهتر میرسد لطف و احسان کریمان را شمردن مشکل است وقت احسان پشت آن احسان دیگر میرسد اى که دستت میرسد کارى کنى,کارى بکن عمر دارد میرود,دارد اجل سرمیرسد در طلب خوب است حاجات مکرر داشتن وقتی از این ناحیه دارد مکرر میرسد شب به شب در میزنم,چون در زدن مال من است دست سائلها فقط تا حلقه درمیرسد گر به ما کم میرسد از خصلت کم بینى است ورنه دارد ده برابر ده برابر میرسد من فقط یک نوکرم,کار خودم را میکنم او خودش هر وقت لازم شد به نوکر میرسد خادمان آنقدر بى اصل و نسب هم نیستند نسبت ما یا به فضه یا به قنبر میرسد فقر آمد میرود ایمان, ولى پیش شما میشود ایمان من فقرى که از در میرسد رزق در بین الطلوعین است,بین طوس وقم رزق از دو سفره موسى بن جعفر میرسد هم به زیر دین قم, هم زیر دین مشهدم گاه به دادم برادر,گاه خواهر میرسد فاطمه را خواستم معصومه را زائر شدم فیض قبر مادرى از قبر دختر میرسد نیستند ایندو براى من,فقط پیش منند سر به سرور میرسد,دل هم به دلبر میرسد پیش تو محتاجها در حال رفت و آمدند تا که آهو میرود پشتش کبوتر میرسد آب پاى میوه اى که ریختم بهتر رسید میوه ما هم فقط با گریه بهتر میرسد پابرهنه میدوید و میدوید و میدوید زودتر از شمر آیا به برادر……..؟ علی اکبر لطیفیان
📌 *سیره امیرالمومنین علی علیه السلام " ❤️ لَا تَهِیجُوا النِّسَاءَ بِأَذًى وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَکُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَرَاءَکُمْ زنان را آزار نرسانید هر چند به شما دشنام دهند و به رهبران شما بد بگویند‼️ 📜 نامه 14 نهج البلاغه، به سپاهیان خود
جریان لعن علنی مرحوم محقق کرکی به قاتلین حضرت زهرا سلام الله علیها و اعتراض عده ای از شیعیان در خصوص اینکه شما در ایران لعن میکنید شیعیان مکه را تحت فشار قرار میدهند و پاسخ علمی محقق به انان ✅برخی از مومنین از مکه که تحت فشار نواصب زندگی میکردند نامه ای به محقق نوشتند که: از شما درخواست داریم که در لعن مخالفین تقیه ای تر عمل کنید، چون شما در ایران هستید و تحت فشار نیستید، اما ما در مکه تحت فشار نواصب هستیم! الان بر ما شدیدتر شده چون ما قبلا به مساجد نمیرفتیم اما الان باید طوری عمل کنیم که مخالفین گمان کنند ما از آنها هستیم، و به سبب لعن علنی و رفتار شما در ایران شرایط بر ما سخت تر هم شده است، لذا تقیه کنید و آرامتر عمل کنید چون خبرها زود منتشر میشود! پس فقیه فاضل علامه محقق کرکی در پاسخ به نامه اهل مکه ابتدا از آنان دلجویی فرمودند، و آنها را به ثواب عظیم، و پاداش بزرگ در صبر مصیبت در ولایت امیرالمومنین علیه السلام وعده دادند، سپس فرمودند: ✅شرایط شما در مکه تکلیف ما را عوض نمیکند، چون شما در مکه شرایط خاص دارید، اما ما در ایران شرایط دیگری داریم! ✅ تقیه یک عنوان ثانوی است، و شرایط خاص را میطلبد، لذا شما آن شرایط را دارید، اما من ندارم! ✅ پس تا وقتی شرایط تقیه برای من به وجود نیاید من حق استعمال تقیه را ندارم! بله شما درمکه تحت فشار نواصب هستید تقیه کنید، اما من در شهر خود آزاد هستم، لذا مجاز به تقیه نیستم! ✅ چون شرط استعمال تقیه در ترس از ضرر است، این شرایط فعلا نزد من وجود ندارد! 📕 قصص العلماء صفحه ۴۵۱ و فصل شمارۀ ۸۵ = فه.