فتـحقلّهها بسویظهور«🚩»
💢ارادۀ انقلابی، فنآوری، تاریخ جدید: موشک فراصوت بهمثابه صُنع رهاییبخش یکم. تولّد تاریخِ جد
💢 #ایستاده_در_میدان :
الهیات مقاومت و تاریخِ حسینی
اوّل. در سالهای گذشته، یکی از نیروهای سیاسیِ غربگرا گفته بود در عرصۀ مواجهۀ ما با دولت صهیونیستی، این مردم هستند که هزینه خواهند داد و نه مسئولان.
سخن وی، قیاسبهنفس بود؛ چنانکه وی نه در معرکۀ انقلاب بوده و نه در معرکۀ دفاع مقدس و نه از فتنه و اغتشاشِ خیابانی چیزی میفهمد. او سالها، در خاک دشمن زیسته و بهعنوان یک دیپلماتِ سادهاندیش و هراسان و لرزان، هیچ فهمی از کنش انقلابی و آدابِ ایستادن در میدان نمیداند. در هفتۀ اخیر نیز برخی رسانههای وابسته به صهیونیستها که در پی جنگِ شناختی هستند، شایعه کردند که نیروهای امنیتی ایران، "آیتالله خامنهای" را به نقاط امن و پناهگاه منتقل کردهاند! این تصویرسازیهای معطوف به دستکاریهای ذهنیِ مخاطب، همگی به دنبال القای این دروغ هستند که نظام جمهوری اسلامی، ریشه در عامّۀ مردم ندارد و فقط در مقام خطابهخوانی و تهییج و تحریک، شعار میدهد و از جان و زندگی مردم، هزینه میکند، اما خودش از میدان و مواجهه و واقعیّتهای سخت و مخاطرهانگیز، گریزان است.
دوّم. اما اینک، #رهبر_انقلاب در لحظههایی که ایران، آشکارا از طرف دولت صهیونیستی، تهدید به حملۀ نظامی شده و برای این حمله میتوان فرضهای مختلفی در نظر گرفت، فردا به #نماز_جمعۀ_تهران میآید و در وسط میدان و #در_میان_مردم ، با آنها سخن میگوید. این کنش در عالَم سیاستِ غربی که آمیخته به مصلحتسنجی و محافظهکاری و خودخواهی است، معنایی ندارد و موجّه نیست. سیاستمداران، جانِ خویش را به معرکه نمیآورند و با وجودِ خویش، استدلالها و گفتهها و آرمانهایشان را اثبات نمیکنند، بلکه قدمی بیش از سخن و وعده برنمیدارند و از خویش، مایه نمیگذارند. اما آیتالله خامنهای بهعنوان یک سیاستمدارِ انقلابی، که به گفتۀ خودش، انقلابی است و نه دیپلمات، قواعد مواجهه و تقابل را تغییر داده و با آمدنش، عیار و اتقان گفتههایش را اثبات میکند. او بیواهمه و بیهراس، پا به میدان نهاده و میخواهد امنیت، شرافت، عزّت، استحکام و اطمینانِ ایران را به نمایش بگذارد و نشان بدهد که تمدّن غربی ؛ تهیمایه و ازدسترفته و متزلزل است. اصل حضورِ میدانی و عینیِ وی، حامل این پیام تاریخی است که ایران، ایستاده و نمیخواهد در برابر هیچ فشاری، به عقب بازگردد و اندوختهها و داشتههایش را به باد بدهد. کاری که این آمدن میکند، صد سخن نخواهد کرد. شاید غربیها و صهیونیستها، تحلیل آن کهنهدیپلماتِ ایرانیِ ترسان و لرزان را باور کردهاند و تصوّر میکنند که جامعۀ ایران، از ایدئولوژیِ مقاومت بریده و حاکمیّت نیز جز شعار و خطابه و درشتگویی، مایهای از خویش نخواهد گذاشت. به خطا رفتهاند و از حقیقت انقلاب، دور افتادهاند.
سوّم. در سالهای پایانی دهۀ هفتاد و زمانی که مشاجرات و مناقشات سیاسی در ایران به اوج رسیده و فشارها و تحمیلهای غربی نیز شدّتِ آنچنانی یافته بودند، آیتالله خامنهای تصریح کرد که اگر جبهۀ دشمن، فشار فراوان بر ما وارد آورد و قصد کند که انقلاب را برچیند، حادثۀ جنگ امام حسین علیهالسلام رخ خواهد داد و نه حادثۀ صلح امام حسن علیهالسلام. ایشان با این سخن، به دشمن فهماند که انقلاب، هیچ راهی برای بازگشت به گذشته باقی ننهاده و نیامده که عقبنشینی کند و برای ماندن صورتِ ظاهری از خویش، ارزشها و غایاتش را روی میز معامله بگذارد، بلکه آمده تا بایستد و در این راه، مصلحت و محاسبه و مداهنهای در میان نیست. در همین دوره بود که ایشان در همۀ دیدارهای خویش، چفیه بر گردن انداخت؛ پارچهای که نمادِ ایستادگی و مقاومت و مبارزه و شهادت است و بهمثابه یک آورده و سوغات فرهنگی، از دفاع مقدس بهجا مانده است. این جلوهگریِ نمادین و رسانهایِ ایشان، همچنان در جریان است و به این ترتیب، انقلاب نیز همچنان بر مدار منطقِ امام حسین علیهالسلام در حرکت است و صلحی که حاصلش ازدسترفتن حاکمیّت اسلامِ سیاسی باشد، معنایی ندارد. پایان انقلاب، پایان خودِ ماست و میان این دو، جدایی و فاصله نخواهد افتاد. اگر بنا باشد که انقلاب از حرکت بازایستد و یا به ضدانقلاب تبدیل بشود، کربلای سال شصتویک هجری تکرار خواهد شد و خون، سخن آخرِ ما را خواهد گفت. و این بسیار مهم است که در ارادۀ انقلابیِ رهبری که باید جامعه و امّت را بسیج کند، کمترین خلل و خدشهای وارد نشده و او از #ایدئولوژی_مقاومت ، دست نکشیده است. جنگ امروز، جنگ ارادههاست و طرفی که ارادهاش را در برابر دشواریها و چالشها و تنگناها نمیبازد، فاتح معرکۀ نبرد تاریخی خواهد بود. #قطعیتهای_معنوی ما، واقعیتهای مادی را منفعل خواهند کرد؛ همانگونه که تاکنون، اینچنین بوده و ایران از حیاطخلوت غرب به #گرانیگاه_تمدن_اسلامی تبدیل شده است.
#ققنوس_آتشین
🌐 @ghoghnuos13
─┅═ঊঈ☘️🌼☘️ঊঈ═┅─
💢بیمعنایی شکست در منطق مؤمنانه:
شهادت و فضیلت عقل سرخ
یکم_ انقلاب اسلامی ایران، از آغاز تاکنون همواره مفاهیم و منطقهایی را بیان کرده که در ذیل تفکّر غربی، فهمشدنی و موجّه نیستند و ازاینرو، کوششهای وابسته به علم اجتماعیِ تجدّدی برای عرضۀ توضیحهای نظری و روایتهای واقعگرایانه از عالَم این انقلاب، ناکام مانده است. این قبیل ناتواناییهای معرفتی در مقام شناخت یک واقعیّت تاریخیِ متمایز با اقتضاهای عالَم تجدّد، کمتر به اظهار عجز و ضعف علمی انجامیده و بیشتر این سمتوسو انتخاب شد که جامعه و انقلاب ایران، واقعیّتهای نابهنجار و نامعقول و تصادفی معرفی شوند و به این واسطه، فقر نظریه به کژتابی واقعیّت نسبت داده شده است. علم اجتماعیِ تجدّدی، در آنجا که نتواند برای موضوع خویش، تحلیل بیافریند و گرفتار ماهیّت معمایی آن شود، بیدرنگ به سراغ انهدام موضوع و ملامت و تخطئۀ آن میرود تا نشان بدهد که خودش، کفایت نظری دارد و اشکال از واقعیّت است که از نظم نظری میگریزد. از این جمله، مفهوم «شهادت» است که در مواجهۀ نخست، با مفاهیمی نچسب و ناتوان همچون ایدئولوژیزدگی و ماجراجویی و کنش عاطفی و... تخریب میشود و به این ترتیب، امکان فهم آن زدوده میشود. یک تفسیر دیگر از مفهوم شهادت نیز که در پارهای از ادبیات علوم اجتماعیِ تجدّدی به چشم میخورد این است که شهادت، دستاویزی برای توجیه شکست است؛ یعنی هنگامیکه #جریان_انقلابی در رسیدن به هدفهای خویش، ناکام میماند و بخشی از نیروهای خود را از دست میدهد، پای مفهوم شهادت را به میان میکشد تا هم سستیِ تدبیرها و طرحهای خود را توجیه کند و هم برای تداوم #بسیج_انقلابی و #ایدئولوژی_مقاومت ، امید و انگیزه تولید نماید.
دوّم_ اما حقیقت این است که مفهوم شهادت، نه برساختۀ انقلاب ایران است، و نه توجیهی دینی برای انکار شکست عملی . مفهوم شهادت، ریشه در #تفکّر_قرآنی دارد؛ چنانکه در قرآن کریم، وعده داده شده است که مسلمانان در پایان نبرد، به یکی از دو حُسن دست خواهند یافت؛ یا پیروزی در جنگ و یا شهادت. اینکه جنگ، محتاج طرح و تدبیر است و باید برای پیروزی، عقلانیّت را به کار گرفت و تجربه اندوخت و بر سرِ جان و حیات انسانها، اهمال نکرد، همگی صواب هستند و در هیچیک، جای تردید نیست، اما در عین حال، روشن است که صحنۀ جنگ، صحنۀ مرگ و زندگی است و خواهناخواه، کسانی در این معرکه، جان خود را از دست خواهند داد. اینجاست که مفهوم شهادت، توضیحی را دربارۀ این امکان فراهم میکند و حتی شهادت را نیز میستاید و آن را فضیلت و کامیابی میشمارد. پس مفهوم شهادت، هرگز به معنی طرد و انکار نقشه و طرح نیست و نباید شکستها را نادیده انگاشت و بهعنوان اینکه شهادت، فضیلت است، از آنها استقبال کرد، بلکه به معنی این است که اگر پیروزی ظاهری به دست نیامد، به دلیل اینکه جنگ ما، جنگ معطوف به حقّ و خیر و صلاح و دین بوده، کشتهشدن در آن نیز پیروزی است و به این معنا، شکست در آن راه ندارد. جنگ برای خدا، جنگ برای نفسانیّتها و خودخواهیها و افزونطلبیها نیست که اگر توفیق ظاهری و مادّی حاصل نشد و مرگ در آغوش کشیده شد، همهچیز از دست رفته باشد.
سوّم_ منطق فضیلت شهادت، برخاسته از منطق « #ما_مأمور_به_تکلیف_هستیم و نه نتیجه» است. آری، باید نتیجه را محاسبه کرد و فرضها و فرصتها و چالشها را دید و دربارۀ آنها تأمّل کرد، اما حقیقت این است که وصول قطعی به نتیجه، در اختیار ما نیست و شاید با وجود همۀ پیشبینیها و گمانههای ما، نتیجۀ ارادهشده به دست نیامد. دراینحال، نباید ناامید شد و حسرت خورد؛ چون به تکلیف، عمل شده است و انجام تکلیف، خودش کمال و فضیلت است. انجام تکلیف، همواره با پیروی ظاهری همراه نیست، بلکه گاه، به شهادت میانجامد و نتیجۀ مادّی و ظاهری، تحقّق نمییابد. اینجاست که سخن از شهادت به میان میآید و شهادت، یکی از دو حُسن معرفی میشود. در جریان انقلاب اسلامی، برخی صاحبنظران به #امام_خمینی هشدار میدادند که وقوع انقلاب، قطعی نیست و ادامۀ بسیج انقلابی، فایدهای ندارد. امام خمینی نیز در پاسخ به آنها میگفت نشانهها و نمودها، حاکی از این هستند که انقلاب، پیروز خواهد شد، اما بر فرض هم که چنین نشد و شهادت نصیب ما شد، همچون واقعۀ #جنگ_صفین و جنگ کربلا، از آنجا که به تکلیف خود عمل کردهایم، در حقیقت و از جنبۀ معنوی، پیروز هستیم. ایشان در پایان #جنگ_تحمیلی نیز که کسانی، احساس شکست میکردند همین منطق را تکرار کرد.
#جمشیدی
#ققنوس_آتشین
🌐 @ghoghnuos13
─┅═ঊঈ☘️🌼☘️ঊঈ═┅─
💢 مقاومت و تاریخ لرزان
[یکم]. دولت بشار اسد، از درون خویش، پوسیده بود و اگر حمایتهای ایران در یک دهۀ پیش در میان نبود، در همان برهه، برچیده شده بود. ایران به سبب اینکه زوال دولت اسد، موجب آسیبدیدن جبهۀ مقاومت میشد، به حمایت از تداوم قدرت وی برخاست و در این باره، موفق نیز شد. البته بیش از هر چیز، حس تکلیفِ شیعیِ ایران نسبت به پاسداری از حرم حضرت زینب - سلاماللهعلیها - در این معادلۀ سیاسی، مؤثّر بود. بههرحال، دولت اسد، ناتوان و درمانده بود و نمیتوانست بهتنهایی، بماند و دوام بیاورد. این دولت، نه بدنۀ اجتماعی و مردمیِ چندانی داشت و نه وجه ایدئولوژیک و اعتقادی. تنها امری که میتوانست مولّد قدرت برای وی باشد، همراهیاش با جبهۀ مقاومت بود؛ وگرنه از لحاظ درونی، عناصر اقتدار خویش را باخته بود. هرگز نمیتوان باور کرد که جریانهای سلفی و تکفیری، اینچنین آسان به قدرت دست یابند؛ مگر اینکه پیش از کنش آنها، دولت حاکم، تهی و تُنک شده باشد و نتواند بماند. کشش قدرت دولت اسد از لحاظ روانی و انگیزشی، به پایان رسیده بود و تاکنون نیز به واسطۀ قدرتهای بیرونی، پابرجا مانده بود. « #سکولاریسم_سیاسی » - که حاصلش مقاومتِ غیرایدئولوژیکِ نیمبند و خوشباوری نامؤمنانه نسبت به وعدههای سیاسیکارانه بود - و «تکثّر هویّتی» - که ریشه درفقدان نقطۀ مرکزی داشت - سوریه را اینچنین خاکسترنشین کرد.
[دوم]. خوانش غیرایمانی و ملّیاندیشانه و سیاسی از مقاومت، دوام و پایداری ندارد و چهبسا حتی در شرایط ساختگی و گلخانهای نیز از دست برود؛ چنانکه سقوط بشار، ناشی از تزلزل درونی قدرت او بود، نه قدرت مخالفانش. مخالفان، بدون جنگ و درگیری، وی را ساقط کردند و این یعنی در میدان مواجهه، پیروز نشدند، بلکه از ضعفهای درونی و داخلی او، بهره بردند. مقاومت، «دلیل» میطلبد و آن دلیل، باید ریشه در «ایمان دینی» داشته باشد تا شهادت، معنا یابد. دولت و ارتش سوریه، با چنین معانی و معارفی، بیگانه بودند و از این جهت، قدرت مقاومت نداشتند. دلیل مقاومت، یعنی درحالیکه ارتش سوریه، ناتوان و عاجز است، سپاه قدسِ ایران، وارد میدان میشود و در جغرافیایی دیگر، حماسۀ تاریخی میآفریند. این کنش تاریخی، برآمده از همان دلیل قدسی و معنایی و هویّتی است که در ایران و یمن و عراق و حزبالله لبنان و فلسطین به چشم میخورد، اما در دولت و ارتش سوریه، اثری از آن نبود. این فقدان، امروز در یک «صحنۀ بینبرد»، خویش را نمایان کرد. وقتی پای دلیل هویّتبخش و معناآفرین در میان نباشد، کاری از دولت و ارتش ساخته نخواهد بود و ساختارهای ظاهری، به تکانهای زوال خواهند یافت.
[سوم]. ایران یکی از اقمار سیاسی خویش را در جبهۀ مقاومت از دست داد، اما این وضع، حاصل شرایطی بود که در ارادۀ ایران نبود. ما همۀ شرایط را نمیسازیم و تعیین نمیکنیم و نمیتوانیم به یک دولت- ملّت دیگر، ارادۀ خویش را تحمیل نماییم. این امکانها و بضاعتهای طرف مقابل است که مسیر را بر همافزایی ما میگشاید. زنجیرهای از ضربههای سخت و کاری در ماههای اخیر شکل گرفته است که میخواهد ریشههای مقاومت را از خاک بیرون افکند. این یعنی نزاع تاریخی، به نقطۀ اوج خویش رسیده و جبهۀ مقابل، میخواهد داستان زوال خویش را به افسانه تبدیل کند. ما امکان تعیینکنندهای را از دست دادیم، اما همچنان امکانهای مهم دیگری را نیز در اختیار داریم و بازی، تمام نشده است. اینجا، نقطۀ پایان نیست و این داستان، صحنههای دیگری نیز خواهد داشت. بیش از همه، آنچه که اهمّیّت دارد این است که ایران، همچنان یک هستۀ سختِ الهامبخش و مولّد برای #ایدئولوژی_مقاومت است. ممکن است مقاومت در سراشیبی قرار گرفته باشد، اما پایان نیافته است. در این نزاع، هر دو طرف، گزند دیدهاند و نمیتوان گفت جبهۀ تجدّد، کامیاب شده است.
[چهارم]. شهدای مدافع حرم، هرگز ضرر نکردند؛ تکلیف دیروز، ایستادن بود و اما امروز، معادله تغییر کرده است. و مگر در دفاع مقدس نیز، شاهد چنین وضعی نبودیم و نحوۀ پایان جنگ، بسیاری را دچار تردید نکرد. آنان که از جنگ نهراسیدند و به میدان شتافتند، به سعادت ابدی دست یافتند. هیچ صلح و معاهده و عقبنشینیای در این جهان، اجر و فلاح آنها را تضییع نخواهد کرد. مسألۀ خمینیِ کبیر و جنودِ عاشوراییاش، همواره تکلیف بوده و نه نتیجه. ما آموختهایم که #مأمور_به_تکلیف هستیم و نه نتیجه. آنانی مبتلا به خسران و تباهی هستند که در ذهنیّت جمعی، بذر تردید میپاشند و گمان میکنند که باید دربارۀ شهادت و شهدا، بر اساس محاسبات مادّی و معادلات دنیایی قضاوت کرد. سلسلۀ جنگهای میان جبهههای حق و باطل، تا ظهور ادامه خواهد یافت.
#جمشیدی
#ققنوس_آتشین
🌐 @ghoghnuos13
─┅═ঊঈ☘️🌼☘️ঊঈ═┅─