ما از استعمار در تاریخ تحصیلیمون جز نامهای کمپانی هند شرقی، اشغال هرمز توسط پرتقال و حفظ کردن نام یسری کشور و مستعمرههاش و نهایتا توضیح چیستی استعمار در جامعه شناسیِ رشتهی انسانی چیزی نمیبینیم.
یکی از برزگترین جریانات ۵۰۰ سال اخیر!
همین میشه که تاریخ جذاب نبوده برام! چون اصلا درسی ازش نگرفتم که بخوام جذب بشم، تحلیلی نبوده از تاریخ! حفظیات بوده و حفظیات
ابریشم و ادویه از شرق آسیا، ایران و هند و... صادر میشدن به اروپا، وقتی امپراطوری عثمانی تشکیل شد از صادرات ادویه و ابریشم ممانعت کرد و قیمت و ارزش این دو محصول در اروپا روز افزون زیاد میشد!
انتهایی ترین کشورهای اروپا، یعنی پرتقال و اسپانیا تصمیم گرفتن با کشتی و نقشههایی که از یسری کشورهای ناشناخته داشتن، برن و به منابع ثروت و طلا برسن!
این دو کشور بسیار کشوریابی کردن و سایر کشورهای اروپایی هم به این نتیجه رسیدن که: ما فلج که نیستیم، پس ماهم استعمار میکنیم!
یک روز چند اسپانیایی برای کشف سرزمینهایی سرشار از ثروت رفتن، سرزمین اینکاها و به هر جان کندنی شاه رو اسیر کردن. شاه برای آزاد شدنش گفت یک اتاق هفت در پنج در سه متر رو براتون گازکوب طلا میکنم:)
بعد از اینکه مردم بیچاره سرزمین کل اون اتاق رو پر از طلا کردن موعد آزادی آتاهوالپای پادشاه رسید، اما اسپانیاییها چند تا اتهام بهش زدن و خونخواه عثمان شدن!
به آتاهوالپا حق انتخاب دادن: یا سوزانده میشه یا مسیحیت رو میپذیره و روش خفه شدن رو برای مرگ میپذیره، بهرحال میکشنش
این شد که بزرگترین محموله طلای تاریخ به آب انداخته شد و به سمت اسپانیا رفت.
انگلستان که یک استعمارگرِ نوپا بود، سرمایه ای برای پیمودن راههای طولانی نداشت، همون نزدیکا میپلکید تا اینکه دزدان دریایی رسمی انگلیس، محموله طلا رو متوقف و غارت کردن
اینجاست که دزد به دزد میگه روت سیاه و شاه دزد به دزد میزنه
انگلیس از این ثروت عظیم برای تاسیس کمپانی هند شرقی استفاده میکنه.
اسپانیا هم تا فیها خالدون میسوزه.
فقط چون طرز تهیه کمپانی هند شرقی برام جالب بود گفتم😁
همونطور که میدونیم استعمارگرهای نوکیسه یهو یعالمه سرزمین دیدن که میتونن توش کشاورزی کنن، خودشونم حاضر به کارگری نبودن، سرخپوستهای ساکن آمریکا هم به بیماریهای همراه سفید پوستها مقاوم نبودن و بیشترشون توسط استعمارگرها کشته شده بودن، ماندهها توسط بیماری تلف میشدن.
سفیدهای رنگ پریده اغلب برای اینکه ببینن شمشیرهاشون تیز شده یا نه روی گوشت سرخ پوستها امتحان میکردن، مثلا اگر یک آدم رو از وسط نصف میکرد خیلی شمشیر خوبی بود الله اکبر
علنا نیروی کاری نبود.
تصمیم گرفتن از آفریقا سیاه پوست بیارن برای کار.
حالا انگار مغازهست، کارگر چه رنگی دوست دارید ارباب؟؟
توی یک کشتی، طبقاتِ زیرین، طبقاتی که از نیم طبقه هم کمتر بودن، محموله انسان تجارت میشد. حتی ارتفاع برای نشستن نبود. همه بردهها بصورت دراز کشیده بودن، دریا زده میشدن و سر جاشون بالا میآوردن، یک گالن برای اجابت مزاج داشتن و هوای طبقات محموله بقدری خفه بوده که استعمارگرها حتی جرئت نمیکردن اونجا تنفس کنن.
بردهها در شرایط بد به مرگ نزدیک میشدن و مثل نقل و نبات، خوراک ماهیهای اقیانوس میشدن.
گاهی بردهها برای هواخوری روی عرشه میومدن و از شدت سختی اوضاع اقدام به خودکشی میکردن و خودشونو مینداختن توی اقیانوس.
بعضی بردههای مادر با فرزند شیرخوار بودن و یک عاج فیل هم پشتشون حمل میکردن، استعمارگر اگر میدید بچه داره مزاحم کارگریِ زن میشه، یا یک ضرب نیزه نوزاد رو راحت میکردن
هدایت شده از پیام دونی
📪 پیام جدید
آخ...
کاش نمیذاشتی...
من تا چند جلد اول رو خوندم بقیه شو دیگه تحملم تموم شد...
گفتم بخونم بفهمم درد بکشم که چی؟
وقتی میام منت میکشم که فلانی
حد اقل بشین جلد اول رو بخون ؛
ببین اینایی که الان با زرق و برق جلوتر رژه میرن و دلت میخواد جای اونا باشی چه بلایی سر بشر آوردن...
طرف بهونه میاره که فکرش رو به کار نندازه...💔
#دایگو
-قُلک-
📪 پیام جدید آخ... کاش نمیذاشتی... من تا چند جلد اول رو خوندم بقیه شو دیگه تحملم تموم شد... گفتم بخو
دقیقا دارم فکر میکنم همه چیو تو جلد اول گفت، دیگه چی برای جلدای بعدی میمونه:)))
و اینکه تو فکر کن یک دوست فرهیخته فرزند سارق ابن سارق داشته باشی، طبیعتا اون خوی سرقت در فرزند هست حالا بالفعل نشده یا جلوی تو نشون نمیده
اینام همینن، ۵ قرن دزدیدن و کشتن و به هیچ وفایی وفا نکردن (صد رحمت به هاپو) بعد ما انتظار داریم برای بار هزارم بهشون با صداقت دست بدیم و مذاکره کنیم، به امید واهی اینکه ایندفعه دیگه آدم بشن، توبه گرگ مرگه مرگگگ