همونطور که میدونیم استعمارگرهای نوکیسه یهو یعالمه سرزمین دیدن که میتونن توش کشاورزی کنن، خودشونم حاضر به کارگری نبودن، سرخپوستهای ساکن آمریکا هم به بیماریهای همراه سفید پوستها مقاوم نبودن و بیشترشون توسط استعمارگرها کشته شده بودن، ماندهها توسط بیماری تلف میشدن.
سفیدهای رنگ پریده اغلب برای اینکه ببینن شمشیرهاشون تیز شده یا نه روی گوشت سرخ پوستها امتحان میکردن، مثلا اگر یک آدم رو از وسط نصف میکرد خیلی شمشیر خوبی بود الله اکبر
علنا نیروی کاری نبود.
تصمیم گرفتن از آفریقا سیاه پوست بیارن برای کار.
حالا انگار مغازهست، کارگر چه رنگی دوست دارید ارباب؟؟
توی یک کشتی، طبقاتِ زیرین، طبقاتی که از نیم طبقه هم کمتر بودن، محموله انسان تجارت میشد. حتی ارتفاع برای نشستن نبود. همه بردهها بصورت دراز کشیده بودن، دریا زده میشدن و سر جاشون بالا میآوردن، یک گالن برای اجابت مزاج داشتن و هوای طبقات محموله بقدری خفه بوده که استعمارگرها حتی جرئت نمیکردن اونجا تنفس کنن.
بردهها در شرایط بد به مرگ نزدیک میشدن و مثل نقل و نبات، خوراک ماهیهای اقیانوس میشدن.
گاهی بردهها برای هواخوری روی عرشه میومدن و از شدت سختی اوضاع اقدام به خودکشی میکردن و خودشونو مینداختن توی اقیانوس.
بعضی بردههای مادر با فرزند شیرخوار بودن و یک عاج فیل هم پشتشون حمل میکردن، استعمارگر اگر میدید بچه داره مزاحم کارگریِ زن میشه، یا یک ضرب نیزه نوزاد رو راحت میکردن
هدایت شده از پیام دونی
📪 پیام جدید
آخ...
کاش نمیذاشتی...
من تا چند جلد اول رو خوندم بقیه شو دیگه تحملم تموم شد...
گفتم بخونم بفهمم درد بکشم که چی؟
وقتی میام منت میکشم که فلانی
حد اقل بشین جلد اول رو بخون ؛
ببین اینایی که الان با زرق و برق جلوتر رژه میرن و دلت میخواد جای اونا باشی چه بلایی سر بشر آوردن...
طرف بهونه میاره که فکرش رو به کار نندازه...💔
#دایگو
-قُلک-
📪 پیام جدید آخ... کاش نمیذاشتی... من تا چند جلد اول رو خوندم بقیه شو دیگه تحملم تموم شد... گفتم بخو
دقیقا دارم فکر میکنم همه چیو تو جلد اول گفت، دیگه چی برای جلدای بعدی میمونه:)))
و اینکه تو فکر کن یک دوست فرهیخته فرزند سارق ابن سارق داشته باشی، طبیعتا اون خوی سرقت در فرزند هست حالا بالفعل نشده یا جلوی تو نشون نمیده
اینام همینن، ۵ قرن دزدیدن و کشتن و به هیچ وفایی وفا نکردن (صد رحمت به هاپو) بعد ما انتظار داریم برای بار هزارم بهشون با صداقت دست بدیم و مذاکره کنیم، به امید واهی اینکه ایندفعه دیگه آدم بشن، توبه گرگ مرگه مرگگگ
باورش برای خودمم سخت شده
چون کلمه pr*oxy رو اینجا نوشته بودم دوبار برام اخطار اومد و کانال محدود شد، نمیتونستم پیام بفرستم:)))
من رفتم تو یک پیوندی تعهد دادم که دیگه نقض قوانین نکنمممم😂😭
خوشحالم که دارن یکم در و پیکر دارش میکنن
۲۴ هزار تومن کف حسابم بود که ۱۶.۵۰۰ ازش کتاب الکترونیک خریدم، حالا میتونم با خیال راحت سرمو بزارم رو زمین.
انا الجوعان
خبر ساده است، بدیهیست، نیازی به توضیح و تفصیل ندارد، اگر تا ۴۸ ساعت آینده مواد غذایی نرسد، بزرگترین قتل عام تاریخ روی خواهد داد، جهان سراپا چشم شده و نسل کشی را تماشا میکند.
اتفاقات چهارمین جلد سرگذشت استعمار در حال رخ دادن است.
دیگر حرفی هم نمانده، نه مکلف، نه ادبی، نه ساده... ما ماندیم و وجدانمان
وقتی ۱۷-۱۸ ساله بودم، توی دعای کمیل میخوندم <ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ وَ سِلاَحُهُ الْبُکَاءُ> و من از سر مشکلاتی که داشتم و واقعا هیچ چارهای جز گریه براش نداشتم، گریه میکردم، یک برداشت سطحی از دعا که چون راه حلی ندارم گریه کنم.
اما گریه به معنای واقعی در اسلام سلاح و وسیله مبارزه هست.
حضرت زهرا علیها السلام بعد شهادت عموشون حمزه سیدالشهدا میرفتن سر مزارشون و گریه میکردن که به مردم وقایع جنگ احد و اهداف دیگه رو هم یادآوری کنن، گریه مهمه، یک نفر گریه میکنه میدونی مسئله خیلی مهمه که داره براش گریه میکنه.
دومین مبارزه اشک متعلق به امام سجاد هست، ایشون از داغ دل، آب میدیدن گریه میکردن، آفتاب میدیدن گریه میکردن و خب برای همه سوال میشده: چه واقعه مهمی بوده که اینقدر تاثر داشتن؟
سومین گریه توابین قبول از قیامشون برای خونخواهی امام حسین علیه السلام هست.
امام صادق هم بعد از شهادتشون وصیت میکنن برای من تا ۷ سال در منا گریه کنید، در محل رفت و آمد مسلمانان جهان که همه براشون سوال بشه، چرا فرزند پیامبر شهید شدن؟
و نهایتا ما هم تمام این سالها داریم سیاسی گریه میکنیم، اگر مطلع نيستيم، اگر متوجه حسینی و یزیدی بودن جهان نمیشیم گردن خودمونه.
مهم ترین نماد بروز احساسات ما گریه هست، تو پیش کسی که صمیمی تر هستی گریه میکنی نه پیش هرکسی، گریه حاوی عمیق ترین پیامهایی هست که شاید هيچوقت در بیان نیاد، دین ما دین گریههای سیاسیه و به معنای واقعی کلمه برای مبارزه ازش استفاده میشه.
حامد عسکریVID_20231006_03-1696683133851.mp3
زمان:
حجم:
1.9M
دو پلکم زخمی از شلاقِ باران شد، چه بارانی!