-قُلک-
دو پلکم زخمی از شلاقِ باران شد، چه بارانی!
زمزمه های شاعر -6286794322962276605_565222590987532.mp3
زمان:
حجم:
3.8M
با این حساب حرفی دیگه نمونده:)
-قُلک-
خیلی حس عجیبی دارم، طلیعه تموم شد، به سلامتی امتحان آخرو زدم بر بدن و همه خاطراتم از جلوی چشمم گذر ک
دیگه این دفتر خیلی زیاد داره به پایان میرسه
هربار که یادم میوفته شاگرد استاد نیستم یچیزی تالاپ میوفته تو قلبم
باید سلیقه بنیاد رو فریز کرد و به همه مذهبیها تزریق کرد، همهچی در نهایت سلیقه:)
حاوی غر و لُند، اگر برای ذهنت ارزش قائلی نخون(حالا چرا خود زنی میکنم؟):
داشتم میگفتم، توسعه فردی و کتاب متاب رو سه طلاقه کردم رفت، هیچ وقت فکر نمیکردم بشینم تمام لکهای خونه رو بسابم و از تمیز بودن کل خونه انقدر مفرح بشم. یا صبح به صبح دغدغه اصلیم غذای ظهر باشه و مثل این مامانا دیگه به غذا ناخونک نزنم و آرامشم به تمیزی آشپرخونه گره بخوره، فکر نمیکردم بتونم با آشپزی صلح کنم و بو برنگ راه بندازم، که شد بالاخره🤝
احساس ناکافی بودن میکنم؟ نه، آدم اگر آدم باشه از تو ظرف و کاسه هم عرفان میکشه بیرون
ممکنه خانواده این متنو بخونن بگن: تو که شبیه علم یزید کارارو میکنی! در جواب میگم که من مثل یک منافق اصیل غمم تو چهرهمه و فرحم تو دلم
یک روز، که از زنجیرهای این دنیا آزاد شدم، از خدا خواهم پرسید: گل چه ارتباطی با من دارد، که این طور روحم را شاد میکند.
امیر برومندenc_17377123186884969865260.mp3
زمان:
حجم:
1.4M
دُرُست بگم تو اومدی
اون که نیومده منم💔
پردهی اول: درشت دانههای تعریق را با دست از روی صورت برمیچینم، نمیدانم اشک است یا...
الهم تقبل منا هذا، ولی مگر ارزشی دارد؟ برای من، در راه تو، همهی کمترینها هم ارزشمند است.
به جبران همه اشکهایی که برای غیر تو ریختم.
پردهی دوم: شب، در حضور ماه، تاولها را میشمارم. از رویِ گُلِ سه ساله خجالت میکشم...الهم تقبل منا هذا
پردهی سوم: عمود آخر باتمام عاشقیهایم میرسم، کاسهی چشم پر میشود از دلتنگیها و دوریها و شرح فراقها، میسوزم از داغ مصیبتهای مخدرات...دیگر توانی هم برای ایستادن نیست، بر خاک پای زائرینت میافتم و توتیای چشم میکنم و زائرت میشوم. الهم تقبل منا هذا
پردهی چهارم: کنج حسینیهی کوچکِ اتاق به خودم میآیم...
بار دیگر خیالم در کوی معشوق پرواز کرد:
باز این چه شورش است که در جان واژه هاست؟
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست...
-الهم تقبل منا هذا القلیل-
هدایت شده از کانال حمید کثیری
18.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حس کرد پا به پاش جهان گریه میکند
دارد غروب #فرشچیان گریه میکند
با این زبان چگونه بگویم چهها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بیریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
این ارتباط زیبای استاد فرشچیان با حمیدرضا برقعی را ببینید و بشنوید ...
@hamidkasiri_ir