"سیدعلیشکرالهی"‹نِیفروش...›.mp3
زمان:
حجم:
3M
اربعین است خمم را سر بازار بیارم
اگر امروز تقلا نکنم کی بفروشم؟
بد به حال من اگر تشنگی کرب و بلارا
به سر افکندگی سلطنت ری بفروشم...
-قُلک-
یک فلاسک چای بردم تا به ظن خودم دیت داشته باشم و با خودم فکر کنم، فکرهای خوب خوب. بعدش یک با یک خان
بله امشب نشد برم، اما شما به رسم همیشه برام از خاطرات تجمع امشبتون بنویسید، همهرو میذارم کانال باهم بخونیم:)
-شب صد و پنجاه و هفتم🌱
-قُلک-
بله امشب نشد برم، اما شما به رسم همیشه برام از خاطرات تجمع امشبتون بنویسید، همهرو میذارم کانال باهم
امشب پس از مدتها با بار شیشه اومدم و با چشمام دنبالت میگشتم غافل از اینکه نبودی🫠
#ناشناس
الهی بگردم😂، دشت اولمون
به شهر که برگشتیم یکراست رفتیم کنار میدان اصلی و محل تجمعات، اما خانواده آنقدر خسته بودند که هرچه اصرار کردم قبول نکردند پیاده شوند..
پیاده شدم، با قدمهای تند میدان را دور زدم و با حسرت به چهرهی غریبههای آشنا چشم دوختم . رسیدم به نقطهی شروع ، مثل کودکی که نتوانسته به خواستهاش برسد نشستم پشت فرمان، دلم را همانجا گذاشتم و آمدیم خانه .
سهمم امشب همان چند دقیقه بود فقط .. اما باز هم الحمدالله..
#ناشناس
قبول باشه، حتی به اندازهی چند دقیقه خیلی خوبه🌱
صبح از مشایهی کربلا رسیدیم، و شب رفتیم توی مشایهی ایران؛ یک نفر نیّت کرده بود و تعداد زیادی پرچم خونخواهی برای این راهپیمایی کوچیک آورده بود با این شرط که هربار میرن تجمع پرچمها رو با خودشون همراه کنن. شهر هنوز زنده است :)