🇮🇷🏴بسم ربِّ الحسن🏴🇮🇷
#نقش_یهود_در_شهادت_پیامبر_اعظم
تروریسم تاریخی یهود-مرحله اول عملیات یهود
یهود با شناسایی نور نبوت در اجداد پیامبرو با تطبیق آن با علائم ذکر شده در کتابهای آسمانی سعی در خاموش کردن این نور داشتند.
🔺️۱- ترور هاشم:
حضرت هاشم، جد اعلای پیامبر، مکی است، اما قبر ایشان در غزه فلسطین است! ایشان از مکه برای تجارت به سوی شام خارج شده و در یثرب مهمان رئیس یکی از قبائل مستقر در مدینه به نام عمرو بن زید بن لبید خزرجی میشود. هاشم با دختر عمرو، سلمی، ازدواج میکند. بعد از ازدواج، هاشم همسر خود را به مکه برد، وقتی سلمی حامله شد، طبق شرطی که هنگام ازدواج کرده بودند، او را برای وضع حمل به نزد خانوادهاش در یثرب برگرداند و خود از آنجا برای تجارت به شام رفت، هنگام رفتن به سفر، به همسرش سفارش میکند که احتمال دارد از این سفر بازنگردم. خداوند به تو پسری خواهد داد، از او سخت نگهداری کن.
هاشم به غزه میرود و پس از پایان تجارت هنگام بازگشت در همان شب به ناگاه دچار بیماری میشود. اصحابش را فرا میخواند و میگوید به مکه بازگردید. به مدینه که رسیدید، به همسرم سلام برسانید و او را سفارش کنید برای فرزندم که از او متولد میشود و بگوئید که او بزرگ ترین دغدغه من است. پس قلم و کاغذی میخواهد و وصیت نامه ای می نویسد که بخش عمده ای از آن در سفارش به پاسداری از فرزند است و اشتیاق به زیارت او[۱]
حضرت موسی خبر آمدن پیامبر را به یهودیان داده بود. اینان از قیافه پدر و مادر و نسل او آگاه بودند و گنجینه ای از اطلاعات را در اختیار داشتند و آنان مسلط به علم چهره شناسی بودند که از موسی آموخته بودند و نسل به نسل به آنان منتقل شده بود. بنابراین هاشم، در چهره آنان آشنا بود و یهودیان به خوبی میدانستند که پیامبر آخرالزمان از نسل اوست. اما تیر آنها دیر به هدف خورد و هنگامی هاشم ترور شد که نطفه عبدالمطلب در مکه بسته شده بود.
🔺️۲- ترور عبدالمطلب:
فرزند هاشم در مدینه به دنیا آمد و رشد کرد و او را شیبه نامیدند. به توصیه هاشم، مادر پاسداری او را به عهده گرفت و جالب است که مادر دیگر ازدواج نکرد.
روزی مردی از بنی عبد مناف به هنگام رفتن برای تجارت، در یثرب، میبیند یکی از بچه ها در حال بازی، خود را فرزند هاشم میخواند. از حال او میپرسد. او خود را معرفی میکند و آن مرد این خبر را به مطلب میرساند[۲] و مطلب این کودک را فراری داده و همراه خود به مکه میبرد[۳] طبق نقل دیگری، با توافق مادرش این کار را می کند[۴] به هنگام مراجعت مطلّب و شیبه، یهودیان آنان را شناسایی کرده و به آنها حمله کردند که با اعجاز نجات یافتند[۵] وقتی مطلّب او را به مکه آورد، مردم به گمان اینکه او غلام مطلب است او را عبدالمطلب نام نهادند و این نام بر او ماند[۶]
🔺️۳- ترور عبدالله:
یهود در ترور عبدالمطلب ناکام ماند و از او عبدالله به دنیا آمد. عبدالله اهل مدینه است ولی قبرش در مدینه در مقرّ یهود است. درباره او داستانها صریحتر است و یهودیان بارها دست به ترور او زده و ناکام ماندند[۷]
روزی وهب بن عبد مناف، یکی از تجّار مکه، عبدالله را که آن روز جوانی ۲۵ ساله بود، دید که یهودیان او را در میان گرفته و میخواهند او را بکشند. وهب ترسید و در میان بنی هاشم رفت و فریاد زد: عبدالله را دریابید که دشمنان او را در میان گرفته اند. عبدالله معجزه آسا نجات یافت. وهب که شاهد نجات معجزه آسای او بود و نور نبوت را در چهره اش میدید، پیشنهاد ازدواج دخترش آمنه و عبدالله را داد و این ازدواج مبارک سرگرفت.
نقل شده است یهودیان، خانمی از کاهنان یهود را فرستادند که همسر عبدالله شود و نطفه پیامبر آخرالزمان به این زن منتقل شود لذا آن زن هر روز سر راه عبدالله را میگرفت و به او پیشنهاد ازدواج میداد اما روز بعد از ازدواج عبدالله با آمنه، دیگر آن پیشنهاد را نداد، عبدالله از او پرسید چرا این بار سخن پیشینت را تکرار نکردی؟ گفت نوری که در پیشانی تو بود، دیگر نیست. عبدالله ازدواج کرده بود[۸]
چند ماه پس از ازدواج آندو و در شرایطی که آمنه باردار بود، عبدالله در راه بازگشت از شام در مدینه از دنیا میرود[۹] و تیر یهود برای بار دوم دیر به هدف میخورد و عبدالله به گونهای مشکوک در یثرب رحلت میکند اما نمیتوان خط ترور را ردیابی کرد.
🔘 پی نوشت:
[۱] - مجلسی، ج۱۵، ص ۵۱ - ۵۳
[۲] - مجلسی، ج۱۵، ص۱۲۲
[۳] - مجلسی، ج۱۵، ص۱۵۸
[۴] - الجزری، ج۲، ص ۶
[۵] - مجلسی، ج۱۵، ص۶۰
[۶] - مجلسی، ج۱۵، ص۱۲۳
[۷] - مجلسی، ج۱۵، ص۹۰ - ۱۱۰
[۸] - ابن شهرآشوب، ج۱، ص۲۶
[۹] - طبری، ج۱، ص۵۹۸
📌بخش ۴ - لینک بخش۳- شهادت پیامبر و نقش یهود
آیدی کانال کشتی نوح
@keshtie_nouh