درخششِ ماه .
چیشد که به اینجا رسید ؟
ولی کدوم یکی از آدمای زندگیش رو باید میبخشید؟
آخر این جنگ قرار نیست به هدفت برسی ژنرال .. برو دنبال کسی که آرزوی خیلیا باشه ، من آرزوی کسی نیستم .
درخششِ ماه .
چشمان تو قاتل منند !
بیقرار تواَم ، اگر از دستِ چون تویی شراب برنگیرم ، عطش بی مرزم را پایانی نخواهد بود !
چشمان تو قاتل منندُ زبانت پهلوان قصه هایم .
بیمار تواَم زیبای کوچک ، به لبخندی زیبا در کنج لبانت درمانم کن .
حلاج وار .. .
شبیه مِه شده بودی
نه می شد در آغوشت گرفت ، و نه آن سوي تو را دید
تنها می شد در تو گم شد ، که شدهام .
چونان صاعقهای بر من فرود آمدی و دو نیمم کردی ، نیمی که دوستت میدارد و نیمی دیگر که رنج میبرد ، به خاطر نیمهای که دوستت دارد ..
هدایت شده از 𝖬𝄗𝖠︎ ː 𝖣𝖺𝗂𝗅𝗒
𝗉𝗈̆𝗏︎: دلت براش تنگ شده ولی حتی نمیتونی باهاش مثل قبل حرف بزنی