eitaa logo
ما؛ غایب و او؛ منتظر ماست...
145 دنبال‌کننده
53.4هزار عکس
36.9هزار ویدیو
200 فایل
گلچین اخبار و مطالب بسیار مهم روز در زمینه های سیاسی، اجتماعی، مذهبی، طنز و... ارتباط با مدیر: @smmohsen110
مشاهده در ایتا
دانلود
یک بار با عصبانیت ایستادم بالای سر منصور و نمازش که تمام شد، گفتم «منصور جان، مگه جا قحطیه که می‌آی می‌ایستی وسط بچه‌ها نماز؟ خُب برو یه اتاق دیگه که منم مجبور نشم کارم رو ول کنم و بیام دنبال مهر تو بگردم.» تسبیح را برداشت و همان طور که می‌چرخاندش، گفت «این کار فلسفه داره. من جلوی این‌ها نماز می‌ایستم که از همین بچگی با نماز خوندن آشنا بشن. مهر رو دست بگیرن و لمس کنن. من اگه برم اتاق دیگه و این‌ها نماز خوندن من رو نبینن، چه طور بعداً به‌شان بگم بیایین نماز بخونین!؟» قرآن هم که می‌خواست بخواند، همین طور بود. ماه رمضان­ها بعد از سحر کنار بچه‌ها می­نشست و با صدای بلند و لحن خوش قرآن می‌خواند. همه دورش جمع می‌شدیم. من هم قرآن دستم می­گرفتم و خط به خط با او می­خواندم. اصلاً اهل نصیحت کردن نبود. می‌گفت به جای این که چیزی را با حرف زدن به بچه یاد بدهیم، باید با عمل خودمان نشانش بدهیم آسمان ۵: شهيد ستاري به روايت همسر، نويسنده: لعيا رزاق‌زاده 📢 محتوا مطالب ناب فرهنگی در کانال رویدادهای فرهنگی اجتماعی یزد👇 🆔https://eitaa.com/Farhangyazd