مزیّن کن نگاهت را به نام جعفر صادق
که عطر عافیت دارد پیام جعفر صادق
اگر مهتاب میتابد به شام کوچههای شهر
شفای نور میگیرد ز بام جعفر صادق
ببین اعجاز نامش را که مییابد تبار دل
بهاری از حلاوت در سلام جعفر صادق
صلابت را تماشا کن که همچون بید میلرزد
بنای کاخ منصور از کلام جعفر صادق
::
نگاه غصه را پر کن که دست شب به جای نور
شرار زهر میریزد به جام جعفر صادق
دگر ای آسمان شهر! بس کن شهد باران را
که شد تلخ از غم و اندوه، کام جعفر صادق
به پایش آسمان از چشم خود خورشید میبارد
به دل دارد چراغ از احترام جعفر صادق
::
عبور از خط آخر پیش پای توست کاری کن
که دستت را بگیرد فیض عام جعفر صادق
#غلامرضا_شکوهی
#امام_صادق_ع_مدح_و_شهادت
@golchine_sher
با جعفر صادق به روایات رسیدیم
با لطف روایات به آیات رسیدیم
عبد تو شدیم و سر سجّاده که رفتیم
دیدیم به مجموع عبادات رسیدیم
با واسطه ما پیش خداوند نشستیم
از راه توسّل به مناجات رسیدیم
در اصل، تو «اللّه» مجسّمشده هستی
به ذات خداوند از این ذات رسیدیم
از ردّ قدمهای تو تا خانهی زهرا
یکدفعه، دو دفعه، نه! به کَرّات رسیدیم
ما خاکنشینان حرم، عرشنشینیم
از ارض بقیعت به سماوات رسیدیم
::
از گریهی تو در وسط شعلهی خانه
به سوختن مادر سادات رسیدیم
#علی_اکبر_لطیفیان
#امام_صادق_ع_مدح_و_شهادت
@golchine_sher
#امام_صادق_ع_مدح_و_شهادت
پیرمردی که حضرت جبریل
زائر غربت نگاهش بود
کوچهها را همین که طی میکرد
صد فرشته کنار راهش بود
با ارادت تمامی ارکان
پیش پایش خشوع میکردند
بر قد و قامت کهن سالی
آسمانها رکوع میکردند
نَفَس قدسی پُر اعجازش
مایهی اعتبار عیسا بود
جانمازِ فرشته بارانش
افتخار تبار عیسا بود
حرفهایش برادر قرآن
سخنش بوی إنّما میداد
از همان مال فاطمیِ خودش
خرجی راه کربلا میداد
در و دیوار خانهی آقا
وقف مرثیههای عاشوراست
بخدا خانه نیست این خانه
این حسینیهی بنی الزهراست
این حسینیهایست که مردم
از حضورش ستاره میگیرند
هر شب جمعه بین این خانه
روضهی شیر خواره میگیرند
از سر بی کسی و بی یاری
در و دیوار خانه یارش شد
بهر غمهای مادرش آنقدر
گریه کرد عاقبت دچارش شد
آی مردم! دویدن آقا
از نفسهای خستهاش پیداست
آی مردم! شکستگی دلش
از صدای شکستهاش پیداست
گریه کردی و زیر لب گفتی
این تو و ریسمان و این سر من
آه! پیراهنم شده خاکی
آه! افتاده است پیکر من
#علی_اکبر_لطیفیان
@golchine_sher