تقدیم به دخترم#گلناز
می نشینم در شب رنگین چشمت بیشتر
تا که از تو پر شوم ای بی نهایت بیشتر
شهرزاد قصه گو این قصه را پایان نده
دوست دارم بشنوم از تو روایت بیشتر
رنگ می پاشم به روی خاطرات خسته ات
از تمام رنگ ها رنگ طراوت بیشتر
چشم جادوی تو ما را غرق عادت می کند
وسعت دلواپسی ها طبق عادت بیشتر
کار دارد تا به سودای لبت عادت کنم
از تو می خواهم برای بوسه فرصت بیشتر
تا زبانم در روایت از تو گویاتر شود
در غزل ها می کنم از تو حکایت بیشتر
محو الهامات چشمان تو می گردد غزل
ای کلید واژه هایت از صداقت بیشتر
#حسین_اصغری_سوادکوه
#عضوکانال
@golchine_sher
تا هم قدم شدیم زمستان بهار شد
لبخند عاشقانه ی باران بهار شد
پر شور صبح آمدنت را قدم زدم
از شوق تو نگاه درختان بهار شد
با خنده های گرم که ناگاه می وزید
دیدم هوای خسته ی گلدان بهار شد
تا خواستم رها شوم دیدم رسیده است
پاییز هم به نقطه ی پایان بهار شد
لبخند زد جهان پر از حس روشنم
وقتی که دیده بود بیابان بهار شد
در انتظارِ دیدن رویای چشم تو
در من هر آنچه بود زمستان بهار شد
#حسین_اصغری_سوادکوه
#عضوکانال
@golchine_sher
#امام_حسن_ع
ندیدم هیچ اقیانوس را پابندِ دریایی
عجب دریای پر رازی عجب دریای تنهایی
به روی دوش اقیانوس دریا می کند پرواز
میان این دو رازی نیست جز عشقی اهورایی
به اقیانوس مانند است دریا مملو از امواج
از این رو موج هایش گرم اقیانوس پیمایی
به اقیانوس دریا راه دارد علتش این است
اگر در هر دو می بینی نمایان هر چه زیبایی
همان دریاست اقیانوس و اقیانوس هم دریا
پسر را از پدر ارث است در نیکی و آقایی
همان ارثی که از پیغمبران آمد امامان را
به نیکویی، به خوش خویی، به زیبایی، به دانایی
چه فرقی می کند نامش محمد یا علی باشد
مسلمان زاده می بالد به اسم با مسمایی
جهان آبستن دیدار با مهدی است شکی نیست
خدایا قسمتم دیدار کن تا هست دنیایی
#حسین_اصغری_سوادکوه
#عضوکانال
@golchine_sher
پریدند آسمانی ها و طوری شد که جا ماندیم
بهشتی ها بجا رفتند و ما در ناکجا ماندیم
کبوتر وار افسانه ی پرواز را هر صبح
وفادارانه می خواندیم اما بی وفا ماندیم
خدا شاید از این دریا به ساحل رهنمون باشد
که در امواج سرگردان شب بی ناخدا ماندیم
نوای شورشان در شهر دل شورش به پا کرده
ببین ما را که در این روستای بی نوا ماندیم
خداوندان همت بند بند عشق را خواندند
ولی ما بنده ی من های خویش و بند ما ماندیم
حنای خون به زلف خویش بستند و سفر کردند
ولی ما در فریبستان رنگ زلف ها ماندیم
نترسیدند از موج خطر در سنگر پیکار
دریغ از جوخه ی دریا دلان این گونه جا ماندیم
به ظاهر عده ای بی دست و پا در چشم می آیند
زمانی کشف خواهد شد که ما بی دست و پا ماندیم
سحر جویان چه زیبا ربنا را گوش می دادند
همان صبحی که ما در خواب غفلت بی صدا ماندیم
شما رفتید و ما ماندیم اما ماندن ما تلخ
چنان برگی که در طوفان پاییزی رها ماندیم
#حسین_اصغری_سوادکوه
#عضوکانال
@golchine_sher
برایت روز و شب چشم انتظاری می کشم برگرد
دلم را تا حدود بیقراری می کشم برگرد
شبیه چشمه ای غمگین که از دریا جدا مانده
مسیرم را به سوی رودِ جاری می کشم برگرد
من از بیرون بهارم از درون عین زمستانم
زمستان رفته، اما بی بهاری می کشم برگرد
ندارد کشتی ام راهی به ساحل های چشمانت
در این دریا نوردی ها، نداری می کشم برگرد
درختی خسته ام در معرض هر باد طوفان زا
به دور از سایه ات بی برگ و باری می کشم برگرد
چه رؤیاها که بر شاخ بلندم لانه میسازند
ولی تا فصلِ کوچت بی قراری می کشم برگرد
اگر شرط تو این باشد به دور از چشم تو باشم
ملالی نیست بی تو شرمساری می کشم برگرد
#حسین_اصغری_سوادکوه
#عضوکانال
@golchine_sher
تقدیم به شهدا و شهید آوینی که با درک قوی نگهبان دست آوردهای انقلاب بود
نشستی و قسم خوردی که آوینی جان باشی
نگهبان بهار جنگ از شر خزان باشی
رها شد تندباد از جانب دستان اهریمن
کمر بستی که تا پابند سرو مهربان باشی
هجوم آورد سرمای شب و بر شهر غالب شد
سر از سنگر در آوردی که تا والفجر خوان باشی
نوشتی زخم های بی قراران حقیقت را
که پشتیبان جنگ از التهاب این و آن باشی
چنان خورشید بر بام بلند عشق تابیدی
مقدر شد روایت ساز خون های روان باشی
چه طوفان ها که برپا شد برای انسداد رود
زمانی کم نیاوردی در آن سو دیده بان باشی
نبود آسان رسیدن تا به اوج قله ها ی نور
به پا ماندی که تا همسایه ی خورشیدمان باشی
زمین را سبز خواهد کرد آهنگ قلم هایت
نشستی و قسم خوردی که آوینی جان باشی
#حسین_اصغری_سوادکوه
#عضوکانال
@golchine_sher
در شب پرواز تو هر سایه ای دیوار بود
کوه روی شانه ی آیینه ها آوار بود
چشم ها دنبال موجی از نگاهت می دوید
گوش ها آشفته از زیر و بم اخبار بود
جای این که مه بگردد دائما دور و برت
کاش آن شب ماه بالای سرت بیدار بود
گم شدی در ابرها ای آفتاب در کسوف
آسمان، شب تا سحر در حسرت دیدار بود
با زبان شِکوه می گویم چرا پس بی خبر؟
یک خداحافظ نگفتی این قدر دشوار بود؟
زخم را باید به پهنای فلک تفسیر کرد
داغ تو نزد علی یادآور عمار بود
آفتاب بیشه ی دل های ما سید علی
تا همیشه با دل بی تاب تو غم خوار بود
رفته ایی چون موج بعد از رفتنت دریا شکست
در شب پرواز تو روح زمین تبدار بود
در شب میلاد آقا پر کشیدی تا خدا
آه دیدم مشهد از سیلاب غم سرشار بود
شوق پروازت به گرد گنبد موسی الرضا
با کبوترها پر از بال و پر بسیار بود
حاج قاسم هر که را بوسید با خود برده است
عطر بر پیشانی ات از بوسه ی سردار بود
#حسین_اصغری_سوادکوه
#عضوکانال
@golchine_sher
ای صبح رفته ی ما، دیدار تا قیامت
داریم بی تو چشمی بیدار تا قیامت
فوج کبوترانت آهنگ کوچ دارند
بگذار پر بگیرند، دیدار تا قیامت
در شامگاه هجرت یک سینه زخم رویید
این زخم ریشه دارد انگار تا قیامت
بر شاخه های جنگل دیگر پرنده ای نیست
یعنی شب و سکوت و دیوار تا قیامت
بگذار فرصتی را در پیش تو بمانم
این حسرت دلم را نگذار تا قیامت
هرچند از تو گفتن پیوسته تلخ و سخت است
بگذار گل کند شعر این بار تا قیامت
حتی اگر بمیریم سازش نمی پذیریم
از دشمن تو هستیم بیزار تا قیامت
#حسین_اصغری_سوادکوه
#عضوکانال
@golchine_sher
#غدیر
کعبه آراسته با روی دل آرای تو شد
عشق لبخند زد و محو تماشای تو شد
چه مبارک سحری را که به سوغات آورد
آن شب تار که کوتاه به آوای تو شد
از نسیم سحری دربدری نیست بعید
تا غزل خوان تو و قامت رعنای تو شد
با تو انگار که تکثیر شد آن لحظه بهار
وسعتش، شمه ای از عطر مسیحای تو شد
نام آفاق بر ازندهی چشمان تو شد
نور مهتاب سراینده ی معنای تو شد
عشق با شوق تو در کعبه زیارت می کرد
آسمان معتکف گوشه ی صحرای تو شد
مثل خورشید دلش خواست که تعظیم کند
قبله آن لحظه که درگیر تمنای تو شد
به هوا خواهی ات ای صبح زمین بی تاب است
و جهان ملتهب ساحل و دریای تو شد
نذر کردم به دلم زائر کویت باشم
بگذارید بگویند که شیدای تو شد
#حسین_اصغری_سوادکوه
#عضوکانال
@golchine_sher
ما تراوش های زخم از ذوالفقار حیدریم
رقص شمشیر علی در رزمگاه خیبریم
در خروشیم و به جنگ دشمنان آماده ایم
مثل رستم در مصاف دیو از عالم سریم
می رسد بر گوشمان آن نعرهای پوچشان
لشکر کفار را تا قعر دریا می بریم
همچو موجی که جهان را غرق حیرت می کند
مثل سونامی بلای جان خیل کافریم
دشمن دین پیمبر را به آتش می کشیم
در مصاف خصم دون ما همنوا با رهبریم
ترسی از طوفان ندارد ناخدای پیر ما
تا که با اندیشه ی خورشید دریا باوریم
در لوایت یا علی گویان به راه افتاده ایم
نغمه ی بیدار باشت را به جانها می خریم
می رسد روزی که پا در پای خورشید زمان
پرچم سرخ عدالت را به بالا می بریم
دشمنان باید بدانند امر امر رهبری است
ما ولی داریم در هر جا ولایت پروریم
#حسین_اصغری_سوادکوه
#عضوکانال
@golchine_sher
ای تمام روشنی های زمین ایران من
یادگار آرش مرز آفرین ایران من
شور فرهادت چه شیرین می نماید در نبرد
با شقایق پاگرفتی نازنین ایران من
ابرهای آسمان زیر پر و بال تواند
توی اوجی ای عقاب تیز بین ایران من
چشم وا کن راه پر پیچ است و مقصد بس بعید
دشمنت هر سو نشسته در کمین ایران من
برف می بارید و تو با کوله باری از غرور
فتح کردی قله ها را این چنین ایران من
تا به چین دنبال دانش رفتی و اندوه نیست
تا ثریا هم رسیدی آفرین ایران من
بدترین شاید نشانت داده باشد دست غیر
من که می دانم تو هستی بهترین ایران من
قبله ی عالم تویی دنیا به دورت در طواف
راست است اینکه تویی قلب زمین ایران من
#حسین_اصغری_سوادکوه
#عضوکانال
@golchine_sher
ما تراوش های زخم از ذوالفقار حیدریم
رقص شمشیر علی در رزمگاه خیبریم
در خروشیم و به جنگ دشمنان آماده ایم
مثل رستم در مصاف دیو از عالم سریم
می رسد بر گوشمان آن نعرهای پوچشان
لشکر کفار را تا قعر دریا می بریم
همچو موجی که جهان را غرق حیرت می کند
مثل سونامی بلای جان خیل کافریم
دشمن دین پیمبر را به آتش می کشیم
در مصاف خصم دون ما همنوا با رهبریم
ترسی از طوفان ندارد نا خدای پیر ما
تا که با اندیشه ی خورشید دریا باوریم
با نفس هایش شکوه دشت را پر می کنیم
موج دریاییم و مشناق سکوت بندریم
در لوایت یا علی گویان به راه افتاده ایم
نغمه ی بیدار باشت را به جانها می خریم
می رسد روزی که پا در پای خورشید زمان
پرچم سرخ عدالت را به بالا می بریم
دشمنان باید بدانند امر امر رهبری است
ما ولی داریم در هر جا ولایت پروریم
#حسین_اصغری_سوادکوه
#عضوکانال
@golchine_sher