ما هر دوتا دونیمه ی سیبیم مثل هم
در ازدحام کــوچـه غــــریبیم مثل هم
من در تو می شکوفم و تو در هوای من
آئیــنه ایم هـــر دو عجیبـیم مثل هم
بـا آبشار گــریــــه از آن ارتفــاع درد
کوهیم صخره صخره شکیبیم مثل هم
من با توان چشم تـو تکثیر می شوم
با این حساب جمع و ضریبیم مثل هم
آئینه ای بگیــر و خودت را نــگاه کن
ما هر دوتا دونیمه ی سیبیم مثل هم
#سیدمحمدرضا_هاشمی_زاده
@golchine_sher
زمــــان دارد ســـــرِ نـاساز گـــاری با زمیـــن حتی
از این بازی خودش هم خسته شد نقش آفرین حتی
منـم از شاخه ای افتاده برگی خشک و سرگردان
مرا با خود ببـر، ای چشمه ی جـاری همـــین، حتـی
ندادی سهــــم چشمانم به جـــز شبهـــای بارانی
که بنویسم تو را من خیس، هرشب بیش از این حتی
به شعر من نمی گنجی که تو شیـرین ترین شـوری
برایت تا بگویم صد غـــــــزل دریـــــــا تـــرین حتی
در این بی تکیه گاهـی ها چه تنهــا مانده ام حالا
ســراغم را نمی گیــــری، تو هم ای نازنیـن حتی
#سیدمحمدرضا_هاشمی_زاده
@golchine_sher
گل مـی کنـد به باغ نگاهت جـوانی ام
وقــتی به روی دامـن خـود می نشانی ام
داغ جنون قــطره ی اشکم به چشـم تـو
هرچند از دو چـشم خودت می چکانی ام
مـن عــابــرشــکســته دل خـلـوت توام
تا بیـکران چشــم خــودت می کشانی ام
یک مشـت بغض یـخ زده تفسیر می کند
انـــدوه و درد غربـت بــی همــزبانی ام
وقــتی پـریـد رنگ تــواز پشت قصه ها
تصــویر شد نهـــایت رنـگــین کـمانی ام
تو، آن گلی که می شـکفی در خیــال من
پُر می شود زعطر خوشــت زنــدگانی ام
در کـهـکشان چـشــم تـو گـم می شود دلم
سرگـشتـــه درنــــهایــتی از بی نشـانی ام
زیــبــاترین ردیـف غـــزلهـــای من تویی
ای یـــــار ســــرو قـــامت ابـرو کمانی ام
حــالا بیـــا و غـــربـت مـا را مــرور کن
ای یــــادگــــــار وســعت سـبـز جـوانی ام
#سیدمحمدرضا_هاشمی_زاده
@golchine_sher