eitaa logo
گلچین شعر
16.6هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
440 ویدیو
15 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad سه تا کانال شعرهای ما @golchine_sher @robaiiyat_takbait @noroz_ramezani
مشاهده در ایتا
دانلود
تو را با غیر میبینم صدایم در نمی آید دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی آید... @golchine_sher
عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم گردی نَسِتُردیم و غباری نفشاندیم آفاق پر از پیک و پیام است ولی ما پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم @golchine_sher
دیگر برو ای مَه، که من از خواب پریدم وز بام تو چون پرتو مهتاب پریدم آن نیستم ای گوهر نایاب، که بی‌ترس از شوق تو در ورطه‌ی گرداب پریدم بر بام تو چون طوطیِ پربسته نشستم وز دام تو چون قُمریِ بی‌تاب پریدم یک‌عمر به سودای تو پروانه شدم من دور سرت ای غنچه‌ی شاداب، پریدم یک‌عمر ستم دیدم و غم خوردم و آخر مرغی شدم، از لانه‌ی ناباب پریدم زاین بعد، خیال تو دلم را نفریبد کز خواب پریدم من و از خواب پریدم... ‏ @golchine_sher
گفت از تو یاد میکنم اما وفا نکرد یادش بخیر @golchine_sher
چمدان بسته‌ام از هرچه منم دل بکنم پیرو عقل شوم قید دلم را بزنم چمدان بسته‌ام از "خواستنت" کوچ کنم تا "نبودت" بروم گور خودم را بکنم شرح دلتنگی من بی تو فقط یک جمله‌ست "تا جنون فاصله‌ای نیست از اینجا که منم" @golchine_sher
شرح دلتنگیِ من بی تو فقط یک جمله است تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم @golchine_sher
من که با صاعقه‌ای می‌شکنم داس چرا؟ بر دل از جور شما این همه آماس چرا؟ خودِ بارانم و تو پاک‌ترم می‌خواهی! آب را غسل نده، این همه وسواس چرا؟ خسته‌ام! سنگ نزن، هی نشکن روح مرا شده‌ام عاشق یک آینه‌نشناس چرا؟ گفته بودی که تماشاگر باغ دلمی لک شده دست تو از شاخه‌ی گیلاس چرا؟ از درختان دلم عشق بچین، نوبری است فرصتی نیست بیا، کشتن احساس چرا؟ @golchine_sher
لحظه‌ی دیدار نزدیک است... باز من دیوانه‌ام، مستم باز می‌لرزد دلم، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم های! دل! ای نخورده مست! لحظه‌ی دیدار نزدیک است... @golchine_sher
لحظه‌ی دیدار نزدیک است... باز من دیوانه‌ام، مستم باز می‌لرزد دلم، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم های! دل! ای نخورده مست! لحظه‌ی دیدار نزدیک است... @golchine_sher
من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باش چون شمع بیا روشنی خانه‌ی من باش در كلبه‌ی من رونق اگر نیست صفا هست تو رونق این كلبه و كاشانه‌ی من باش من یاد تو را سجده كنم ای صنم اكنون برخیز و بیا ، خود بت بتخانه‌ی من باش دانی كه شدم خانه خراب تو حبیبا اكنون دگر آبادی ویرانه‌ی من باش لطفی كن و در خلوت محزون من ای دوست آرام و قرار دل دیوانه‌ی من باش چون باده خورم با كف چو برگ گل خویش ای غنچه دهان ساغر و پیمانه‌ی من باش چون مست شوم بلبل من سازهم‌ آهنگ با زیر و بم ناله مستانه‌ی من باش من شانه زنم زلف تو را و تو بدان زلف آرایش آغوش من و شانه‌ی من باش ای دوست چه خوب است كه روزی تو بگویی امید بیا با من و پروانه‌ی من باش @golchine_sher
اى خوش بحال و روز كسانى كه گاه‌گاه دارد به لب تبسمى از لطف، يارشان من نيستم حسود، ولى رشك مي‌برم بر آن كسان كه يار بود در كنارشان آنان‌كه دل به يار ِ سفر كرده مى‌دهند آواره مى‌شوند چو ما از ديارشان اى باد صبحدم! به عزيزان من بگو دل گويدم كه كار ندارم به كارشان سوزد دلم ز دورى و در ديده مى‌كشم روزى اگر نسيم بيارد غبارشان ما داغ هجر ديده و خورديم خون دل از دست مردمى كه تفو بر تبارشان عشّاق داغديده نخواهند لوح گور بعد از وفات لاله دمد بر مزارشان @golchine_sher
باز از دیار ما به سفر رفت یار ما ای دل، دگر به هیچ نیرزد دیار ما... سرمست و شاد رفت و خدا باد همرهش رحمی نکرد بر غم ما، بر خمار ما او رفت و صبر رفت و تحمل تمام شد از هم گسست سلسله اختیار ما گفت از تو یاد می‌کنم اما وفا نکرد یادش بخیر، یار فراموشکار ما! @golchine_sher