eitaa logo
گلچین شعر
15.1هزار دنبال‌کننده
1هزار عکس
349 ویدیو
13 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad سه تا کانال شعرهای ما @golchine_sher @robaiiyat_takbait @noroz_ramezani
مشاهده در ایتا
دانلود
چون برگ که از درخت،زود افتاده داغت به دل ِجنگل و رود افتاده ای دیده ببار تا نبینی که گُـلی بین ِ در و دیـوار کـبود افتاده @golchine_sher
۵ آذر ۱۴۰۲
در پیچ و تاب افتاده قلب مضطر کوچه رنگ‌سیاهی مانده روی دفتر کوچه کینه براشان باری از هیزم شد و آنوقت آتش به پا شد پشت پلک باور کوچه نامرد مردم پیش چشم خویش می دیدند آتش گرفته هستی سرتاسر کوچه شعله گرفت و حضرت خورشید می لرزید ای وای از میخ و در و از مادر کوچه از مادری که روی دستش بوسه ها میزد هر روز و هرشب مهربان پیغمبر کوچه در پیش چشمش حضرت مولای ما می دید آیه به آیه خون چکید از کوثر کوچه هی در زدند و در زدند و در زدند و در این درزدن آتش زده بر حیدر کوچه مردی که هرشب دشمنان را بر زمین میزد با او چه کرده رنگ ِ سرخ ِ معجر کوچه تاریخ ِ سیلی تا ابد با گریه میخواند خط ِ کبود مانده را از معبر کوچه غیر حسن با دست کوتاه و دلی لرزان دیگر که دیده کافری ...دور و بر کوچه سیلی و گل مزد رسالت ؟نه نگو هرگز چاه است تنها همدم نام آور کوچه نخل و شب و تنهایی و چاه و علی و درد راه و عبور و آه و چشمان تر کوچه یک روز هم خورشید روی نیزه ها می دید ویرانه و درد یتیم دختر کوچه زهرا علی بود و علی آیینه ی زهرا دیدیم تنها عشق را پشت در کوچه @golchine_sher
۵ آذر ۱۴۰۲
کوچه، هیئت، کتیبه و پرچم شده دریا به گریه‌ی نم نم کوچه، در لا به لای غربت تو شده یک عمر غرق در ماتم @golchine_sher
۵ آذر ۱۴۰۲
واژه ها در دل شب مرثیه خوانند هنوز رودها مویه کنان در جَرَیانند هنوز بغض‌ها مانده و باران ندهد تسکینی ابرها خون‌جگر از جور زمانند هنوز هیجده بار بهار آمد و بعد از آن آه کوچه ها غمزده درگیرِ خزانند هنوز «میخ» و «در» معنی رنج است به دل‌های غریب یاس ها عطرِ پر از دردِ جهانند هنوز بعدِ او آتش این ظلم نشد خاکستر شعله‌ها در پسِ تاریخ دوانند هنوز روزی آخر سر از این خاک به در خواهد کرد رازهای دل زهرا«س» که نهانند هنوز... @golchine_sher
۶ آذر ۱۴۰۲
قرار بود که عمری قرار هم باشیم که بی‌قرار هم و غمگسار هم باشیم اگر زمین و زمان هم به هم بریزد باز من و تو تا به ابد در مدار هم باشیم کنون بیا که بگرییم بر غریبی هم غریبه نیست، بیا سوگوار هم باشیم در این دیار اگر خشک‌سالی آمده است خوشا من و تو که ابر بهار هم باشیم نگفتی‌ام ز چه خون گریه می‌کند دیوار مگر قرار نشد رازدار هم باشیم نگفتی‌ام ز چه رو، رو گرفته‌ای از من مگر چه شد که چنین شرمسار هم باشیم به دست خستۀ تو دست بسته‌ام نرسید نشد که مثل همیشه کنار هم باشیم شکسته است دلم مثل پهلویت آری شکسته‌ایم که آیینه‌دار هم باشیم @golchine_sher
۶ آذر ۱۴۰۲
رزق شیعه است که بانوی جهان شد یارش هر که با اوست نباشد گره ای در کارش حب او حبل متین است و شود اهل نجات هرکه بگرفته به دستش نخی از دستارش خادم درگه آن یاس کبودیم همه او که دارد به دل خود غم خدمتکارش ای که از کوچه ی معشوقه ما می گذری با خبر باش تو از میخ در و دیوارش با همه بی کسی اش بود هوادار علی(ع) غم تنهایی حیدر بدهدآزارش بشکست آینه نور نبی(ص) در کوچه مجتبی (ع)با خبر است از همه اسرارش فاطمیه شده آغازگر عاشورا مانده این زینب(س) وآن حادثه ی دشوارش @golchine_sher
۶ آذر ۱۴۰۲
چنانکه دست گدایی شبانه می لرزد دلم برای تو با هر بهانه می لرزد هنوز کوچه به کوچه، حکایت از مردی ست که دستِ بسته ی او عاشقانه می لرزد چه رفته است به دیوار و در که تا امروز به نام تو در و دیوار خانه می لرزد چه دیده در که پیاپی به سینه می کوبد؟ چه کرده شعله که با هر زبانه می لرزد؟ هنوز از آنچه گذشته است بر در و دیوار به خانه چند دلِ کودکانه می لرزد دگر نشان مزار تو را نخواهم خواست که در جواب، زمین و زمانه می لرزد ز من شکیب مجو، کوه صبر اگر باشم همین که نام تو آرند شانه می لرزد @golchine_sher
۷ آذر ۱۴۰۲
ای یاس قدکمان علی فاطمه مرو ای بانوی جوان علی فاطمه مرو بی من کجا رَوی بخدا پیر می شوم زهرای من بی تو زمین گیر می شوم بارسفر بدون علی یارمن مَبند محض رضای خاطر زینب دمی بخند برخیزو باز مشکل ما را تو چاره کن برخیز و حال زینب خود را نظاره کن ای بانوی عفیفه ی من آفتاب من رُخ برمگیر از علی ات باحجاب من پهلو شکسته ام دل یارت شکسته است مانند قلب سوگوارت شکسته است با این زنان اهل مدینه چه می کنی با دردهاو خس خس سینه چه میکنی با ردِّ خون پیرُهنت گریه ام گرفت با هرنفس نفس زدنت گریه ام گرفت آرام سرفه کن بدنت تیر می کشد جایت علیست آهِ نفس گیرمی کشد پرپر مزن که پرت را شکسته اند در پشت در کمرت را شکسته اند @golchine_sher
۹ آذر ۱۴۰۲
"کَرَم" ، فقیرِ سرِ سفره‌های احسانت و "ابر" ، تشنه‌ی در جستجوی بارانت @golchine_sher
۱۱ آذر ۱۴۰۲
 این جا چقدر شعله وزیده ست پشت در باغ این چنین کبود که دیده ست پشت در در کوچه های هاشمی آتش شروع شد یا هق هقی بریده بریده ست پشت در؟‍! بر مصحفی کبود هیاهوی شعله هاست یا جبرئیل جامه دریده ست پشت در زنبیلی از ستاره و خرما به خاک ریخت از نخل مهربان که خمیده ست پشت در تاریک شد مدینه، اذان بلال کو؟ تاریک شد که نعش سپیده ست پشت در با دست بسته، غیرت حیدر چه می کند؟ در رقص شعله فاتح خیبر چه می کند؟ @golchine_sher
۲۳ آذر ۱۴۰۲