هدایت شده از گلچین شعر
گلچینی از زیباترین اشعار تک بیتی و رباعی👌✨
Join-https://eitaa.com/joinchat/769065447Cf0875d1080
هر صبح
زندگی برای ادامه پیدا کردن
به دنبال بهانه میگردد
و چه بهانهای
زیباتر از چشمانت
#سید_علی_صالحی
@golchine_sher
وقتی دل هفت آسمان را چاک میکرد؛
مهتاب را در تلّی از غم خاک می کرد
شب مویه مویه ماه را تفسیر می کرد؛
مولا تو را همسایه ی افلاک می کرد
خم شد قد دنیا بزیرِ طاقیِ شب؛
بوی رکوعت در نمازِ یاس پیچید
بارِ زمین و آسمان بر دوشِ در بود؛
غم خوشه خوشه سروها را تاک
می کرد
تشییع می شد روی دستِ آسمان نور؛
شال عزا بر شانه ی خورشید افتاد
دنیا به روی دوش خود مهتاب می برد؛
وقتی زمینِ شب زده کولاک
می کرد
تا چاه شد هم ناله ی رازِ کبوتر؛
درجانِ نخلستان شمیمِ داغ پیچید
خون ضجه ی درد تو تا هفت آسمان رفت؛
کوهی طنینِ ناله را پژواک می کرد
آیینه بندان شد بهشت از مقدمِ تو؛.
وقتی بقیعِ تشنه می شد زمزمِ تو
شبنم ترک خورد و حبابِ اشک بشکست؛
باران هوای یاس را نمناک می کرد
بابی انت وامی یا فاطمه الزهرا«س»
#اکرم__نورانی
#عضوکانال
@golchine_sher
یا از لهیب مکر حسودان به دور باش
یا مثل من بسوز و بساز و صبور باش
اهل نظر تواضع بیجا نمیکنند
در چشم اهل کبر سراپا غرور باش
بیاعتنا به سنگ زدنها در این مسیر
همچون قطار در تب و تاب عبور باش
روشن نمیشود به چراغی جهان، ولی
یادآور حقیقت پیدای نور باش
این خانه جای زندگی جاودانه نیست
آمادۀ شکستن تُنگ بلور باش
#فاضل_نظری
@golchine_sher
چه قدر بوی تو خوبست... بوی آغوشت
همیشه زحمت من بوده است بر دوشت
چنان زلال و لطیفی که مطمئن هستم
دو بال بوده به جای دو دست بر دوشت
ولی به خاطر من بال را کنار زدی
که با دو دست بگیری مرا در آغوشت
که با دو دست برایم دو بال بگذاری
به جای روشنیِ بالهای خاموشت
که آسمان خودت آسمان من باشد
که از بهشت بخوانم دوباره در گوشت
آهای روسریت آفتاب تابستان!
شکوفه تاج سر تو بنفشه تن پوشت
بهشت جای قشنگیست جای دوری نیست
بهشت باغ بزرگیست، باغ آغوشت
بهشت اول و آخر، گمان نکن حتی
بهشت هم بروم می کنم فراموشت!
#نغمه_مستشار_نظامی
@golchine_sher
هدایت شده از احمد ایرانی نسب
"صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ" یعنی این علم بر زمین نمیفتد
سر ما روی دار هم برود، از دل ما یقین نمیفتد
#احمد_ایرانی_نسب
@ahmadiraninasab
امام_زمان_عج_مناجات_فاطمی
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشمهایت
این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد
آقا بیا تا این شکستهکشتی ما
آرام راه ساحل دریا بگیرد
آقا بیا، تا کی دو چشم انتظارم
شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد
پایین بیا، خورشید پشت ابر غیبت
تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد
آقا خلاصه یک نفر باید بیاید
تا انتقام دست زهرا را بگیرد
#علی_اکبر_لطیفیان
@golchine_sher
بعـــدِ ذکــــر نافلــــه ناگاه بر در کوفــــتند
لحظه ای نگذشته پی در پی مکرّر کوفتند
اینطـــــرف دخت پیمبر ایستاده ، آنطرف
بر در این خـــانه با نام پیمـــــــبر کوفتند
ظاهراً حُبّ پیــــــمبر بود و در باطن ولی
نانجیبان روی در با بُغض حــیدر کوفتند
یک جماعت دستِ ناپاک و ستم آلوده ای
بر در و دیوار این بیت مطـــــهّر کوفـتند
یک جماعت مرد نه ، نامرد با بغض تمام
میخ در را بر روی پهــــلوی مادر کوفتند
نالۀ مادر که پشــــت در به پا شد لاجرم
بار دیگر ناجوانمـــــردانه بدتر کوفــــتند
تا چهل تن شد شمار دشمنی که حلقه را
بر دل مادر به پیش چشم دختر کوفتند
خانۀ وحی است و در آن دشمنان دین حق
با غلاف تیــغ بر آیات کــــــوثر کوفـــــتند
عقده های بدر و احزاب و اُحد را یکصدا
بر ســـکوتِ مُبهـــم مولای قـــنبر کوفتند
این شــــروع روضــۀ زینب بوَد تا کربلا
خنجری از پشتِ سر بر روی حنجر کوفتند
بعد هم در تیره و تارِ فضـــــای چشــم او
نعلها بر زخـــــمهای روی پیکر کوفــــتند
#مجتبی_تاجیک«ساده»
#عضوکانال
@golchine_sher
کاشکی آسان شود با رفتن من مشکلت
گوشه ای پهلو بگیرد قایق بی ساحلت
آه ای دل هیچ بار این گونه سنگینی نداشت
بار این رنج گران بر شانه های کاهلت
تو تمام هستی ات را ریختی در پای عشق
در نظر اما نیامد هستی ناقابلت
اشکهایت را کسی از پشت لبخندت ندید
بی خبر بودند و غافل از غم ناغافلت
ماندن و افسردن و در خویشتن تنها شدن
حاصلی جز این ندارد ماندن بی حاصلت
خنجری بر پشت احساس تو می آمد فرو
بوسه وقتی می زدی بر دستهای قاتلت
آه، ای روح مذبذب ، رومی زنگی نسب
از کدامین آب و خاک آغشته اند آب و گلت !؟
شک شبیه عنکبوتی بر یقینت خیمه زد
تا به جایی که یقین کردی به شک باطلت
گرمی دست تو میزان دمای عشق بود
سرد شد وقتی که دستان تو ، فهمیدم دلت...
#محمد_رضا_ترکی
@golchine_sher
اگر تو دوستم باشی و دنیا دشمنم باشد
جهان را فتح خواهم کرد تا جان در تنم باشد
بگو سلطان حسین چندمت باشم که تقصیرِ
سقوط سلسله موهای تو بر گردنم باشد
شبستان های تاریک مرا با عطر خود پر کن
که اسم شب در این دربار چشم روشنم باشد
تو لب تر کن ببین هر کس مرا دور از تو می خواهد
به آتش می کشم حتی اگر پیراهنم باشد
اگر با من نباشی بی تو ظل الله بودن هم
یقیناً می تواند سایه ی اهریمنم باشد
برای نفرت از این زندگی جنگیده ام یک عمر
فقط بگذار عشق تو سزای مُردنم باشد
بگو تا بازگردانند خاکم را به آغوشت
وصیت کرده ام آرامگاهم میهنم باشد
#حسین_جنت_مکان
@golchine_sher