eitaa logo
کانال گلچین تاپ ترینها
2.2هزار دنبال‌کننده
20.5هزار عکس
35.1هزار ویدیو
185 فایل
موضوع کانال: انگیزشی/داستان آموزنده/معلومات عمومی/تاریخی/ ایران شناسی/ روانشناسی/شعر/طنز/قوانین حقوقی/موسیقی/آشپزی/ دارو گیاهی/پزشکی/خبرروز ای دی مدیر کانال @golchinta1 کانال دوم ،کانال زاپاس @golchinbehtarin
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌گفت: چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ آدم‌ها هرکدام ظرفیتی دارند و مشکلاتی... و من نمی‌دانم هرکدام، با چه زور و تقلایی روی پاهایشان ایستاده‌اند. چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ وقتی که هیچ انسانی در شرایط عادی دلش نمی‌خواهد آزار برساند و هر واکنش ناخوشایند و آزاردهنده‌ای، برآمده از استیصال و رنج عمیق انسان‌هاست، نه از سرِ تصمیم به آزار. چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ وقتی که هیچ‌کس انتخاب نکرده در این لحظه و ثانیه مرا زخمی کند و اگر زخمی برداشته‌ام، برای ایستادن در مکان و زمان اشتباه بوده؛ مثل آدمی که وسط جنگ، وارد شهری شده و بی‌خبر از همه‌جا، تیر خورده و آدم‌های شهر مقصر نیستند! چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ وقتی که هر واکنشی، کنشی داشته و هر رفتاری، زمینه‌ای که آن را ایجاد کرده. می‌گفت: چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ وقتی خودم هم بارها بی‌آنکه بخواهم، باعث ناراحتی کسانی بوده‌ام و می‌دانم گاهی انسان به حدی درحال غرق شدن است که برای نجات خودش به هرکسی و هرچیزی چنگ می‌زند و به این فکر نمی‌کند که شاید دیگری را هم غرق کند! می‌گفت: چرا از آدم‌ها ناراحت بشوم؟ مگر درختان از زمستان دلگیر می‌شوند؟ صبر می‌کنند تا بهار شود.
دیده‌ای وقتی نوشیدنی گازدار را داخل لیوان می‌ریزی، بیش از حجم حقیقی نوشیدنی، کف بالا می‌آید و باید صبر کنی تا کف‌ها ته نشین شود و تازه ببینی با نوشیدنی‌ات چند چندی؟! نباید زیاد روی لاف و هیجانات ابتدای رابطه‌ها حساب کرد. بعضی‌ها نوشیدنی گازدارند، فکر می‌کنی زیاد هستند و زیاد دوستت دارند اما زمان که گذشت نگاه می‌کنی و می‌بینی همه‌اش کف بوده و تو مانده‌ای و یک لیوان خالی و حسابی که نباید باز می‌کردی...
📝 کاش یا با آدم‌ها صمیمی نشوید، یا اگر شدید، مسئولیت پذیر باشید! مسئولیت پذیر یعنی: اگر حالم خوب بود، هستم و اگر حالم خوب نبود هم هستم و به رابطه به شکل یک تفریح یا معاشرت موقتی و قابل تعویض نگاه نمی‌کنم که این من باشم که انتخاب کنم چه زمانی، وقت و حوصله‌ی صمیمیت هست و چه زمانی نیست. که رابطه یعنی اشتراک در خوب و بد، شادی و غم، و خوشی و ناخوشی... مسئولیت پذیر یعنی: اگر ناگهان و بعد از مدتی ارتباط و ایجاد وابستگی عاطفی فاصله گرفتی، احساسات و عواطف فرد مقابل را در نظر بگیری و فقط به خودت و جریان زیستی و احساسی خودت فکر نکنی! یعنی موظفی قبل از رفتن و فاصله گرفتنت، علت این تغییر احساس و رفتار ناگهانی را توضیح بدهی و فرد مقابل را در برزخِ " شایدها و نبایدها و کافی نیستم‌ها" رها نکنی! مسئولیت پذیر یعنی: "دوستت دارم" و "عاشقت هستم" ها فقط ترکیب چند واژه برای معاشرت‌های معمولی نیستند و رابطه‌، شبیه به سریالی مهیج، برای فراموش کردن اندوه و گذران ساعات نیست که شروع به تماشا‌ کردنش کنی و بعد از چند قسمت حس کنی حوصله‌اش را نداری و باب میلت نیست، یا سریال بهتری پیدا کنی و قبلی را نیمه تمام رها کنی و خیلی راحت سرت را پایین بیندازی و بروی دنبال کارت و نگران هیچ چیز نباشی. رابطه، می‌طلبد که قبل از انتخاب، خوب فکر کنی، تمام جوانب را در نظر بگیری و بعد که وارد گود شدی، یا مسئولیت پذیرانه پای انتخابت بایستی و خودت را وفق بدهی، یا لااقل خودخواهانه و بدون توضیح، میدان را ترک نکنی. آدم‌ها بازیچه نیستند! 👤
📝 می‌گفت: چرا داری اینقدر خارج از توانت می‌جنگی؟ بی‌خیال بابا! مث بقیه زندگی‌ات را بکن و به همان داشته‌های اندکی که داری قانع باش. گفتم: من هم گاهی فکر می‌کنم آمده‌ایم به این جهان که لذت ببریم و اجازه ندهیم که رنجِ راه، پیرمان کند. من هم گاهی دلم عمیقا برای یک خیالِ تخت و روانِ آسوده تنگ می‌شود. ولی به عقیده‌ی من، روح آدم‌ها هم نیاز به تحول و تحرک دارد. روان آسوده و آرام، در یک جهان یکنواخت و بدون فراز و نشیب، از یک جایی به بعد فربه و بیمار می‌شود و نیاز دارد قدری سختی ببیند و تلاش کند و ورزیده شود. روح آدمی هم مثل آب، در فضای راکد، می‌گندد و نیاز دارد جریان داشته‌باشد، مثل رودخانه از مسیرهای دشوار و سنگلاخ بگذرد، از دشت و مسیرهای هموار هم، حتی گاهی به دریاچه برسد و مدتی بدون تنش و آرام باشد. من روحم را تعمدا به سنگلاخ‌ها انداخته‌ام و شبیه به والدی سخت‌گیر، ایستاده‌ام و دارم نگاه می‌کنم که چطور خودش را از عمق رنج‌ها بیرون می‌کشد و این برایم لذت دارد. من لذت می‌برم از اینکه پس از هر بحران و سختی، روحم را ورزیده‌تر و شکست‌ناپذیرتر می‌بینم و هربار که به مقصد رسید، عاشقانه او را به آغوش می‌کشم. 👤 @golchintap
📝 سلام بر تویی که آنقدر قوی حسابت کردند که نه کسی همراهی‌ات کرد و نه کسی نگرانت شد و همیشه خودت تک و تنها زخم‌هات را بستی و اشک‌هات را پاک کردی و مقتدرانه به پیش رفتی و ادامه دادی... 👤 @golchintap
📝 اتفاقا بزرگترین ضربه را وقتی می‌خوری که فکر می‌کنی زیاد دوستت دارند!!! گاهی آدم‌ها به اقتضای خلاء‌های درونشان مشغول می‌شوند به دوست داشتنِ شما و خلاء‌های درونشان که ایجاب کرد، مشغول می‌شوند به آزار دادنتان... یعنی شما از یک‌جایی به بعد شیطان می‌بینید، در همان‌جا که تا پیش از آن فرشته می‌دیدید! "دوست داشتن" وسیله است و چیزی که اهمیت دارد "هدف" است، این‌که دقیقا چرا و با چه نیت و به چه علتی شما را دوست دارند؟! آدمی که برای پر کردنِ حفره‌های وجودش به شما روی آورده، در نهایت یک‌جایی شما را هم مچاله می‌کند تا داخل حفره‌ای جا بگیرید و خلاء شخصیتی و هویتیِ عظیم‌تری را پر کنید. 👤
روانِ آدم‌ها را اعدام نکنیم! با طناب مقایسه و کنایه و بدگویی، گلوی آرامش آدم‌ها را فشار ندهیم، که در محکمه‌ی بی‌‌قاضیِ قضاوت و بدگویی، بی‌گناه‌ها هم بالای دار می‌روند. مگر چقدر زنده‌ایم که اینهمه با هم بد باشیم؟ که تابِ دیدنِ خوشبختی و حالِ خوبِ هم را نداشته‌باشیم؟! که مدام حالِ هم را بگیریم و روانِ همدیگر را زخمی و بیمار کنیم؟! برنده‌ی این بازی کسانی‌اند که آرامشِ خود را یافته‌اند و سعی می‌کنند در حد توانشان به دیگران هم آرامش و حالِ خوب تزریق کنند. آنان که دنیا را بیش از یک سفر کوتاه، جدی نگرفته‌اند، که محبت‌آمیز و با ثبات رفتار می‌کنند و حضورشان، حالِ دیگران را خوب‌تر می‌کند. شاید لازم است میان خودمان با خودمان و خودمان با آدم‌ها؛ یک آتش بسِ روانی اعلام کنیم و دست برداریم از زد و خوردهای کلامی و رفتاری. از کدورت‌های بیات شده و توقعات و مقایسه‌های نابه‌جا. دست برداریم از آزار خودمان و آزار آدم‌ها. با هم خوب باشیم، این سیاره‌، با جاذبه‌ی بی‌حدش به قدر کافی ما را فرسوده و بیمار خواهد‌کرد، لااقل خودمان دست برداریم! همین الآن تمام کدورت‌های مزمن و تفکرات آزاردهنده را از ذهن و قلب و روانت بریز بیرون. خالی شو، سبُک، رها، آرام و انعطاف‌پذیر... و در صلح باش با خودت، با جهان و با آدم‌ها. یقین داشته‌باش که وقتی با خودت خوب رفتار کنی، دیگران هم نهایت خوش‌رفتاری را با تو خواهند داشت. با خودمان و با دیگران خوب باشیم. برای هم خوب بخواهیم، و سرچشمه‌ی تمام رفتارهای خوشایندی باشیم که دوست داریم انعکاس آن‌ها را در دیگران ببینیم. بالآخره نور باید از جایی تابیده‌شود! تا یکی ماه شود برای انتشار، یکی آینه شود برای انعکاس، و دیگری ستاره‌ای شود برای شب‌هایی که ماه نیست و چشمان آدم‌ها به تاریکی، عادت کرده‌است... ✍
📝 عزیزدلم! خوب باش، همیشه، در هر شرایطی، لبخند بزن و ایمان داشته باش که از مشکلات و اندوهت قوی‌تری. ایمان داشته‌باش که گرفتاری‌های جهان، هرگز مانند تو هوشمند نیستند و به وضوح، قابل پیش‌بینی‌اند. که دومینو وار و منظم پیش می‌روند و تو اگر خونسرد و آرام باشی، به سادگی می‌توانی مسیر حرکتشان را دنبال کنی و مقابلشان بایستی تا بیش از این جهانت را به‌هم نریزند. امان از زمانی که دست و پای خودت را گم کنی و به این چرخه‌ی معیوب اجازه‌ی پیش‌رَوی بدهی، امان از وقتی که به‌خاطر ناامیدی و اضطراب، گوشه‌ای بایستی و به مهره‌ها، فرصتِ تخریب بدهی و به جای چند مهره‌ی کوچک، بخش عظیمی از مهره‌های جهانت را درگیر کنی! در حالی که با جسارت و امید، می‌توان از این چرخه‌ی معیوب، چرخه‌ای مطلوب ساخت. دومینو هرگز از یک انسان قوی‌تر نیست! مشکلات و دردها هم همینطور... عزیزدلم! نه اندوه، نه بیماری و نه گرفتاری، پایانِ راهِ تو نیستند! پایان راه تو درست همان‌جایی‌ست که کنار می‌کشی و خودت را تسلیم گردباد چموش شرایط می‌کنی. وقتی می‌شود جسورانه از همان ابتدا مقابل اولین مهره‌‌های ناخلف ایستاد و مابقیِ مهره‌ها را نجات داد، چرا ناامید می‌شوی؟ تو قوی‌تر از چیزی هستی که فکر می‌کنی، بسیار قوی‌تر، بسیار جسورتر و بسیار تسلیم‌ناپذیرتر... 👤
من تجربه کرده‌ام؛ بدون فراغت و تفریح، زندگی هیچ‌گونه ارزشی ندارد!!! آدم هیچ چیز از جهان نمی‌فهمد؛ وقتی که سفر نمی‌رود، وقتی که با خانواده و عزیزان نمی‌نشیند و وقتی که برای خوشحالی خودش هیچ کاری نمی‌کند. چه فایده‌ای دارد دویدن و دویدن و به هدف رسیدن اما از مسیر، هیچ نفهمیدن؟ چه فایده‌ای دارد از میان تمام رنگ‌های جهان، خاکستری را دیدن و از میان اینهمه پنجره‌ی رو به زیبایی، مقابل دیوار نشستن؟! چه فایده‌ای دارد، خسته و مشغول، به رفت‌ و آمدها نگریستن و از لبخندها و شادی‌ها و لذت‌ها هیچ نفهمیدن؟! باید در زیستن به تعادل رسید. نه کار اولویت است، نه تفریح! باید هر دو را با هم آمیخت و به موازات کار، تفریح داشت و به موازات هدف‌ها، دلخوشی... باید دلگرم بود به چیزی، به کسی، به جایی. باید تعلق داشت... باید هوشمندانه از جهان بهره‌ برد و به زیستنی خوشایند و مطلوب رسید. باید زیست، باید سبز و گرم و عاشق و امیدوار زیست... 👤
. "جمعه" یک جمع صمیمی میخواهد چنداستکان چای چندجین لبخند خانه مادربزرگ عطرکاهگل وشمعدانی.. مدتهاست دیگرجمعه هایمان "جمعه"نیست تعجبی ندارد دلمان میگیرد!
📝 کاش یا با آدم‌ها صمیمی نشوید، یا اگر شدید، مسئولیت پذیر باشید! مسئولیت پذیر یعنی: اگر حالم خوب بود، هستم و اگر حالم خوب نبود هم هستم و به رابطه به شکل یک تفریح یا معاشرت موقتی و قابل تعویض نگاه نمی‌کنم که این من باشم که انتخاب کنم چه زمانی، وقت و حوصله‌ی صمیمیت هست و چه زمانی نیست. که رابطه یعنی اشتراک در خوب و بد، شادی و غم، و خوشی و ناخوشی... مسئولیت پذیر یعنی: اگر ناگهان و بعد از مدتی ارتباط و ایجاد وابستگی عاطفی فاصله گرفتی، احساسات و عواطف فرد مقابل را در نظر بگیری و فقط به خودت و جریان زیستی و احساسی خودت فکر نکنی! یعنی موظفی قبل از رفتن و فاصله گرفتنت، علت این تغییر احساس و رفتار ناگهانی را توضیح بدهی و فرد مقابل را در برزخِ " شایدها و نبایدها و کافی نیستم‌ها" رها نکنی! مسئولیت پذیر یعنی: "دوستت دارم" و "عاشقت هستم" ها فقط ترکیب چند واژه برای معاشرت‌های معمولی نیستند و رابطه‌، شبیه به سریالی مهیج، برای فراموش کردن اندوه و گذران ساعات نیست که شروع به تماشا‌ کردنش کنی و بعد از چند قسمت حس کنی حوصله‌اش را نداری و باب میلت نیست، یا سریال بهتری پیدا کنی و قبلی را نیمه تمام رها کنی و خیلی راحت سرت را پایین بیندازی و بروی دنبال کارت و نگران هیچ چیز نباشی. رابطه، می‌طلبد که قبل از انتخاب، خوب فکر کنی، تمام جوانب را در نظر بگیری و بعد که وارد گود شدی، یا مسئولیت پذیرانه پای انتخابت بایستی و خودت را وفق بدهی، یا لااقل خودخواهانه و بدون توضیح، میدان را ترک نکنی. آدم‌ها بازیچه نیستند! 👤
📝 عزیزدلم! خوب باش، همیشه، در هر شرایطی، لبخند بزن و ایمان داشته باش که از مشکلات و اندوهت قوی‌تری. ایمان داشته‌باش که گرفتاری‌های جهان، هرگز مانند تو هوشمند نیستند و به وضوح، قابل پیش‌بینی‌اند. که دومینو وار و منظم پیش می‌روند و تو اگر خونسرد و آرام باشی، به سادگی می‌توانی مسیر حرکتشان را دنبال کنی و مقابلشان بایستی تا بیش از این جهانت را به‌هم نریزند. امان از زمانی که دست و پای خودت را گم کنی و به این چرخه‌ی معیوب اجازه‌ی پیش‌رَوی بدهی، امان از وقتی که به‌خاطر ناامیدی و اضطراب، گوشه‌ای بایستی و به مهره‌ها، فرصتِ تخریب بدهی و به جای چند مهره‌ی کوچک، بخش عظیمی از مهره‌های جهانت را درگیر کنی! در حالی که با جسارت و امید، می‌توان از این چرخه‌ی معیوب، چرخه‌ای مطلوب ساخت. دومینو هرگز از یک انسان قوی‌تر نیست! مشکلات و دردها هم همینطور... عزیزدلم! نه اندوه، نه بیماری و نه گرفتاری، پایانِ راهِ تو نیستند! پایان راه تو درست همان‌جایی‌ست که کنار می‌کشی و خودت را تسلیم گردباد چموش شرایط می‌کنی. وقتی می‌شود جسورانه از همان ابتدا مقابل اولین مهره‌‌های ناخلف ایستاد و مابقیِ مهره‌ها را نجات داد، چرا ناامید می‌شوی؟ تو قوی‌تر از چیزی هستی که فکر می‌کنی، بسیار قوی‌تر، بسیار جسورتر و بسیار تسلیم‌ناپذیرتر... 👤